خبری-تحلیلی-اجتماعی-فرهنگی--هنری-به همراه خبرهای شهرستان گلپایگان
کودکی هامو یادته.
راه افتادم دست می زدي
.از گونه هام بوسه چیدی
.می افتادم می ترسیدی
با خندهایم خنده کردی
چه زود گذشت بزرگ شدم.
اما ریشه هامو زلزله لرزوند
می افتادم بی هیچ دلیل
چپچپ نگاه کردناتو می فهمیدم
دوباره باز راه افتادم
چرا پس این زلزله ها رهام نکرد
هی افتادم بلند شدم هی افتادم بلند شدم
تنها بودن اما بده به خاطر زلزله ها چی شدحالا تنها شدم
تنها شدم

اولین عکس مربوط به دیوار حمام گلستان در خیابان امام حسین کنار
کوچه مسجد عموکرم میباشد قابل توجه شهرداری گلپایگان
دومین عکس مربوط به خوابگاه دخترانه سابق واقع در بلوار سلمان فارسی
میباشد که وقتی از خوابگاه گرفته شد بر روی چندین دیوار یادگاری هایی با ابعاد
چند متری به صورت نقاشی های عاشقانه وانواع واقسام دست نوشته وشعر
مشهود بود حالا هی بگین بمیرم برای دخترا چقدر مظلومن در صورتی که مثل
پسرا آخر مظلومن(به کسی برنخوره انتقاد طنزه دیگه وسوزه شیرین کاریهای
دانشجویی که اکثرا در این دوران داشتن شاید منم داشتم
ز بس در شهر تنهايي برفتم كو به كو خسته
شده چون موي شبگونت وجودم مو به مو خسته
در اين شهر فراموشي يكي همناله ميخواهم
نشد همنالهيي پيدا و من از گفتوگو خسته.
چه كنم، دلم از سنگ كه نيست!
غلامرضا باطني، تبريز
موقعي كه از خودم خسته ميشم
دلم از عالم و آدم ميگيره
وقتي از همسايهها،
از آدما،
وقتي از غمهاي ناتموم عمر
دلگير و خسته ميشم
بغضم و باز ميكنم،
گريه آغاز ميكنم؛
چه كنم؟!
دلم از سنگ كه نيست.
وقتي از بچههاي بي سرپناه
وقتي از آدماي كنار راه
وقتي از گلهاي خشك گلدونا
وقتي از ماهيهاي پولك سياه
با شما حرف ميزنم؛
دلم انگار، ميگيره
اشكام از چشام سرازير ميشه
چه كنم؟!
دلم از سنگ كه نيست.
موقعي كه ميشنوم يه شاپرك،
توي تار عنكبوتي افتاده
موقعي كه ميبينم، پرندهاي
توي سرما، زير برفا، جون داده
نفسم تنگ ميشه،
زندگي برام بدآهنگ ميشه
چه كنم؟!
دلم از سنگ كه نيست.
اين چيزايي كه ميگم شب تا سحر
قصهي زندگي من و شماست:
هيچ كسي دس رو دلامون نگذاشت
توي باغ عمرمون، گلي نكاشت
هيچ كسي تو اين شباي بيكسي،
سرمونرو، روي شونههاش نذاشت
با شما اگه نگم به كي بگم؟
چه كنم؟!
دلم از سنگ كه نيست...
برخى از مردم تحت تاثير ادعاهاى فردى مدعى ارتباط با ائمه(ع)، اقدام به چرخيدن دور درخت منزل وى مى كنند. به گزارش جهان، فردى در يكى از شهرستان هاى اطراف تهران به طرح ادعاى رويت ائمه (ع)در خواب و مشاهده آنان در زير درخت منزل خود كه اقدام به شفاى بيماران مى كردند ، به سوء استفاده از باور هاى دينى مردم شهرستان مذكور مى پردازد . اين گزارش مى افزايد، وى از مراجعه كنندگان براى حضور در اطراف درخت مى خواهد تا با ذكر الله اكبر برگرد آن طواف كنند !گروهى از مردم نيز با تجمع در محل سكونت فرد مدعى با نذورات و بستن پارچه به درخت در پى شفاى خود هستند
اجازه هستكه عشقتو تو كوچه ها داد بزنم؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه
اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟
جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه
بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري
بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري
اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟
چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم
اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟
بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد
اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟
دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم
اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟
تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم
اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟
بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم
اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يكي شبا خواباي رنگي ميبينه سرشا كه رو بالش ميذاره
سهم اين يكي كابوسه صاحب خونه،بدهي،اجاره
فقير پولدار هر دلي واسه خودش هزارتا غصه داره
همسفر هستيم با هم تو اين مسير
مثل باون شو تو اين كوير
بي تو دل اينجا مي رسه به ناكجا
چراغ راهم باش اي خدا
اي خدا اي خدا اي خدا اي خدا
|
ابوعلى سينا عرب شد! شركت پست كويت درسرقتى آشكار پزشك و فيلسوف بزرگ ايرانى را تغيير هويت داد. به گزارش البرز اين شركت پستى با انتشار تمبرى از ابوعلى سينا وى را يك دانشمند وفيلسوف اهل كويت معرفى مىكند! اين گزارش حاكيست دراين تمبر تصويرى از ابوعلى سينا منتشر شده است كه درحاشيه آن عبارت«ذكرى مرور الف عام على مولد ابن سينا فيلسوف الدوله العربيه الاسلاميه و طبيبها» درج شده است.اين تمبر به مناسبت هزارمين سال تولد ابن سينا منتشرشده است.قيمت درج شده بر روى آن 80فلس است.۱۳۸۶/۱۲/۲۶ |
شعري از(طالب گلپايگاني)فروردين87
من از اين درد گراني گله دارم چكنم گره اي سخت بيفتاده به كارم چكنم
قسط بانك سپه و ملت و قرض الحسنه باورت نيست خزان كرده بهارم چكنم
قبض گازوتلفن يكطرف وآب وبرق كس نداند كه به غم كرده دچارم چكنم
قسط بانكي كه بود نام شريفش مسكن برده از دل به خدا صبر وقرارم چكنم
روزوشب ميزنم ازبهرطعامي سگ دو خرج وهم برج درآورده دمارم چكنم
زن زليلي بگرفته است گريبان مرا چون خرباربري گشته سوارم چكنم
خرج خانه بودافزون ودرآمداندك ارث وميراث پدرهيچ ندارم چكنم
ارث وميراث پدربود فقط يك وافور كه مراكرده شب وروزخمارم چكنم
پول وسرمايه ندارم كه به وارث بدهم باچنين وضع اگرجان بسپارم چكنم
هرسه شغلي كه نصيب من شاعرشده است ترسم اين كاربردبرسردارم چكنم
(طالبا)شعرتوفاني نشود با نامت منما شكوه كه سرمايه ندارم چكنم