تبليغاتX
خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبری-تحلیلی-اجتماعی-فرهنگی--هنری-به همراه خبرهای شهرستان گلپایگان

"پان پراگ" نوعي ماده مخدر است نه خوشبو كننده دهان

"پان پراگ" نوعي ماده مخدر است كه عوامل سودجو آن را با عنوان خوشبو كننده دهان در مقابل مدارس، مراكز آموزشي و سوپر ماركت‌ها و نيز توسط دست فروشان براي نوجوانان، جوانان و دانش‌آموزان عرضه مي‌كنند. اين مواد با نام‌هاي پان(‪ ،(Paan‬چاليا(‪ ،(Chaalia‬گوتكا(‪ (gutkha‬و نيسوار(‪ (niswar‬در پاكستان، اندونزي، مالزي، فيليپين، چين، تايوان، كامبوج، ويتنام، لائوس و هند توليد مي‌شود. محتويات پان پراگ تركيبي از "تنباكو، آهك، خاكستر، ادويه‌هاي معطر، ساخارين و اسانس‌ها و افزودني‌هاي غيرمجاز" و تركيباتي همچون "آرسنيك، كربنات منيزيم، سرب و به خصوص مواد مخدر افيوني" است.

پان پراگ در اشكالي مانند "پودرهاي خوشبوكننده دهان، آدامس و پاستيل" توزيع شده و به صورت مكيدني و يا جويدني استفاده مي‌شود. مسئول واحد اطلاع رساني دارو و سموم دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني گلستان به ايرنا گفت: سرطان دهان، حنجره و لثه، ايجاد عوارض قلبي و عروقي، ايجاد عوارض در دستگاه تنفسي، آسيب برگشت ناپذيري سلول‌هاي مغزي، اعتياد و علائم وابستگي جسمي و عوارض رواني مانند توهم، گيجي و شادي كاذب و از دست دادن تعادل رفتاري و حركتي، سبكي سر و تشنگي بيش از حد، تنها بخشي از عوارض مخدر پان مي‌باشد. دكتر "سميه فرهادي" با بيان اينكه نيكوتين موجود در تنباكو اين مواد، سبب زردي رنگ دندان‌ها و ايجاد آسيب جدي به سلول‌هاي مغز مي‌شود مي‌افزايد: مصرف اين مواد باعث افزايش بزاق دهان مصرف‌كننده و دفع آن سبب انتشار بيماري‌هايي مانند "سل و هپاتيت" مي‌شود. معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشكي گلستان نيز با هشدار در خصوص ماده مخدر پان پراگ مي‌گويد: از آنجايي كه به واسطه شكل و بسته بندي‌هاي بعضا شكيل و فريبنده اين ماده كه به عنوان آدامس، پاستيل و پودرهايي با طعم نعناع و خوشبوكننده دهان عرضه مي‌شود، لازم است از خريد و مصرف هر نوع ماده خوراكي در اين اشكال در بسته بندي‌هاي مشكوك و بدون تاييد وزارت بهداشت خودداري نموده و خانواده‌ها نيز بر مصرف اين خوراكي‌ها توسط فرزندان نظارت كنند. وي توزيع و رواج اين مواد را از سوي افراد سودجو و به صورت هدفمند مي‌داند و يادآور مي‌شود: به نظر من هر چيزي كه به سلامت مردم لطمه بزند و منجر به آسيب‌هاي جدي به جسم و عوارض روحي، رواني در افراد شود، هدفمند است و بايد جلوي اين موارد گرفته شود. وي با تاكيد بر لزوم آموزش به جوانان و نوجوانان در خصوص پرهيز از مصرف اين مواد يادآور مي‌شود: معاونت غذا و داروي استان براي آگاهي بخشي بيشتر جامعه و به خصوص در بين قشر جوان اقدام به تهيه و چاپ پوستر، بروشور و تراكت درزمينه عوارض و آسيب‌هاي اين ماده كرده و به تعداد زياد در مدارس و محيطهاي آموزشي توزيع شده است. معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي استان گلستان نيز در خصوص لزوم آگاهي و اطلاع‌رساني مواد مخدر و از جمله پان پراگ مي‌گويد: چنانچه سطح آگاهي مردم و به ويژه جوانان در خصوص مواد مخدر و به خصوص مواد جديد افزايش يابد، سطح تقاضا كاهش مي‌يابد.

سرهنگ "محمد تمسكني زاهدي" مي‌افزايد: يكي از راههاي پيشگيري از اعتياد به خصوص در بين جوانان و نوجوانان دادن آگاهي‌هاي لازم به فرزندان است. به گفته وي، ارتباط صميمانه والدين با فرزندان و توجه نمودن به نيازها و خواسته‌هاي منطقي آنها و همچنين مراقبت از ارتباط بين فردي فرزندان با دوستان از سوي خانواده‌ها، مي‌تواند به افزايش آگاهي قشر جوان و نوجوان و كاهش تقاضا در بين آنها بيانجامد

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 0:5  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

بازگشت گنجى با خرید خانه 5/4ميلياردی

 

 

 

اكبر گنجى، روزنامه نگار ساكن آمريكا، در صدد خريد خانه اى به قيمت چهار و نيم ميليارد تومان در تهران است. وكيل وى آپارتمانى  ???مترى را در يكى از برجهاى مجلل منطقه محموديه تهران پسنديده است.

اكبر گنجى، روزنامه نگار ساكن آمريكا در صدد خريد خانه اى به قيمت چهار و نيم ميليارد تومان در تهران است. يك منبع آگاه كه نخواست نامش فاش شود با اعلام اين خبر به صبح افزود: «در حال حاضر وكيل اكبر گنجى كه از طرف او براى انجام معاملات در ايران استخدام شده است، يك واحد آپارتمان ??? مترى را در يكى از برجهاى مجلل منطقه محموديه تهران پسنديده است و قرار است به زودى آن را براى‏گنجى خريدارى كند.»

به نظر مى‏رسد، گنجى كه توسط برخى منابع آمريكايى حمايت مالى مى‏شود اين روزها با پولهايى‏كلان مجدداً مى‏خواهد به ايران بازگردد؛ حداقل خريد يك چنين خانه گران قيمتى در تهران اين مسئله را به ذهن متبادر مى‏سازد.

اكبر گنجى چندى پيش در تورنتو كانادا درجمع ايرانيان مقيم كانادا در مورد مسايل داخلى ايران به ويژه انتخابات به ايراد نظرات وخطابه پرداخته است

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 13:15  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

الهى!... چنان كن كه دنيا را خرج «دين» كنيم، نه دين را خرج «دنيا»!

الهى!... كعبه و محراب ، نشانه است، معبود، تويى!

درس و كتاب، بهانه است، مقصود، تويى!

الهى!... توفيقمان ده كه در ميدانِ عِلم، پرچم عمل افرازيم و در ساحل خلوص ، لنگر اندازيم.

الهى!... علمى كه به تو نرساند، وبال است و ثمره اش تنها قيل و قال.

از علمى كه تكبر آورد، چه سود؟ و فضلى كه تفرعُن آورد، عدمش به ز وجود.

الهى!... در درگاه بلندت، تا كسى «ميرزا كوچك» نشود، «آقا بزرگ» نگردد. تا ما را اهل ضمير نكرده اى، ظاهر مكن.

الهى!... توفيق ده كه بر نفس خويش، امير شويم، ضماير ما را به خودت برگردان، تا روشن ضمير شويم.

الهى!... آنان كه در پى مريدند، اگر در پى «مراد» روند، «راد» شوند. در روز حشر، «رضاى مراد» به كار آيد، نه «عطاى مريد»!

الهى!... تو را به مرادى پذيرفته ايم، ما را به مريدى بپذير ... يا مرادَ المُريدين!

الهى!... آنان كه «ماهيت» را فداى «وجود» مى كنند، خامند، ناپختگانِ وادى سلوك، در پى نان و نامند و از شراب طَهور، قانع با باده و جامند.

الهى!... چنان كن كه دنيا را خرج «دين» كنيم، نه دين را خرج «دنيا»!

الهى!... عروس علم و تقوا را در چشم ما چنان بياراى كه در پى عجوزه دنيا نرويم و حجله دلها را از غير خود چنان بپالاى، كه در حريمش راه به نامحرم ندهيم.

الهى!... در ايمان به هدف، بى تزلزليم. اگر هدايت تو نباشد، گرفتار دور و تسلسليم.

الهى!... بعضيها «معانى» نخوانده به «بيان» مى پردازند و خود و ديگران را به زحمت مى اندازند . يكى به لفظ مى نازد، يكى به معنى، يكى به «دَرْك» مى انديشد، يكى به «مَدرك».

الهى!... حركتمان را بركت و سكونمان را حركت عطا كن.

الهى!... به قرب خود راهمان ده، بى پناهيم، پناهمان ده.

الهى!... اگر نقابداران، نقاب از چهره برگيرند، بايد حساب و كتاب، از سر گيرند.

الهى!... خالصان، خواسته خود را به خاطر خدا، فدا مى كنند و جلد «ريا» را از دفتر اعمال، جدا مى كنند.

الهى!... نصيرمان باش، تا بصير گرديم، بصيرمان كن تا از مسير بر نگرديم، آزادمان كن، تا اسير نگرديم، گاهى تو را گم مى كنيم، مددى كن تا خويش را گم نكنيم، تنها رضاى تو را جوييم و «خطّ عمل» را با «آب ريا» نشوييم.

الهى!... تو آنى كه حَجَر را گوهر كنى و عَرَض را جوهر! قلوب قاسيه را نرم كن و جانهاى سرد را گرم.

الهى!... دل مشتقّ و چشم جارى عطاكن، جان را شيفته صاحبِ «هل اتى » و «لافتى » كن.

الهى!... غيب در نظر تو حضور است و باطن و نهان در علم تو، ظهور. ما را با «جهان غيب» آشنا كن، ضماير غايب را به ظهور برسان و ذائقه جانها را طعم حضور بچشان و موسى هاى نياز را به طور نور بكشان.

الهى!... دلهاى دور از امراض و خالى از اغراض، چشمه نور است و علمِ دور از عمل، به جاى بال، وبال!

الهى!... ما آنچه را موافق «طبع» ماست، «نشر» مى كنيم. طبع ما را منشور حقيقت كن و نشر ما را مطبوع رضا گردان. اين نفس را نفيس كن و با ياد خودت انيس، ... ما را بخر، آنگاه ببر.

الهى!... بصيرت را به سيرت و صورت ما بازگردان، راه جاهل و باطل را ببند، راه حق را بازگردان!

الهى!... اميرانِ كشور دل به درگاهت حقيرند و اسيرانِ بُت نفس به ياريت فقير. ما را امير كشور دل كن تا اسير فرعون نفس نشويم. در چشم خويش صغيرمان كن، آنگاه نزد خلق، كبيرمان دار. الهى!... شاكريم كه ما را بر سفره عترت نشاندى و طعم محبّت اهل بيت(ع) چشاندى

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 13:1  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

خانم با صدايي بسيار آرام گفت آقا اندازه دوهزار تومان گوشت بدين!همراه شو عزيز

دلم گرفته شايد از خود سوال كنيد چرا ولي فقط مي تونم بهتون بگم از خوشي نيست. عيد هم 13 روزش رفت عيدي كه خوش بودن در اون هزينه سرسام آوري مي خواهد ومرفهين بي درد در اون حسابي خوشند چند روز پيش رفتم قصابي گوشت بخرم با قصاي سلام عليك دارم وهمين طوري كه داشتيم تعارف هاي صد من يه غاز رد و بدل مي كرديم خانمي حدودا25 ساله داخل مغازه شد وقصاب گفت بفرمايين که  خانم با صدايي بسيار آرام گفت آقا اندازه 2000(دوهزار تومان) گوشت بدين من هم  نگاهم  به اين خانم افتاد چي بگم خانمي بيست وخورده ساله نشان مي داد كه غم وغصه اين روزگار ونداري صورتش را پژمرده وزرد رنگ كرده بودو شادي در با صورتش كاملا غريبه بود اعصابم خورد شده بود وهزاران سوال در ذهنم عقب وجلو ميشد كه با صداي قصاب كه گفت بيا  اين گوشتت خانم نگاهم  به دست قصاب جلب شد ومتوجه حدودا 250 گرم گوشت در داخل پلاستيك فريزر كه روي  از روي ترازو برداشته شد گشتم چي بگم گوشتي با وزني حدود 250 گرم كه يك سوم آن چربي و دنبه بود . خداييش در آ» لحظه نزديك بود قائم بزنم زير گوش قصاب و با ديوار يكيش كنم ولي خودم را كنترل كردم  و بعد كه اين  خانم از مغازه بيرون رفت با ناراحتي به قصاب  كه اصلا  از اين صحنه ككش هم نگزيده بود گفتم ....آقا اين  بنده خدا معلوم بود كه يا پول نداشته يا  براي گذران روزهاي ديگر زندگي بايد حساب شده خريد مي كرده و اين انصاف نبود كه اين  رسم تان را براي اين زن هم عمل كني ( منظور از رسم تان اين است كه هر يك كيلو گوشت اگر قصاب منصف باشد حدودا 300 گرمش چربي و دنبه باشد)دراين هنگام  آقاي قصاب با نگاهي كه معلوم بود خيلي بهش برخورده گفت داش وحيد در روز از اين موردا خيلي زياد داريم و اگه بخواهم  دلسوزي كنم بايد بيست روزه در مغازه ام را تخته كنم در ثاني من  كاسبم و دولت كه نيستم و وظيفه اي براي  دستگيري محرومين درست است كه دارم اما در اندازه و وسع خودم نه بيشتر كه زن و بچه هاي  خودم بهشون سخت بگذره وچراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است وبدبختانه  يه مسئله اي هم هست كه اگر الان  يك كيلو گوشت مجاني به اين خانم ميدادم تو و دو نفر ديگه كه مي ديدين هزارتا فكر ناجور مي كردين و پيش خودتون مي گفتين اين كلك  هدف داره كه به اين خانمه كمك كرد  آخه درد فقط درد اقتصادي كه نيست درد بعضي بي فرهنگي و بدبيني به هم و خاله زنك بازي هاي ها جلوي دست و پاي آدما مي بنده الان شايد بگي داره توجيه مي كنه اين هم يكي ديگه از نگاه ما كه اكثرا عادت كرديم به نيمه خالي ليوان باشه هست  و يك هو با صداي بلند گفت  وحيد حواست به منه ومن هم كه تو  فكر پيدا كردن جواب براي سوالات در ذهنم مثلا اينكه چرا يكي مياد نزديك ميدون هفده شهريور چنان  ساختمان برج مانندي مي سازه وروي پشت بامش هم كاملا با شيشه  جاي زيبايي براي  استراحت ميسازه كه از اطراف كه شبا نگاه ميكني نورهاي رنگ و وارنگ بكار رفته در اون چشم ادم را به خودش جلب ميكنه ويكي  همون نزديكي ها مياد و250 گرم گوشت ميخره  بودم يك دفعه حول كردم و  اومدم يك چيزي بگم كه يعني حواسم به شماست كه قاطي كردم ونا اختيار گفتم بله بله همراه شو اي عزيز (حالا شما كه دارين اين مطلب را مي خونين مثل حرف قصابه نشين كه مي گفت به نيمه خالي ليوان نگاه مي كنيم و از اين نوشته هاي من به خودتون بگين سياسي نوشته) خلاصه اينا كه گفتم آقاي قصاب گفت  اين جمله چقدر برام آشناست آهان آهان  قبل عيدي رفته بودم تهران  كه رو كاغذا  البته بعضي  كاغذا نوشته بود همراه شو عزيز  كه حرفشا قطع كردم وگفتم مرد حسابي كجاي كاري  اين خواننده جديده فاميلش نامجو ست و به جاي خوندن عربده ميكشه وپيش خودش حتما فكر مي كنه حماسي مي خونه هم يه ترانه اي خونده كه توي چهار دقيقه چهل بار هي ميگه همراه شو عزيز .خلاصه ديدم  قصاب باشي هم  غريزه روشن فكري بازيش درش گل كرده و مي خواد  شروع كنه به تجزيه تحليل هايي كه من دو زاريم افتاد كه  در اون لحظه كاملا شكمش سيره (آخه ساعت يك بعد از ظهر شده بود ومن فلك زده قلم به دست روزنامه نگار هم كه بس  از اين چيزا نوشتم وشنيدم وگفتم  ديگه حوصله اي براي شنيدن  تجزيه و تحليل هاي  اين مدلي از قصاب باشي وچه صراف باشي را ندارم  يك دفعه گفتم  شرمنده بايد برم چون ميخوام برم بانك  قسط هام را بدم وقتشون گذشته و بانك هم نيم ساعت ديگه مي بنده و قالا كندم و جستم البته نه از مدل يه بار جستي ملخك دو بار...... بلكه از مدل جستن هاي خودمون شايد هم نوع خبرنگارانه باشي خلاصه كوتاش كنم  (پاچه شلوار مطرب باشي را كه نمي گم  ،نوشته هام و اين جريان را مي گم از ماجرا پرت نشو عزيز).باور كنيد حالا كه دارم اينا را مي نويسم نه سخنم با شخصي است نه با حزبي فقط منظورم اينه ومي خواهم بگم كه بياييم  جملات و شعارها را رها كنيم  و به جاي گفتن اين حرفا كه  همراه شو عزيز و....بگيم ول كن عزيز وهمه همه دست در دست هم گذاريم وميهن خود كنيم آباد  وبا كمك خدا و رهبر عزيزمان و رييس جمهور خاكي ومردم مان و مردم غيور و واقعا منصف و كم توقع و خوبمان منهاي مرفهين بي دردي او هم اونهايي شان كه فقط فكر جيبشان هستند ايران امروز را  با كه  در بهترين شرايط براي رسيدن به پله هاي پيشرفت علمي است را با اتحاد و يكدلي  از  مشكلات اقتصادي برهانيم و كمك كنيم كشورمان را كه  از بيماري اقتصادي نشات گرفته از گذشته تا حال است را با همت مسئولين ودولت از اين  بيماري نجات دهيم   و  دولتمان را مدد نماييم و از سنگ اندازي  مخالفين   نظام و ايران و ايراني با هر تواني كه داريم جلوگيري كنيم تا دولتي كه مخواهد دست به يك جراحي بزرگ اقتصادي بزند بتواند به خوبي اين كار سخت را به سر منزل مقصود برساند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 2:32  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

عکس زنان ودختران و تماشاگرنماها

                                                       به نظر شما با توجه به الفاظ سخیفی که توسط بعضی تماشاگرنماها داده میشودآیا میتوانندزنان ودختران ما با فراغ  وطیب خاطر درمیادین ورزشی به عنوان تماشاگر وارد شوند ُایا مشکل بی فرهنگی تماشاگرنماها نیست که حق دیگران نیز به خاطر آنان سلب میشود(مطلبی که شرح آن بزودی در این قسمت تارنگار منتشر میشود وشما هم نظراتتان را بدهید؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 5:27  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

باباهه داره میگه:هی میگم چت نکن قبض تلفن داره می پکه!!؟؟

بچه میگه:تا نفس میکشم ازت جدا نمیشم ای جانم در راه چت فدا باد!!؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 19:7  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  |