تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کمیابترین کدهای جاوا

Google Groups
اشتراك در جوانان ایرانی
:نشانی پست الکترونیک
بازدید از این گروه
خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
توجه :صفحات دیگر خبرگزاری گلپایگان

این پست ثابت میباشد و مطالب این تارنگار همیشه بعداز این پست قرارمی گیری و به روز میشود

شرایط نویسندگی در تارنگا صدنویسنده ای

ماتصمیم داریم تارنگاری با نویسندگی صدنفر که هرکدام کلمه عبورمخصوص به خود و دسترسی به ویرایش مطالب ونظرات خودرا دارند ایجاد کنیم و امکانات ان را بوجود اورده ایم لذا عزیزانی که مایلند یکی از نویسندگان این تارنگار باشند نام و ایمیل و ادرس وبلاگ فعلی شان را برای ما در نظرات یا نظرات خصوصی یا ایمیل زیر بفرستند تا به انها پاسخ داده شوددرضمن نام این تارنگار با مشورت و ارسال نامهای مورد نظر این صد نفر مشخص میشود

azami_javan60@yahoo.com

توجه                           توجه                                   توجه

شما در زیر نام صفحات دیگر خبرگزاری گلپایگان را می بینید و با کلیک بر روی هر کدام از این نام صفحات که در زیر آورده شده است صفحه مربوطه به صورت جداگانه باز می شود این صفحات با قالبهای متفاوت میباشد حتی برای اینکه شما بتوانید هرکدام از این صفحه ها را که دوست دارید در تارنگارتان لینک کنید برای هرکدام از آنها ادرس جداگانه در نظر گرفته ایم که با پس از کلیک بر روی هرکدام و باز شدن این صفحات می توانید ادرس هر کدام از آنها را ببینید.شما در این صفحات امکان نظر دهی نیز در زیر هر خبر دارید.(باتشکرازشما:مدیرتارنگارخبرگزاری گلپایگان)

گروه چت آنلاین   جوانان ایرانی

نوشته های شخصی یک روزنامه نگار(وحیداعظمی)      اخبارجدیدشهرستان گلپایگان

تالار گفتگوخبرگزاري گلپايگان                                          گلپایگان فردا

  آلبوم عکس گلپایگان نیوز(هرچی بخوای)
                                                                              روزنامه قدس اصفهان وگلپایگان 

[+] نوشته شده توسط وحیداعظمی(ژورنالیست) در 20:22 | |

سرخوشی امروز-خلاقیت ودلالی-کوزه سازوکوزه فروش-به امیدیک هوای تازه تر



خلاقيت و دلالي
شما به طور قطع مي‌دانيد چه قرني است. بين كوزه‌ساز و كوزه‌فروش، كوزه‌ساز توليد مي‌كند و كوزه‌فروش يك نوع دلالي انجام مي‌دهد. كوزه‌فروش مي‌خرد و مبلغي بر قيمت اضافه مي‌كند و اگر كوزه توليد نشود او بايد در مغازه‌اش را تخته كند.
وضعيت كشورهاي توليدكننده نفت در برابر كشورهاي صنعتي يا به اصطلاح غربي نيز چنين است.
كشورهاي نفت‌خيز، نفتي را كه خداوند به آنها اعطا كرده است در طبق اخلاص گذاشته و به جهانيان مي‌فروشند و ميلياردها دلار درآمد را به غرب در ازاي خريد كالاهاي توليدي برمي‌گردانند. كشورهاي نفت‌خيز، ثروت بربادده هستند و غربي‌ها دستگاه صنعتي خود را مي‌گردانند و براي ميليون‌ها نفر كار ايجاد مي‌كنند. اما اين وضع تا چه زماني ادامه مي‌يابد؟ به نظر مي‌رسد تا زماني كه ديگر چاه‌هاي نفت خشك شود. آن وقت كشورهايي كه تا ديروز ثروتمند بودند بايد كاسه‌ي گدايي در دست گرفته و برده غربي‌ها شوند.
همه تئوري‌هاي اقتصادي به زبان بسيار ساده آن طور است كه چه رابطه‌اي امروز در دنيا حاكم است.
حكومت مقتدر و دورنگر آن است كه امروز فكر فردا كند. حكومت‌هاي دلسوز و دورنگر آنها هستند كه امروز بودجه‌ي كشور را بر اساس درآمد از كار توليدي بگذارند.
فكر كنيد كه در زمان اختراع تلفن همراه، چند ميليارد دلار تاكنون براي خريد تلفن همراه كشورهاي نفت‌خير پرداخته‌اند در حالي كه همه قيمت لوازم يك تلفن همراه يك دلار نيست. منتهي كشورهاي دلال ميلياردها دلار به كشورهاي توليدكننده پرداخته‌اند.
پس اساس ثروتمند بودن بر فكر و توليد است نه آن كه به معادن تكيه كني كه فناپذيرند.
از سال‌ها قبل يعني از زمان دولت دكتر مصدق اين فكر مطرح شد كه بودجه دولت‌ بايد بدون در نظر گرفتن پول نفت تنظيم شود، ولي اين فكر هرگز اجرا نشد و همچنان درآمد نفت پايه بودجه مملكتي را تشكيل داد.
امروز كشورهاي نفت‌خيز كه اكثر آنها را كشورهاي خلیج فارس تشكيل مي‌دهند، همانند كساني هستند كه پول مفتي به دست آورده باشند و ندانند چگونه خرج كنند و اين پول بادآورده بي‌رويه خرج مي‌شود و كسي به فكر فردا نيست. از زمان سلسله قاجار تاكنون اقتصاد و صنعت كشور شكل ابتدايي داشته و هنوز درجا مي‌زند. فرداي روزگار كه نفت تمام شد براي نسل‌هاي آينده چه بر جاي گذاشته‌ايم؟ پول نفت بايد هزينه‌ي پيشرفت صنعتي كشور شود نه آن كه به جيب صاحبان شركت‌هاي دلالي سرازير گردد
.
سرخوشي امروز
سال‌هاي دوري نيست كه نفت ايران در بازارهاي جهاني به قيمت 8 دلار به فروش مي‌رفت. روزهايي كه اقتصاد ايران در حسرت دلارهاي ناياب نفتي مجبور شده بود به سامان درآيد و اصول اقتصادي به ميزان بيشتري مدنظر قرار مي‌گرفت. شايد اين عادت ما شده كه هر موقع پول داريم قواعد را به فراموشي مي‌سپاريم و در دوران بي‌پولي به ياد آنها مي‌افتيم. در چند سال اخير بسياري از قوانين اثبات شده اقتصادي، به اذعان مسوولين ناديده ‌انگاشته شده است تا شاهد شكل‌گيري تبعاتي در اقتصاد ايران باشيم كه در كتب اقتصادي بسيار در مورد آنها هشدار داده مي‌شود.
اما به نظر مي‌رسد اين همه‌ي ماجرا نيست. جامعه ما و به طور خاص اقتصاد ما در حال حاضر با مشكل جدي‌تري روبه‌رو است و آن هم سرخوشي حاصل از پول نفت است. نشانه‌هاي اين سرخوشي را در زندگي روزمره خود به وضوح مي‌بينيم فقط كافي است كمي دقت كنيم، كالاهاي گونه‌گون وارداتي از ميوه گرفته تا لوازم آرايشي، صنايعي كه تنها به مونتاژ قطعات دلخوش كرده‌اند، عادات مصرفي كه بسيار تغيير كرده و نوسانات در قيمت‌هاي كالاهايي كه تا ديروز چندان در سبد هزينه خانوار به چشم نمي‌آمدند. بديهي است دولت وظيفه خود مي‌داند رضايت حداكثري شهروندان را برآورده كند و چاره‌اي جز تامين آن از منابع خارجي ندارد و چاره‌ساز اين مشكل قطعا پول نفت است. اما تا چه زماني؟
ذخاير نفتي ايران به نيمه دوم عمر خود رسيده‌اند و ما شاهد افت توليد چاه‌هاي نفتي هستيم. بنابراين براي حفظ ظرفيت موجود بايستي به ميزان كافي گاز به مخازن نفتي تزريق شود اما با توجه به اصرار بسيار در زمينه صادرات گاز در واقع اين مهم به فراموشي سپرده شده است و در رقابت با همسايگان بر سر صادرات افتاده‌ايم.
از سوي ديگر با توجه به نرخ رشد مصرف انرژي در كشور بنابر نظر كارشناسان نهايتا تا افق چشم‌انداز بيست‌ ساله كشور يعني سال 1404 ايران نفت براي صادر كردن خواهد داشت. و از اين تاريخ منابع اوليه انرژي توليدي، تنها كفاف مصرف داخلي را مي‌دهد. به عبارت بهتر آرزوي ديرينه اقتصاد غير وابسته به نفت برآورده مي‌شود و درآمدهاي اين ذخاير زيرزميني براي هميشه از سبد درآمدي اقتصاد ايران حذف خواهد شد اما در مورد تبعات آن نمي‌توان خيلي خوشبين بود.
امروز هر جامعه‌اي فرداي آن را مي‌سازد، امروز است كه سرخوشانه از ازدياد درآمد به وارد كردن هر كالايي كه امكان خريدن داشته باشد مي‌پردازيم. تعرفه‌هاي كالاهاي مصرفي، را كاهش مي‌دهيم تا مصرف‌كننده ايراني سرشار از لذت داشتن آنها شود، صنايع داخلي را در گردابي از مشكلات رها مي‌كنيم از كمبود مواد اوليه به علت عدم ارتباط با دنياي خارج گرفته تا بالارفتن هزينه‌هاي توليد و او را در يك رقابت نابرابر محكوم به شكست مي‌كنيم. بدون نگاه به فردايي كه پولي براي وارد كردن اين همه اجناس رنگارنگ نيست. آري وحشتي عميق در كمين اقتصاد ايران است و ما سرمست از درآمدهاي امروز، تنها به فكر هزينه كردن آنها هستيم و مصرف آن را به سوال اول جامعه تبديل كرده‌ايم.
براي تنها يك هفته درآمد نفت را از اقتصاد ايران بگيريد، به نظر شما چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين مساله براي آينده ايران با حفظ روند موجود امري محتوم است. سال‌ها پيش در مقاله‌اي با عنوان "مسجد سليمان امروز، آينده ايران بدون نفت" در ماهنامه ايران فردا به تغييرات رخ داده در اولين شهر نفتي ايران بعد از پايان ذخايرش پرداخته شده بود. به سرنوشت شهري كه امروز در چنبره مشكلات گرفتار آمده، شايد بتوان براي آينده ايران بدون نفت هم تصوري داشت.
صنايع ايران عمدتا با يارانه انرژي است كه توانسته‌اند برپاي خود بايستند، حمل و نقل جاده‌اي كشور به مدد گازوئيل ارزان روزگار مي‌گذراند. فقط در همين دوبخش حمايت حاصل از نفت را حذف كنيم، اقتصاد ايران در گرفتاري‌هاي عميقي فرو خواهد رفت.
اكنون و در گذر اين سال‌هاي پرهياهو آنچه به نظر مي‌رسد جامعه ايران نياز به توجه جدي‌تر به آن دارد، آينده‌ي بدون نفت در اقتصاد ايران است.

سپرده‌های قرض‌الحسنه: سپرده گذاری به امیدیك هوایه تازه‌تر
 ‌
 
کافی است در روز برای لحظاتی تلویزيون تماشا کرده باشید، تا ببینید حجم تبلیغات تلویزیونی در خصوص جایزه‌های قرض‌الحسنه بانک‌ها و قرض‌الحسنه‌ها چه قدر زیاد است. بخصوص بعد از ایام عید و نزدیک شدن به پایان مهلت ثبت نام در یکی از قرض‌الحسنه‌ها، این تبلیغات به شدت دیده می‌شوند.
چند سال پیش بود که مسابقات تلویزیونی متنوع و زیادی در شبکه‌های مختلف به وجود آمدند. مسابقاتی که در اوج به وجود آمدنشان، هزینه‌های هنگفتی برای جوایز برندگان متحمل می‌شدند و امروز هم مسابقات تلویزیونی فراوانی وجود دارند البته با جوایز کمتر و کم‌ارزش‌تر. اما هنوز به نسبت بسیار زیادی وجود دارند.
مکالمه دو نفر در خصوص کار با یکدیگر:
نفر اول: فلانی خوب پول در‌مياره‌ها
دومی: آره، اما کارش یه ایرادی داره.
اولی: چه ایرادی؟
دومی: کارش این جوری نیست که یک دفعه‌ای پول زیادی گیرش بیاد. حقوقش خوبه، اما کار خوب دلالیه. کم کار می‌کنی و یک دفعه پول درمیاري.
چرا مردم به سوی شرکت در این قرض‌الحسنه‌ها پیش می‌روند؟ یعنی شرایط اقتصادی در کشور برای پس‌اندازهای کوچک به چه شکلی است که موجب شده برای مردم بیرزد که در این آزمایشگاه‌های بخت‌آزمایی شرکت کنند؟
برای این مساله می‌توان دلایلی نظیر بی‌کاری، عدم وجود راه‌های مطمئنی برای پولدار شدن با برنامه‌ریزی، وجود فرهنگ بدون کار پول درآوردن، وجود منابع رانتی فراوان، وجود سیستم پاداش‌دهی اجتماعی- اقتصادی و اجتماعی که به ضابطه و توانمندی‌های افراد ارج نمی‌نهد و به رابطه یا شانس افراد بستگی دارد. نبود بازار سرمایه یا بازاری که پس‌اندازهای کوچک را جمع‌آوری و به آنان سود بدهند، و دارای تنوع باشد تا عموم مردم را پوشش و ریسک را کاهش دهد.
اما در این مقاله به این مساله می‌خواهم تمرکز کنم که سپرده‌گذاری قرض‌الحسنه به امید برنده شدن جایزه‌های بزرگ یک کار عقلایی است و می‌توان ثابت کرد که این کار با توجه به شرایط اقتصادی کشور، احتمال ارزش اقتصادی برای افرد خواهد داشت.
آیا تا به حال شده به این مساله فکر کنید که چرا جوایز بانک‌ها مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفته است؟ اگر یک حساب سرانگشتی کنیم، شدت استقبال را می‌توانیم حدس بزنیم. تنها در یکی از تبلیغات تلویزیونی بیش از یک میلیارد جایزه تبلیغ می‌شود. مسوولان سیستم‌های قرض‌الحسنه بانک‌ها نیز اعتقاد دارند که مبالغ جوایز از 2 تا 5 درصد از مبلغ سپرده‌ها تامین می‌شود. حال اگر فرض کنیم در بانک مزبور، مبلغ فوق 5 درصد باشد، یعنی بیش از یک میلیارد تومان جایزه‌ای که تعلق می‌گیرد تنها 5 درصد از کل سپرده‌های قرض‌الحسنه این بانک است. بنابراین حداقل 20 میلیارد تومان مبلغ سپرده‌های این بانک به صورت قرض‌الحسنه می‌باشد. با توجه به اینکه برای این نوع حساب، سود سپرده در نظر گرفته نمی‌شود، بنابراین اغلب کسانی در این بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند که دارای سرمایه‌های کوچک باشند. بنابراین متوجه خواهیم شد تعداد افرادی که سرمایه‌های خردشان را در این بانک به صورت قرض‌الحسنه گذاشته‌اند، بسیار زیاد خواهند شد. در حالی که ما فقط یک بانک را بررسی کردیم. اگر همه بانک‌ها و البته خود سیستم‌های قرض‌الحسنه را در نظر بگیریم، خواهیم دید که میزان استقبال از حساب قرض‌الحسنه چه مقدار باورنكردنی خواهد شد.
حال باید دید چرا سیستم‌های قرض‌الحسنه در ایران به میزان بسیار زیادی مورد توجه قرار می‌گیرند؟ به نظر من جواب بسیار ساده است: چون می‌ارزد. در مورد اینکه چرا می‌ارزد توضیح خواهم داد.
اصولا در بررسی‌های اقتصادی متوجه می‌شویم که همه رفتار اقتصادی افراد به این دلیل است که آن فعالیت یا رفتار می‌ارزد. یعنی یا سود را حداکثر می‌کند یا ضرر را حداقل. بنابراین موضوع استقبال از قرض‌الحسنه‌ها در همین چارچوب قابل تحلیل است. یعنی برای اغلب کسانی که اقدام به اين کار می‌کند می‌ارزد که چنین کاری کنند. وگرنه می‌توانند پولشان را در جاهای دیگری بسپارند. اما ترجیح آنها به سپرده‌گذاری به صورت حساب قرض‌الحسنه که سود هم به آن تعلق نمی‌گیرد، حاکی از این است که چنین کاری برای آنان از لحاظ اقتصادی منطقی است.
حال باید عواملی را بررسی کنیم که نشان می‌دهد این فعالیت برای مردم از لحاظ اقتصادی منطقی است. یعنی این فعالیت به صورت عقلایی انجام می‌گیرد.
برای این کار باید بازار کار و وضعیت تورم بخصوص در مورد مسکن و بازار مالی را بررسی مختصری کنیم.
بازار کار
در سال 83 نرخ بيكاري 3/12 درصد بوده است. اين در حالي است كه بيكاري جوانان در آن سال 2/262 درصد بوده. طبق برنامه‌ي چهارم، تا انتهاي برنامه چهارم بايد نرخ بيكاري به 4/8 درصد برسد. بر همين اساس، در هر سال اجراي برنامه چهارم توسعه، به طور ميانگين بايد 900 هزار شغل ايجاد مي‌شد تا با ايجاد اشتغال براي چهار و نيم ميليون نفر، نرخ بيكاري به 4/8 درصد برسد.
آنچه در اين سال‌ها حايز اهميت است، شكل‌گيري جمعيت 36 ميليوني زير 25 سال است كه تا پايان قرن شمسي حاضر، بر همه‌ي اركان اقتصادي و اجتماعي به ويژه بازار كار كشور اثر خواهد گذاشت.
در حالی که آمار و ارقام رسمی بخصوص در دو سال اخیر در خصوص بیکاری به صورت محافظه‌کارانه‌ای ارايه می‌شود، اما باز هم وضعیت نگران‌کننده است. ایران از جمله کشورهایی است که نرخ بیکاری در آن دو رقمی است. و هدف برنامه چهارم رساندن این نرخ به 4/8 درصد است که به نظر بسیاری از کارشناسان در صورتی که آمار بیکاری به شکل درستی تهیه و ارايه شود، توان رسیدن به این نرخ بیکاری وجود ندارد.
بخصوص اگر نرخ بیکاری برای افراد تحصیل‌کرده در نظر گرفته شود، نرخ بیکاری تحصیل‌کردگان در سال 1383 بیش از نرخ بیکاری عمومی کشور بوده است. و با توجه به این که تغییر مثبت و محسوسی در سیستم آموزشی به وجود نیامده است، به نظر می‌آید نرخ بیکاری تحصیل‌کردگان همچنان بیشتر از بیکاری عمومی باشد. با توجه به اینکه تعداد تحصیل‌کردگان به صورت فزاینده‌ای در حال افزایش است، به نظر می‌آید وضعیت اشتغال برای تحصیل‌کردگان دشوارتر می‌نماید. چه بسیار تحصیل‌کردگانی که در شغل‌هایی غیر از تخصص خود مشغول به کار شده‌اند و چه بسیار تحصیل‌کردگانی که به خاطر نبود کار مناسب به مسافرکشی روی آورده‌اند. با توجه به جداول فوق و تحلیل فوق، صرف پیدا کردن کار آبرومندی حتی اگر هم شرایط مناسب کاری و حقوق و مزایای مناسبی نداشته باشد، توسط افراد پذیرفته می‌شود.
در ضمن بسیاری از کسانی که در آمار و ارقام به عنوان بیکار تلقی نمی‌شوند، (کسانی که در هفته بیش از 1 ساعت کار می‌کنند)، دارای درآمد بسیار کمی هستند. درآمدی که نمی‌تواند هزینه‌های افراد را پوشش دهد و موجب می‌شود پدیده چند شغلی به وجود بیاید. بنابراین بسیاری با شب و روز کار کردن، صرفا توقع دارند، مخارج روزمره خود را تامین کنند.
تورم
وضعیت تورم نیز یکی از مسايلی است که موجب شده قدرت خرید بسیاری از دهک‌های پایین درآمدی کم شود. افزایش 5 یا 6 درصدی کارگران و کارمندان در کنار تورم دورقمی (در سال 86 بیش از 18 درصد) موجب شده که بسیاری نسبت به قدرت خرید خود در آینده نگران باشند.
در کنار تورم دو رقمی (که ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که دارای تورم دو رقمی است) افزایش با شتاب فراوان مسکن را باید مورد توجه قرار داد. در ایران در دهه‌های اخیر همواره زمین و مسکن افزایش قیمت داشته‌اند. البته سرعت افزایش قیمت در سال‌های اخیر به شدت فزونی یافته، به گونه‌ای که در تهران در یک سال گذشته بیش از 100 درصد افزایش قیمت مسکن وجود داشت. بنابراین با وجود حتی درآمدهای نسبتا خوب به صورت معین و ماهانه نیز حداقل باید 10 یا 15 سالی فرد صرفا کل درآمدش را پس‌انداز کند تا بتواند با توجه به قیمت‌های الان، مسکنی تهیه کند. در حالی که وی به خوبی می‌داند، مسکن در حال افزایش قیمت می‌باشد. تقریبا امیدی برای افرادی که دارای درآمدهای کمتر از سطح عالی هستند، برای خرید خانه کمتر از 20 سال وجود ندارد. در حالی که داشتن خانه مستقل آرزوی منطقی هر فردی است.
بازار مالی
بازار مالی در هر کشوری به منظور جمع‌آوری پس‌اندازها بخصوص پس‌اندازهای خرد و هدایت این منابع در جهت تولید و سرمایه‌گذاری‌های مولد فعالیت می‌کنند. بازارهای مالی طبیعتا باید دارای سبدهای متفاوتي برای افراد با خصوصیات مختلف باشند. مثلا هم برای افراد ریسک‌پذیر و هم ریسک‌گریز. این تنوع موجب می‌شود که اغلب سرمایه‌های خرد در بازارهای مالی و حتی به شکل پورتفولیوی متنوعی از دارایی‌ها به کار گرفته شوند. در این صورت به غیر از تامین منابع مالی سرمایه‌گذاری‌ها، سپرده‌گذاران در بازارهای مالی نیز، سود مورد علاقه خود را می‌برند.
اما در ایران بازارهای مالی نتوانسته‌اند گسترش یابند. بازار بورس بعد از دوران رونقش در 4 و 5 سال پیش به شدت سیر نزولی داشته است و بعد از آن که بسیاری از سرمایه‌گذاران خرد در این بازار در این چند سال اخیر ضرر کردند، استقبال از آن کمتر شد. بازارهای مالی دیگری هم وجود ندارند مگر بانک‌ها.

حال با توجه به این مسايل گفته شده، و این میل ذاتی در بشر که دوست دارد هر چه سریع‌تر از امکانات بیشتری استفاده کند و لذت ببرد، (و یا حتی زندگی بکند) آیا به کسانی که سرمایه‌های خرد خودشان را در سپرده‌های قرض‌الحسنه می‌سپارند، نباید حق بدهیم؟
در حقیقت سیستم پاداش‌دهی اقتصادی و اجتماعی در ایران به شکلی است که سرمایه‌های خرد را در جهت فعالیت‌های سوداگرانه سوق می‌دهد.
شاید این سوال پرسیده شود که چرا به سپرده‌گذاری به شکل قرض‌الحسنه فعالیت سوداگرانه می‌گویم؟ مشخص است: زیرا آنان به خاطر برنده شدن احتمالی جایزه بزرگ آن پول‌هایشان را در این قسمت می‌گذارند.
زیرا هیچ راه دیگری برای اینکه بتوانند در زمان نسبتا معقولی حداقل سرپناهی برای خود دست و پا کنند، وجود ندارد.
در حقیقت مردم به صورت ناخودآگاه یک محاسبه انجام می‌دهند و به این نتیجه می‌رسند که سپرده‌گذاری در سپرده قرض‌الحسنه می‌ارزد. آن محاسبه هم این است که احتمال برنده شدن در جایزه بزرگ این سپرده‌ها، که مبلغ بسیار هنگفتی برای فرد است، با اینکه عدد بسیار کوچکی است، اما صفر نیست. اما با توجه به شرایط اقتصادی رسیدن به چنین مبلغی در کمتر از یک سال، و با سرمایه خرد، صفر است. هیچ فعالیت اقتصادی قانونی وجود ندارد که فرد در آن بتواند در زمان نسبتا کوتاهی (کمتر از 5 سال) منابع مالی مناسبی برای تشکیل زندگی مستقل برای جوانان و یا زندگی در سطح بالاتر و ارتقای اجتماعی برای مسن‌ترها، در اختیار فرد بگذارد.
حتی با وجود اینکه سال‌های فراونی برای اغلب افراد وجود داشته که در سیستم قرض‌الحسنه برنده جایزه‌ای هم نشده‌اند، اما باز هم قسمتی از پولشان را به این شکل باقی می‌گذارند. زیرا احتمال برنده شدن هیچ موقع صفر مطلق نیست و نسبت به شرایطی که رسیدن به چنین پولی صفر مطلق است، می‌ارزد.
در حالی که در کشورهای پیشرفته، فرمول‌های قانونی و راهکارهای اقتصادی برای افرادی که می‌خواهند وضعیت‌شان را بهتر از وضع موجود کنند، وجود دارد. لذا با انجام آن فعالیت‌ها توسط اکثر مردم، اقتصاد کشورشان هم رشد و توسعه می‌یابد و هم فرد ارتقای اقتصادی و اجتماعی پیدا می‌کند.
سيستم پاداش‌دهي اجتماعي و اقتصادي در كشورهاي توسعه يافته به صورتي است كه كارهاي مولد را تشويق مي‌كنند. اما در ايران اين سيستم در جهت سوداگري و يك شبه پولدار شدن سوق مي‌يابد.
با توجه به مباحث گفته شده، باید منتظر توسعه و رشد هر چه بیشتر سپرده‌های قرض‌الحسنه‌ در کشور باشیم. تا سال‌های زیادی در آینده، تبلیغات متنوع و پرهزینه بانک‌ها و رقابت با هم در جذب این سپرده‌ها را شاهد خواهیم بود. و همچنان بیشترین تبلیغی که تا سال‌های آتی در صفحه رنگارنگ تلویزیون شاهد خواهیم بود، تبلیغات جوایز سپرده‌هاي قرض‌الحسنه‌ خواهد بود
روياهايي كه مي‌آيند
هيچ كدام از ما نمي‌توانيم انكار كنيم كه حداقل براي يك بار به بردن يكي از جوايزي كه در تبليغات فراگير تلويزيوني پيوسته در حال ديدن و شنيدن هستيم فكر نكرده‌ايم. خانه مسكوني‌، ‌اتومبيل، ‌سفر زيارتي و اسكناس در متراژهاي مختلف، در كل روياهايي بسيار زيبا كه براي لحظه‌اي هم شده ما را از دردسرهاي زندگي رها و در حقيقتي دور غرق مي‌كند؛ بعيد است در برابر وسوسه ارسال پيامك براي برنامه‌هاي قرعه‌كشي تلويزيون مقاومت كرده باشيم. حتما پيش‌آمده كالايي را با انگيزه شركت در قرعه‌كشي آن بخريم و بسياري ديگر از اين موقعيت‌ها كه در طول روزها و هفته‌ها بارها براي ما به وجود آمده است. به راستي چرا همه منتظر هستيم؟
در دوران تعطيلات نوروز امسال حجم اين نوع از تبليغات به طرز باورنكردني افزايش يافته بود و در روزهاي بعد از آن طبق معمول موجي از اعتراض‌ها و حقيقت‌نمايي‌ها به راه افتاده است. همه به دنبال راه‌حل هستند و محكوم كردن سيستم بانكي به سودجويي، تقبيح تشكيل بنگاه بخت آزمايي و…، اما تنها سيستم بانكي به اين روحيه بخت‌آزمايي در كشور دامن مي‌زند؟
جوايز قرض‌الحسنه و افراط بانك‌ها در آن تنها به برجسته كردن روحيه منفي شكل گرفته در جامعه كمك كرد، چرا كه اين عادت مدت‌هاست در ميان ما شكل گرفته است و هر دوره‌اي به رنگي و شكلي خود را نشان مي‌دهد. نمونه‌هاي آن حداقل در يك دهه‌ي اخير كم نيستند. رفتاري كه همه ما هنگام بحث پيرامون آن دلايل براي محكوم كردنش كم نداريم، اما به هنگام پيش آمدن فرصت براي آزمودن شانس، كم پيش مي‌آيد كه از‌ آن صرف‌نظر كنيم.
هر‌ ايده‌اي كه مرتبط با اتفاق پولدار شدن يك ‌شبه، آن هم از راه قانوني‌ باشد، به مذاق هر انساني خوش مي‌آيد و ايراني و غير ايراني ندارد و تنها نبايد ايرانيان را به اين واسطه تقبيح كرد. امري بديهي است كه هر كس دوست دارد با كمترين تلاش به بيشترين پول برسد. اما مشكل جايي است كه اين مساله در رفتارهاي مردم يك جامعه نهادينه شود. امري كه متاسفانه به نظر مي‌رسد در ميان ما جا افتاده است و آن را پذيرفته‌ايم.
در مورد دلايل شكل‌گيري اين رفتار بسيار شنيده‌ايم و بر اساس بسياري از قضاوت‌ها به نظر مي‌رسد متهم رديف اول مردم هستند كه روحيه راحت‌طلبي دارند و بدون كار كردن مي‌خواهند به پول زياد برسند. در اينجا فرصت بررسي اين قضاوت‌ها نيست و قصد اين است به علت‌ها پرداخته شود، نه معلول‌ها كه رفتار مردمان هر جامعه‌اي معلولي از رفتار حاكمان آن جامعه است.
از ميان تمام علت‌ها تاثيرگذارترين، قطعا تبليغات رسانه ملي است، فراگيرترين ابزار اطلاع‌رساني در جامعه ايران. بحث را در دو سطح ادامه مي‌دهم، يكي شكل‌دهي روحيه مصرف‌گرايي در جامعه و دوم دامن زدن به روياهاي مربوط به پولدار شدن يك شبه در ميان اقشار جامعه از طريق پخش مداوم آگهي‌هاي جوايز قرعه‌كشي مختلف و برپايي مسابقه پيش‌بيني‌ نتايج فوتبال كه در نوع خود بسيار تامل برانگيز است.
اثبات تغييرات در روند برنامه‌سازي در تلويزيون چندان سخت نيست، براي مثال كافي است نگاهي به سريال‌هاي دهه 60 و سال‌هاي آغازين دهه هفتاد بيندازيم و با كمي دقت، منازل مورد استفاده در آنها را با سريال‌هاي امروزي مقايسه كنيم. اگر سطح زندگي مردم در اين فاصله تا اين حد متحول شده بحثي نيست، اما به نظر مي‌رسد تنها در ظواهر سريال‌هاست كه تغيير صورت گرفته، چرا كه حتي خانواده‌هاي درگير با مشكلات شديد مالي هم در خانه‌هاي پر زرق و برق زندگي مي‌كنند. اين مساله به تنهايي نقش قابل توجهي در شكل‌گيري عادت مصرفي جامعه داشته است. چرا كه بيننده‌ي اين سريال حداقل حق خود را زندگي در آن شرايط مي‌داند. اين خواسته و عدم دسترسي به آن در دنياي واقعي،‌ زمينه را براي پناه آوردن به رويا فراهم‌ مي‌آورد. اينجاست كه نقش تبليغات چند رنگ و وعده‌هاي مربوط به برنده شدن واضح مي‌شود. از همين زاويه است كه منِ ايراني آمال و آرزوي خود را بر برنده شدن كليد يك واحد مسكوني يا يك اتومبيل استوار مي‌سازم. در اين ميانه حق با كيست؟ در جامعه ما عادت متهم كردن همديگر به رويه‌اي همگاني تبديل شده است. هر كدام از ما ديگري را در پيش‌آمد حوادث ناخوشايند متهم مي‌كنيم. اما اينجا ما بر همين رويه ايستادگي نمي‌كنيم و به دنبال مطرح كردن يك كاستي در جامعه و يافتن راهي براي حل آن هستيم. همه اينها را مي‌توان در چرخه‌اي از علت‌ها جست‌وجو كرد كه بي‌شك بخش عمده‌اي از آنها در حلقه ناكارآمدي‌هاي اقتصادي و سودجويي افراد قابل توضيح است.
با روياها چه كنيم؟
رويا هميشه هم بد نيست. عاملي است براي رها شدن از درگيري‌هاي روزمره، براي ساده انديشيدن پيرامون مسايل و دوري جستن از واقعيت‌ها، بياييد با ديد مثبت به هرآنچه گفته شد بينديشيم.
در سريال‌هاي تلويزيون براي اين همواره خانه‌هاي پر زرق و برق براي لوكيشن انتخاب مي‌شود كه نشانه‌اي باشد بر پيشرفت زندگي در جامعه ايراني و رفاه شهروندان آن كه عموما مشكلاتشان محدود به مسايل خانوادگي است تا مشكلات متعدد اقتصادي، بيننده هم با ديدن اين تصاوير احساس رضايت مي‌كند و تلاش خواهد كرد خود نيز به اين سطح رفاه دست يابد تا مشكلاتش تا اين حد تنزل يابد. از سوي ديگر رسانه ملي با دريافت هزينه‌هاي بالا براي تبليغات، از يك طرف مسايل مالي خود را مرتفع مي‌كند و از سوي ديگر موجبات رشد اقتصادي را از طريق فعاليت‌هاي بانك‌ها و... فراهم‌ مي‌كند. از همه مهمتر گروه اندكي هم از موهبت برنده شدن برخوردار بوده و موجبات شادي‌شان فراهم مي‌شود.
اما اين همه‌ي واقعيت است؟ مي‌شود همه چيز را با همين ديد مثبت تحليل كرد؟ اين‌ها سوالاتي است كه مي‌توان در برابر اين استدلال‌ها و مشابهات آنها مطرح كرد. فقط كافي است كمي واقع‌بين باشيم تا بدون نياز به هيچ محاسبه‌اي، وضعيت نابسامان موجود در زمينه شكل‌گيري روحيه بخت‌آ‍زمايي در جامعه را مشاهده كنيم. رفتاري كه تبعات آن در بلندمدت غير قابل جبران به نظر مي‌رسد

[+] نوشته شده توسط وحیداعظمی(ژورنالیست) در 2:57 | |

حتما این اخبار را بخوانید

                                       مردم ما هم لوس هستند،
خبر رسيده حاكى است، محمد على ابطحى در جريان بازديد از نمايشگاه كتاب كه ماه گذشته برگزار شد، در خصوص دكتر احمدى نژاد رئيس كشورمان گفته است: بعيد به نظر مى‏رسد كه بگذارند احمدى نژاد عوض شود، با اين حمايت‏هايى كه مسوولين بلندپايه نظام از وى مى‏كنند بعيد است دوباره رئيس جمهور نشود.
وى همچنين اظهارداشت: مردم ما هم لوس هستند، پاى صندوق‏هاى راى نمى‏آيند تا اينها (اصولگرايان) راى بياورند.
        اقدامات موهن و خالى از شعور يك تشكل كوچك و غيرقانونى دانشجويى
قدامات موهن و خالى از شعور يك تشكل كوچك و غيرقانونى دانشجويى در دانشگاه بين‏المللى امام خمينى(ره) قزوين، با اعتراض دانشجويان متدين اين دانشگاه همراه شد.به گزارش خبرنگار يالثارات، اين تشكل كه عنوان اصلاح‏طلب را نيز يدك مى‏كشد، چندى پيش در حركتى زشت و شرم آور، به تدفين پيكر پاك شهداى گمنام در محوطه دانشگاه اعتراض كرد و در يك كج فهمى آشكار خواستار آن شد كه دانشگاه تبديل به گورستان نشود. با اين حال آنچه باعث تداوم حركات افراطى اين دانشجونمايان شد انتشار اكاذيبى تحت عنوان اسناد منتشر نشده و ناگفته از انقلاب و حضرت امام(ره) بود. اين جعليات كه در سالگرد ارتحال ملكوتى رهبر كبير انقلاب در تابلوى اعلانات دانشجويان درج شده، به موضوعاتى نظير ماجراى «ايران كنترا»، فوت يادگار امام و...اختصاص داشته است و باتوجه به حضور دانشجويان خارجى در اين دانشگاه بديهى‏ترين اقدام مسوولين امر محاكمه اين دانشجونمايان به دليل نشر مطالب جعل و خلاف واقع است.
اين تشكل كه از حمايت كمتر از پنج درصد دانشجويان برخوردار است، اما با كمك‏هاى مالى و معنوى برخى مسوولان دانشگاه همچنان به حيات كثيف خود در دانشگاه مزين به نام امام خمينى(ره) ادامه مى‏دهد. جالب اينجاست كه برخى منابع جعليات اين گروهك كوچك از اقتباسى ناقص خاطرات مخدوش شيخ ساده لوح ياسر عرفات و متهمان قتل‏هاى زنجيره‏اى مى‏باشد!
به گفته دانشجويان اين دانشگاه همزمانى انتشار اين اكاذيب با جعليات برخى عناصر دوم خردادى درباره امام(ره) بسيار مشكوك مى‏باشد و اين ظن را بر مى‏انگيزاند كه گروهك مزبور از حمايت‏هاى برخى افراطى‏هاى اصلاح‏طلب برخوردار است.
         اجراى طرح ارتقاء امنيت اجتماعى با رويكردى جديد آغاز شده است
سردار احمدرضا رادان ، با عنوان اين مطلب كه اجراى طرح ارتقاء امنيت اجتماعى با رويكردى جديد آغاز شده است، به خبرنگاران گفت: پليس با استمرار در اجراى اين طرح، به دنبال افزايش احساس امنيت در جامعه براى بانوان است .
سردار رادان با اشاره به اينكه از ابتداى طرح تاكنون، بيش از دهها دستگاه خودرو مزاحم، توقيف و با هماهنگى مقام قضائى براى مدت دو ماه روانه پاركينگ شده اند ، گفت: رانندگان متخلف اين خودروها نيز به دستگاه قضائى معرفى شدند .
فرمانده انتظامى تهران بزرگ ، با تاكيد بر اينكه پليس با افرادى كه در پوشش هاى نامناسب به ارزشهاى‏اسلامى جامعه بى‏توجهى مى كنند ، برابر قانون رفتار خواهد كرد ، افزود: بر همين اساس ، تاكنون با تعدادى از هنجارشكنان كه بعضا آگاهانه نسبت به ارزشهاى جامعه بى توجهى كرده اند برابر قانون برخورد و اين افراد به محاكم قضائى معرفى شدند .
                       واي اگر از پس امروز بود فردايي
فردي كه پروفسور اقتصاد معاصر است مي‌گفت: از بالا رفتن روزانه قيمت نفت ناراحت نشويم زيرا ميلياردها دلاري كه غرب براي اين ماده سياه‌رنگ مي‌پردازد، دور زده دوباره به خزانه مالي قدرت‌ها بازمي‌گردد. در اين ميان آنان كه بازنده‌اند كشورهاي نفت‌خيز هستند نه كشورهايي كه توليدكننده صنايع جديد و الكترونيكي هستند. اين استاد اقتصاد چنين مي‌گفت: از نيجريه تا الجزاير و ليبي و خاورميانه و اندونزي چشم بيندازيد همه‌ي اين كشورهاي نفت‌خيز با ميلياردها دلار درآمد از فروش نفت همچنان در كليه توليدات صنعتي نيازمند غرب هستند و غرب به هر قيمتي كه بخواهد توليدات خود را وارد بازار مي‌كند و هيچ كدام در راه مبارزه با بيكاري و توليد ثروت ملي گام برنداشته‌اند.
امروز بايد دريابيم كه اگر از پس امروز بود فردايي كه حتما خواهد بود، كشورهاي نفت‌خيز چه وضعي پيدا خواهند كرد. بدون ترديد ده‌ها كشور نفت‌خيز امروزي وقتي چاه‌هاي نفت خشك شد بايد كاسه‌ي گدايي برداشته و از غرب كمك بخواهند. امروز كشورهاي نفت‌خيز تكيه بر ثروت خدادادي زده‌اند و خرج مي‌كنند، همانند كساني كه در لاتاري برنده شده‌اند، ولي فردا كه ديگر پولي به خزانه نيامد جز گدايي راه ديگري ندارند. ولي آنها كه ميلياردها دلار در راه سازندگي سرمايه‌گذاري كرده‌اند، قادر خواهند بود آينده‌ي نسل جوان را تامين كنند.
«بايد پول نفت بر سر سفره هر ايراني بيايد» اما از طريق توليد در كشور. بسياري از ايراني‌ها از اين جمله شاد شدند كه پول نفت به سفره ايراني بيايد اما از چه طريق؟ از طريق راه‌اندازي صنايع توليدي نه دلالي كه به هدر دادن ثروت ملي است.
مساله اقتصاد بدون نفت از زمان زنده‌ياد دكتر مصدق مطرح شد ولي نه در زمان شاه اجرا شد و نه پس از انقلاب 22 بهمن 1357 و هنوز براي چرخش چرخ‌هاي اقتصاد كشور نيازمند بهره‌گيري از فروش نفت براي تامين بودجه كشور هستيم.
بحران
مي‌خواهيد بدانيد چگونه نفت ما را ذليل خواهد كرد؟ به تحولات جهان نظر اندازيد كه براي شما چه توطئه‌هايي به وجود مي‌آورند.
ديروز به يكباره همه وسايل ارتباطي جهان فرياد برآوردند كه به زودي قحطي جهان را در خود فرو مي‌برد و ميليون‌ها نفر غذا نخواهند داشت زيرا قيمت گندم، لوبيا، عدس، برنج و ساير حبوبات آن چنان بالا مي‌رود كه كشورهاي فقير قادر به خريد آنها نيستند به علاوه باران كم باريده و هزاران هكتار زمين زراعتي از حيز انتقاع افتاده است. آقايان طرح كردند كه جمعيت دنيا رو به افزايش است و براي چنين جمعيتي غذا به اندازه‌ي كافي نيست. چگونه شد كه دقيقا جهان با كمبود مواد غذايي روبه‌رو گرديد؟ تصور نمي‌كنيد كه قيمت نفت و افزايش بشكه‌اي 120 دلار رابطه‌اي دارد با افزايش سرسام‌آور بهاي مواد غذايي؟ شما شاد مي‌شويد از افزايش بهاي نفت ولي سرمايه‌داران بزرگ توطئه‌اي كردند كه ميلياردها دلار درآمد نفت كشورهاي رو به رشد را دوباره به خزانه‌ي غرب بفرستند.
جالب آن كه وسايل ارتباط جمعي جهان چون اسير آنچه كه كشورهاي سرمايه‌داري براي آنها تهيه مي‌كنند هستند، به يك باره فرياد مي‌زنند جهان در خطر قحطي قرار دارد.
بايد بدانيم كه قيمت مواد غذايي را ميلياردرها تعيين مي‌كنند. آنها با در دست داشتن ميلياردها دلار با توليدكنندگان عمده در تماس هستند و همچنان كه در بورس عمل مي‌شود قيمت‌ها را بالا و پايين مي‌برند. در اين زمينه بدبخت كشورهايي هستند كه درآمد نفت را نه در دايره توليد كه در دايره مصرف به كار مي‌برند.
سازندگي بدون درآمد نفت
آيا هيچ توجه داريد كه كشورهايي در جهان هستند كه نه انبار نفت دارند و نه درآمد آن را ولي با اين حال وضع بهتري نسبت به كشورهاي نفت‌خيز دارند.
كره جنوبي طي سي سال از يك كشور عقب‌افتاده در حلقه‌ كشورهاي پيشرفته افتاد. توجه كنيد فقط طي سي سال اتومبيل ساخت، كشتي‌هاي بزرگ ساخت و در همه رشته‌هاي صنعتي خود را از وابسته بودن نجات داد. ژاپن طي يكصد سال از كجا به كجا رسيد كه امروز دومين قدرت جهاني محسوب مي‌شود.
چين كه يك ميليارد و سيصد ميليون نفر جمعيت آن است و بايد براي اين جمعيت عظيم وسايل زندگي فراهم كند نه نفت دارد، نه درآمد آن را و هند با 800 ميليون نفر نه نفت دارد و نه درآمد آن را. امروز يكي از كشورهاي پيشرفته در زمينه الكترونيك است به طوري كه شركت‌هاي آمريكايي اجراي طرح‌هاي انفورماتيك خود را به هند واگذار مي‌كنند.
تركيه يك كشور مسلمان است، نه نفت دارد و نه درآمد آن را اما جامعه‌اش در حركت است و اروپايي‌ها مايلند تركيه عضو اتحاديه اروپا شود.
كشورهاي مسلمان جنوب شرقي آسيا نه نفت دارند و نه درآمد آن را ولي آهنگ پيشرفت آنها كمتر از ديگر كشورهاي پيشرفته جهان نيست. علت اصلي اين پيشرفت‌ها از آن جهت است كه اين كشورها به جاي دلالي توليدكننده هستند.
فرق است بين توليدكننده و مصرف‌كننده. كشورهاي نفت‌خيز و نه توليدي كه پول‌هاي نفت را صرف خريد كالاهايي مي‌كند كه ديگران خلق كرده‌اند، طي چند سال اخير بزرگترين خريدار تلفن‌هاي همراه كشورهاي نفت‌خيز بوده‌اند. ميليون‌ها تلفن همراه از غرب به شرق فروخته شد كه يك منبع ارزي بزرگي بود براي غرب و دلارهاي نفتي به غرب برگشت داده شد. هيچ يك از كشورهاي نفتي به اين فكر نيفتاد كه چگونه مي‌تواند خود آن را توليد كند زيرا توليد آن زحمت دارد و راحت آن بود كه دلار بدهد و تلفن همراه بگيرد. به اين داد و ستد مي‌گويند دلالي نه توليدي. امروز وقتي در خيابان‌هاي كشورهاي عقب‌افتاده راه مي‌رويد اكثر جوان‌ها با يك تلفن همراه در حال صحبت كردن هستند بدون آن كه فكر كنند، سازنده باشند، توليدكننده باشند نه فقط مصرف‌كننده. هزينه ماده اوليه يك تلفن همراه چند دلار بيشتر نيست اما وقتي به بازار مي‌آيد هزاران دلار براي آن به غرب پرداخت شده است.
اين يك نمونه از مصرف تلفن همراه است. تقريبا در اكثر رشته‌هاي توليدي، شرق از غرب عقب افتاده است.
اگر امروز با درآمد نفتي بالا نتوانيم خون تازه‌اي وارد رشته‌هاي توليدي كشور كنيم، فرداي روزگار بدون ميلياردها دلار چگونه مي‌توانيم صيانت خود را حفظ كنيم؟

[+] نوشته شده توسط وحیداعظمی(ژورنالیست) در 13:2 | |

مگر چند سال گذشته؟ كوه كه به اين سرعت چهره عوض نمي كند.

برای خواندن مطلب زیر در صفحه گلپایگان فردای این خبرگزاری میتوانید یا با رجوع به قسمت صفحات دیگر خبرگزاری و کلیک بر روی صفحه گلپایگان فردا این صفحه را باز کنید یا با کلیک بر روی تیتر قرمزرنگ زیر این صفحه را باز کنید و این مطلب را به همراه مطالب دیگر این صفحه مطالعه نمایید و نظر خود را نیز درج نمایید

به امید روزی که گریه ها خنده شوند    نوشته  وحیداعظمی

دلم گرفته ازهمه چیزو همه کس تا به حال اینجوری وبه این شدت نبودم که چند روزیه انقدر خسته ودل گرفتم انگاری امید را در درونم خشک کرده اند حال غریبی دارم ،شبهادوست دارم تاصبح بیداربشینم و غصه بخورم ،اخه الان هم نمیدونم چی بنویسم آخه نوشتن هم دل خوش میخواد دل خوشی که انگاری با حال من غریبه است وقتی حال خودم را اینجوری میبینم دلم واسه حال اون جوون کاملا بیکار از یه خانواده فقیر بیشتر میسوزه شاید در این وقتها که حال خوشی ندارم یادگرفتم به افراد سطح پایین جامعه فکر کنم تا از همین چیزهایی هم که خداوند بهم داده شکرگزار باشم و اصلا به افراد سطح بالای جامعه فکر نمیکنم چون برای اونها هم دلم میسوزه که به چیه این دنیا و روزگار دل خوش کرده اند و اینجوری خودشون را جر میدهند که دوتاشون را چهارتا کنند . اری داشتم میگفتم حال غریبی دارم انگاری خستگی و اندوه و تنهایی تمام عالم منو گرفته و دستم به هیچ.............بقیه این مطلب را در صفحه گلپایگان فردامربوط به این خبرگزاری بخوانید برای باز کردن صفحه گلپایگان فردا به قسمت صفحات دیگر خبرگزاری در همین صفحه رجوع کنید و بر روی صفحه گلپایگان فردا کلیک نمایید تا این صفحه دیگر خبرگزاری بازشود و مطالب آن را مطالعه نمایید


سخن  با کارگزاران و خدمتگزاران مردم درنظام اداری کشور

درمورد این مطلب حتما نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید

در نگاه امیرالمومنان علی(ع)حقوق مردمان بالاترین و والاترین حقوق شمرده میشود تاآنجا که امام (ع)حقوق وحرمت مردمان را برخاسته ازاصل توحید و پیوندیافته با آن می بیند،چنانکه
می فرماید:(واجبها،واجبها!آن را برای خدا به جا آرید که شما را به بهشت میرساند.)
درنظام اداری آنچه میبایست در راس مناسبات و رفتارها وروابط حاکم باشد،حرمت بانی مردمان وپاسداری از حقوق آنها است ،ودر این صورت است که یک نظام اداری برپایه اخلاق اسلامی
ظهور می کند.درنگاه پیشوای حق مداران ،علی(ع)رعایت حقوق مردمان و ادای آن بالاترین ارزشها میباشد وقدر و منزلت هرکس در ارزش نهادن به این امر است.
آری اخلاق اداری مناسب ومطلوب زمانی سازمان می یابد که کارکنان نظام اداری  از منظری درست وصحیح به مردمان بنگرند و خود را خدمتگزار وخزانه دار مردمان ببینند،امیرالمومنان به
کارگزاران خود چنین فرموده اند:پس داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان  شکیبایی ورزید که شما رعیت را خزانه دارانید و امت را وکیلان و امامان را سفیران ،حاجت کسی را
روا نکرده مگذارید و او را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.
کارکنان نظام اداری در حقیقت هنگامی می توانند به درستی انصاف و عدل راپاس بدارند و داد مردم را از خویش بدهند و در رفتار و کردار وعمل با آنان شکیبایی و تواضع و انصاف داشته باشند
 و با آنها طلبکارانه برخورد ننمایند و خود را کاملا خدمتگزار و خدمتکار آنان بدانند که نگاه و تفکر خود را به مکردمان تصحیح و نکو نمایند وخود را وکیل و خدمتگزار آنان ببینند  و این احساس را
داشته باشند که به موکلان خود پاسخگویند و فلسفه وجودی خود در نظام اداری را خدمتگزاری به مردمان بدانند.
به راستی در اخلاق اداری و همچنین رفتار انسانی تباه کننده ترین و خطرناکترین آفت این است که  کارگزاران و کارکنان نظام اداری  و در حقیقت خدمتگزاران مردم از بالا به پایین به مردمان
 بنگرند و خود را بر آنان مسلط ببینند و احساس کنند ودر اداره امور که به آنان محول است خود را فرمانروا تصور نمایند و اراده فرمانروایی  کنند حتی  اینکه چنین  اراده ای در فکرشان باشد
چه رسد به عمل.در اینجا به نقل سفارش شگفت و رهنمون ساز واساسی امیر المومنان علی(ع)در تصحیح روش و بینش  وکنش کارکنان و کارگزاران دستگاه اداری نسبت به مردم در
عهدنامه مالک اشتر می پردازم که ایشان  می فرمایند:
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان و همچون جانوری درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری !زیرا مردمان دو دسته اند :
دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر درآفرینش با تو همانندند.گناهی از ایشان سر میزند یا علتهایی برآنان عارض میشود یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان میرود.به خطایشان
منگرو از گناهشان درگذر چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید،چه تو برتر آنانی و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آنکه تو را ولایت داد بالاتر،واو ساختن
 کارشان را از تو خواست وآنان را وسیلت آزمایش تو ساخت.و خود را آماده جنگ با خدا مکن که کیفر او نتوانی برتافت ،ودر بخشش و آمرزش از او بی نیازی نخواهی یافت،و بر بخشش
پشیمان مشو و بر کیفر شادی مکن و به خشمی که توانی خود را از آن برهانی مشتاب.و مبادا بگویی من اکنون بر آنان مسلطم،از من فرمان دادن است و از ایشان اطاعت کردن،زیرا این
کار دل را سیاه و تباه سازد و دین را پژمرده و بی آبرو نماید و نعمت را زایل و بلا و آفت را نزدیک گرداند.و اگر قدرتی که از آن برخورداری،نخوتی در تو پدید آورد وخود را بزرگ بشماری،بزرگی
حکومت پروردگار را که برتر از توست بنگر،که چیست،و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست،که چنین نگریستن سرکشی تو را می خواباند و تیزی تو را فرو می نشاند و خرد
رفته ات را به جای باز می گرداند.
به راستی که این سفارش امام باید همیشه مد نظر خدمتگزاران مردم باشد و اگر نگاه کارکنان نظام اداری به مردمان تصحیح نشود و خود را مالک مردمان تصور نمایند ،به رفتاری سبعانه
گرایش می یابند و به بیان امام (ع)همچون جانوری درنده میشوند که خوردن اموال مردمان و دریدن حرمت ایشان را غنیمت می شمارند.امام(ع)تاکید میکند که کارکنان و کارگزاران نظام اداری
 مردمان را یا همسان در آفرینش یا برادر دینی خود ببینند و به هیچ وجه خود را از آنان برتر نینگارند،بلکه با نگاهی خدمتگزارانه قلب خود را از رحمت و دوستی و مهربانی به آنها آکنده سازند
و با آنان به بهترین اخلاق سلوک نمایند و به آنها خدمت نمایند. براساس چنین نگاهی است که رفتار و کردار مبتنی بر اخلاق سازمانی مطلوب و صحیح جلوه می نماید.
پس چه زیبا وزیبنده ونکو است که کارکنان و خدمتگزاران مردم در همه امور مربوط به مردم تکریم ارباب رجوع و احترام  آنها را بیش از پیش همیشه انجام دهند و بکوشند مطلوب آنها را براورده سازند و رضای خالق را از خویش به عمل آورند


خبرهاومطالب جدیدرادرصفحه جدیدخبرگزاری گلپایگان به نام اخبارجدیدشهرستان گلپایگان بخوانید

چرا شهرستان گلپايگان با داشتن اين استعدادها نسبت به شهرهاي ديگر عقب افتاده است(این مطلب را درصفحه اخبارجدیدشهرستان گلپایگان این خبرگزاری بخوانید)


امروز سفره ماديات را بهتر مي شناسيم؟    (توسط:رضامنادی)

مانبا ختيم
ما نباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
مانباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
كوه ها برگامهامان به سجده نشستند وآسمانها بر سجودمان غبطه خوردند .
تيغ ها از حنجره هامان گريزان بودند ، وحنجره هامان تشنه خون حيات.
قلب هامان در حسرت ديدار گلوله ي سوخت ، وانفجار ، آرزو به دل گريز از ما.
ما با "مين" ها هم خانه بوديم وبر سر سفره "تخريب" تناول مي كرديم.
دود وخاكستر ، سايه بان مان بود وآتش ، گرماي وجودمان .
زمين كه مي خورديم ، آسمان مي شكست،وبرهوا كه مي رفتيم،زمينيان غبطه مي خوردند.
سرهامان با سربند نسبت نزديك داشتند ، وسربندها با قناصه،احوالپرسي مي كردند .
لب هامان با خنده بيشتر مانوس بود،واشك هامان جاري چشم هاي پاكمان.
پوتين كه برپاي مي كرديم ،زمين را اززيارت گام هامان محروم مي ساختيم ، وكلاهخود را كه بر سر مي گذاشتيم ،خورشيد از نتابيدنش بر خود مي لرزيد.
پس: بياييم به شهدا فخر نفروشيم.
بياييم وبرادري جبهه هارا به شهري ها مانوس سازيم.
بياييم يك بار ديگر خود را بيازماييم .حرمت گل ها را پاس بداريم . سبزه ها را لگد نكنيم .قرار نيست همه گياهان گل بدهند . انتظار بيجا نداشته باشيم . هرگلي بويي دارد،همه را به يك چشم زيارت نكنيم .
ما كه : 
هرروز به گلها سلام مي كرديم ،چرا امروز از احوالپرسي غنچه ها دريغ داريم؟
هر شام با تبسم شيرين زندگي مي خفتيم ،امروز با حسرت گذشته دل را چركين مي كنيم؟
هر شهر،ميمان قنوت دستهايمان بوديم ،امروز سفره ماديات را بهتر مي شناسيم؟
هرروز هنگام غروب ،دل به درياي بيكران آسمان مي سپرديم وروح را جلا مي داديم،امروز از لطافت خلقت وجلال وجمال غافليم؟
بياتا:
يك بار ديگر به روزهاي نه چندان دور بر گرديم.يك بار ديگر در قنوت نمازهامان به پرواز در آييم.
يك بار ديگر به همسايگان خود، تبسم زندگي بسيجي هديه دهيم.
يك بار ديگر به صفر كيلومترها وتازه واردها به ديده احترام بنگريم.
يك بار ديگر هجوم بريم ومازودتر ظرف هاي تبركي را شستشو دهيم وهمچنان در سلام كردن به ديگران پيشي بگيريم.
مگر چند سال گذشته؟ كوه كه به اين سرعت چهره عوض نمي كند.
هرچقدر هم كه سيلاب وطوفان سنگين باشد!


آيا فقط سهميه بندي بنزين در امر صرفه جويي سوخت كافيست.
از سال 1385 تا كنون يكي از مسئل مهم بوقوع پيوسته در كشور بحث سهميه بندي بنزين وعدم فروش آزاد آن مي باشد . اما سوالي كه مطرح مي كنم اين است كه آيا فقط سهميه بندي بنزين در امر صرفه جويي سوخت كافيست وجواب آن به وضوح روشن است كه راههاي بسيار بيشتري در كنار اين سهميه بندي وجود دارد كه با يك اقدام جهادي از سوي مجلس ودولت ودستگاههاي اجرايي در همه سطوح براي نظارت واجراي هرچه بهتر وقويتر جهت روشهاي به كار بسته شده ودر حال انجام وبه كار بستن طرحها وروشهاي جديد مي توان مصرف سوخت را تاحد ممكن كاهش داد كه اعتقاد دارم در اين صورت مصرف سوخت تا حد بسيار چشمگير وقابل توجهي در كشور پايين مي آيد ودر عوض مي توان ميزان سهميه قشرهايي از مردم را كه وضعيت اقتصاديشان با بنزين ارتباط نزديكتري نسبت به سايرين دارد ويا قشر آسيب پذير جامعه هستند را افزايش داد. در اين راستا مجلس شوراي اسلامي با انجام كارهاي كارشناسي ومطرح ومطالعه كردن طرحهاي مختلف در كميسونهاي مربوطه وتصويب راهكارهاي مناسب ونظارت دقيق برروي آنها در صورت به تصويب رسيده شدنشان مي تواند تاثير بسيار قابل ملاحظه اي در اين موضوع داشته باشد . كارخانه هاي بزرگي كه هر ماه هزاران دستگاه اتومبيل را با تبليغات فراوان رسانه اي وارد چرخه ترافيكي شهرها مي كنند بايد هر چه بيشتر در ارائه خودروهايي كم مصرف تر بكوشند ويا هرروز بيش از بيش مسئولين وارگانهاي مربوطه براي تقويت مرزهاي كشور وجلوگيري از قاچاق سوخت وبرخورد با عوامل آن وهمدستانشان تلاش نمايند ، بايد براي توسعه پلايشگاههاي داخلي اقدام نمود ، آيا تخصيص بودجه ويژه و كافي براي گاز سوز كردن اتومبيلها وترغيب صاحبان آنها جهت گاز سوز كردن خودروهايشان لازم نيست . همچنين لازم است اقدامات كافي جهت تسهيل هرچه بيشتر در امر خارج كردن اتومبيلهاي فرسوده وزدودن قوانين دست وپاگير از اين موضوع ورفع مشكل مردم محروم قدمهاي بيشتري برداشته شود .
كشور ما يكي از بزرگترين دارندگان ذخاير نفتي وگازي در جهان مي باشد ومي توان با به كار بستن تدابير وراهكارهاي مناسب هم در بحث صرفه جويي سوخت موفق بود وبا گسترش وتوسعه پالايشگاهها حتي مي توانيم كشورمان را در بحث توليد بنزين خود كفا نمائيم .


ودائم با خود مي گوئيم شايد اين جمعه بيايد شايد . . .

حضرت مهدي (عج) دوازدهمين امام شيعيان در سامرا ديده به جهان گشود : نام آن حضرت محمد همان نام جد بزرگوارش رسول الله (ص) است وپيامبر خود اين نام را برايشان نهادند . القاب مشهور آن حضرت عبارتند از : مهدي ، قائم ، منتظر ، حجت ، خلف صالح ، بقيه الله ، منصور ، صاحب ار ، ولي عصر ، صاحب الزمان . . . كه معروف ترين آنها مهدي است . ايشان را از آن جهت مهدي گويند كه هدايت به حق مي كند . قائم گويند چون قيام به حق مي كند ومنتظرش گويند چون مومنان  در انتظار قدوم اويند وحجت نامند از آن رو كهحجت وگواه خدا بر حق است . . .
پد رايشان امام حسن عسگري ومادرش ريحانه نام داشت كه نرجس ، صيقل وسوسن نيز ناميده مي شد چون در وقت حاملگي درخشش ونورانيت خاصي داشت صيقل ناميده شد .دوران زندگي حضرت را مي توان به سه دوره تقسيم كرد. اختفاء غيبت صغري وغيبت كبري .دوره اختفاء = اين دوره از هنگام تولد حضرت تا رحلت امام عسگري است . در مدت اين 5سال حضرت در دوران پدر بزرگوار خود زندگي مي كرد . غيبت صغري = با شهادت امام عسگري مرحله غيبت كوتاه امام دوازدهم  آغاز شد و7 سال به طول انجاميد واين غيبت به لحاظ اينكه از جهت زماني محدود است به آن غيبت صغري گويند اين دوره نقش بسيار مهمي د رايجاد آمادگي شيعه براي پذيرش غيبت كبر ي داشت . غيبت كبري = سومين مرحله از زندگي امام مهد ي را دوران غيبت كبري تشكيل مي دهد اين دوره پس از سپري شدن غيبت صغري آغاز شد وتاكنون ادامه يافته وبه امر خدا تا هنگام حصول » اقتضاي نامه«يعني آن زمان كه زمينه پذيرش ورهبري وحكومت جهاني آن حضرت از نظر عِده وعُده فراهم شود ادامه خواهد يافت . اين مرحله ميدان بزرگترين آزمايش انسانها وغربال مومنان وسنجش ايمان وعمل قرار گرفته در اين مدت طولاني حجت خدا در پشت پرده غيبت خورشيد گونه از پس ابرها نورافشاني مي كند . ياران مهدي (عج) همگي جوانند ، اين احكام زيبا  وتر جهان سخن مولا علي ار مغاني براي نسل نو است ياران مهدي 313 نفر هستند به تعداد ياران پيامب ر اكرم در جنگ بدر وبه تعدا د ياران طالوت در نبرد با جالوت . حادثه موعود از يك شب جمعه آغاز مي شود . امام زمان در ميان درب  خانه خدا ودركنار ركن ومقام مي ايستند وآنگاه بانگ بر مي اورد اي فرماندهان من ! اي نزديكان من ! اي كسانيكه خداوند پيش از ظهور من آنها را براي ياري من در روي زمين ذخيره كرده است بسوي من بشتابيد وبه فرمان من گرده نهيد . وجود 50 زن جوان در ميان 313 يار امام زمان حكايتگر جايگاه ويژه آنان در عصر ظهور است البته بجز 313 يار اصلي .اعراب من ولايق در زمره اصحاب عمومي مهدي خواهندبود .
واكنون كه درزمان غيبت ايشان  به سر مي بريم دست به دعا برافراشته ايم ويكصدا فرياد مي زنيم سلام عي آل ياسين وهرجمعه با خود زمزمه مي كنيم كه مهدي جان سالهاست كه منتظريم تا با آمدنت زمين را پر از عدل وداد كني وگل نرگسي را كه مدتهاست با چشمان اشك آلودمان  انتظارش را مي كشيم وآمدنش را مي خوانيم به ما هديه كني وبا آمدنت شكوفه هاي بهاري را به ما ارزاني داري واز تو مي خواهيم ما را درزمره يارانت بپذيري . ودائم با خود مي گوئيم شايد اين جمعه بيايد شايد . . .

نظرخودرادرقسمت نظرات درج نمایید

[+] نوشته شده توسط وحیداعظمی(ژورنالیست) در 0:58 | |

صفحات جدیدخبرگزاری گلپایگان باقالب هاوآدرسها وموضوعات متفاوت ایجادشد

درشهرستان گلپايگان وخوانسار نيز انتخابات مجلس هشتم با انتخاب حجت الاسلام حاج ابراهيم نکونام به پايان رسيد و ايشان به عنوان نماينده شهرستانهاي گلپايگان وخوانسار به مجلس هشتم راه يافت و اميدواريم با توجه به..............