تبليغاتX
خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبری-تحلیلی-اجتماعی-فرهنگی--هنری-به همراه خبرهای شهرستان گلپایگان

توجه :صفحات دیگر خبرگزاری گلپایگان

با کلیک برروی هرکدام از رادیوهای زیر آن رادیو را به صورت زنده گوش دهید

رادیو جوان                                      رادیوپیام

توجه                           توجه                                   توجه

شما در زیر نام صفحات دیگر خبرگزاری گلپایگان را می بینید و با کلیک بر روی هر کدام از این نام صفحات که در زیر آورده شده است صفحه مربوطه به صورت جداگانه باز می شود این صفحات با قالبهای متفاوت میباشد حتی برای اینکه شما بتوانید هرکدام از این صفحه ها را که دوست دارید در تارنگارتان لینک کنید برای هرکدام از آنها ادرس جداگانه در نظر گرفته ایم که با پس از کلیک بر روی هرکدام و باز شدن این صفحات می توانید ادرس هر کدام از آنها را ببینید.شما در این صفحات امکان نظر دهی نیز در زیر هر خبر دارید.(باتشکرازشما:مدیرتارنگارخبرگزاری گلپایگان)

گروه چت آنلاین   جوانان ایرانی

نوشته های شخصی یک روزنامه نگار(وحیداعظمی)      اخبارجدیدشهرستان گلپایگان

تالار گفتگوخبرگزاري گلپايگان                                          گلپایگان فردا

  آلبوم عکس گلپایگان نیوز(هرچی بخوای)
                                                                              روزنامه قدس اصفهان وگلپایگان 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 20:22  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

جوابیه ای در جواب نظر مخالف یکی از خوانندگان

رييس جمهور مردمي دليل ندارد كه به اين شكل نگاره بياندازد. اين سواستفاده از احساسات ملي مردم است. اين نگاره ها مي تواند برداشت هاي ديگري داشته باشد

تعجب نكنيد شايد با خواندن جملات بالا مانده باشيد كه منظور از اين نوشته چيست ،حقيقتش دوستان عزيزي بسيار مورد احترام براي من كه لطفشان شامل اين بنده حقير است ومرتب سر به تارنگار گلپايگان نيوز ميزنند در نظري كه براي بنده در قسمت نظرات نگاره عكس رئيس جمهور مردمي گذاشته اند چنين گفته اند:رييس جمهور مردمي دليل ندارد كه به اين شكل نگاره بياندازد. اين سواستفاده از احساسات ملي مردم است. اين نگاره ها مي تواند برداشت هاي ديگري داشته باشد

اين دوست عزيز ما آقاي رفعتي كه خودشان هم تارنگاري به نام آينده روشن به آدرس دارند در اين نظر كوتاه سه مبحث طول وطويل را براي پاسخ گويي بنده باز كرده اند كه سعي مي كنم به اجمال پاسخ و رفع شبهه براي نظر اين دوست عزيزمان كه ناخواسته به فرفكني براي اذهان خوانندگان مي تواند تبديل شود نمايم ايشان در قسمت اول نظر خودشان گفته اند كه رئيس جمهور مردمي دليل ندارد اينگونه نگاره(عكس)بيندازد درجواب شما عزيز بايد بگويم مگر خود رئيس جمهور خواسته كه عكاس در اين حالت از او عكس بگيرد نخير عزيز من اين بنده خدا خواب بوده و يك خبرنگار فرصت طلب اين عكس را انداخته شايد بگويي چطور آنقدر توانسته به رئيس جمهور نزديك شود كه بايد بگويم يك خبرنگار فعال باسابقه كار در نشريات به آساني مي تواند در سفرهاي استاني به رئيس جمهور نزديك شود كه شرح آن را با جريان خودم دركنار رئيس جمهور بعد از پاسخ به دو مورد ديگر خواهم گفت تا ترديد شما از بين برود اما در قسمت دوم سوالتان فرموده ايد ((اين سو استفاده از احساسات ملي مردم است)) دوست گرامي جواب شما اين است كه تا شما چه چيزهاومواردي را احساسات ملي فرض وقلمداد نماييد اي رفيق ميداني عيب ما مردم چيست مثلا خود را براي مصدق جرو واجر مي دهيم واز نام او با پيوند به احساسات ملي نام مي بريم يا حتي گاهي سهراب سپهري را نيز با احساسات ملي پيوند مي دهيم خير اينها احساسات ملي نيست اينها گنچينه و موزه ملي است كه در اكثر مواقع خاك مي خورد حتي فاتحه اي بر روحشان نمي خوانين و فقط زماني كه كسي انتقادي بر عملكرد گذشته اين پيشينيان مي كند براي اينكه ژست روشن فكري بگيريم خودمان را برايشان جرو واجر مي كنيم در صورتي كه شايد نام كتاب سهراب را هم ندانيم عزيز من تا كي احساسات ملي مان را صرف و خرج مردگان كنيم در صورتي كه بر زندگان اجر نمي نهيم و اين است كه مي گويند زنده كش مرده پرست آري اگر انصاف داشته باشيم رئيس جمهور زنده بايد برايمان عزيز باشد شايد بگويي چه معلوم كه برگزيده من در آن انتخابات كس ديگري بوده كه بايد بگويم در يك كشور و انتخاب هاي جمعي فرد مهم نيست و اين اتخاب اكثريت مردم است كه بايد بر آن ارج بگذاريم و اگر به رئيس جمهوري كه نتيجه يك اتخاب گسترده و اول ملت بوده است ارزش ننهيم به ميليون ها هموطني كه او را انتخاب كرده اند بي حرمتي كرده ايم و فهم آنان را بي ارزش كرده ايم كه اين همان فرد گرايي و منيت فردي است آري رئيس جمهور براي من عزيز است چون نتيجه انتخاب اول و مليوني هموطنانم است و چون بايد زنده پرست باشيم نه مرده پرست و همچنين خدمات اين شخص كه با همه نابسامانيها و سنگ اندازيها كوشيده تا خدمتي به خلق مرم بنمايد را اجر بنهيم بايد از وجودش به احساس تعصب ملي برسيم كه در غير اينصورت به كساني كه كم هم نيستند و او را انتخاب كرده اند بي حرمتي كرده ايم ودر قسمت آخر نظرتان گفته ايد ((اين نگاره ها مي تواند برداشت ديگري داشته باشد اخر عزيز من چه برداشتي مگر اين شخص رئيس جمهورمان كه نتيجه يك اتخاب اكثريتي است نيست ،آخر من ايراني نبايد به شخصي كه براي عزت ايران مي كوشد افتخار بكنم ،نكنم چه كنم ،به بوش و پوتين افتخار كنم كه دستشان به خون هزاران مسلمان آلوده است ،چرا متحد نباشيم ،تا حال دقت كرده اي كه هر تصميم و حركتي كه اين دولت مي خواهد انجام بدهد فورا عده اي خاص بدون اينكه زماني از آن تصميم گذشته باشد شديد ترين انتقادها را مي كنند ،معني كه براي شما از اين انتقادها تداعي مي شود چيست آيابه جز سنگ اندازي و چوب لاي چرخ گذاشتن مفهوم ديگري براي شما تداعي مي شود اگر مي گويم رئيس جمهور خاكي و مردمي براي اين است كه ايشان با اشتياق در بين مردم چه سر زده و چه غير سرزده حاضر مي شود وخود ميداني با وجود بسيار قليلاني كه دشمن ايران وايراني هستند چنين كاري نشان از ايمان به خواست خداوند است آيا اگر من و شما جاي ايشان بوديم وجود چنين رفتار مردمي را داشتيم براي اثبات گفته هايم جرياني را كه براي خود من اتفاق افتاده را بيان مي كنم.مدت زماني قبل كه آقاي احمدي نزاد به شهرمان گلپايگان آمدند اين بنده حقير هم شانس اين را داشتم با كارتي كه براي من از طرف فرمانداري و استانداري صادر گشت از لحظه ورود ايشان اين اجازه را داشته باشم كه به راحتي براي خبرنگاري در اين سفر تا نزديك ايشان بروم وخبر اين سفر را تهيه كنم ووقتي كه ايشان سخنراني شان تمام شد چون مي خواستند به شهر ديگري بروند به محوطه اي كه هليكوپتر در آنجا بود رفتند كه حدود چهل نفر كه از همراهان ايشان و مسئولين شهرستان بودند در آن محوطه براي بدرقه وخداحافظي به آنجا رفتند وبنده هم بودم در آ» شلوغي سي نفرشان كه از مسئولين شهرستان بودند هر كدام دوست داشتند با ايشان صحبتي كنند و بنده هم كه خبرنگاري در آنجا بودم همچنين ،ودرآن شلوغي من با دست اشاره اي شبيه به اجازه گرفتن هاي مدرسه به ايشان كردم يعني براي لحظه اي دستم را بالا آوردم كه ايشان در آن ازدحام متوجه گرديدن و جالب اينكه بدون درنگ به افرادي كه ايشان را احاطه كرده بودند گفتند اجازه بدهيد ببينم اين جوان با من چه كار دارد چون جوانان برايم اولويت دارند و بسيار جوانان را دوست دارم وبه من گفتند جلو بيا وصحبت كن كه من هم به راحتي به نزديك ومقابل ايشان رفتم وتا به كنار ايشان رسيدم دستشان را براي دست دادن دراز كردند و دست ديگر را بر كتف من گذاشتند وحدود چهار دقيقه كه با ايشان صحبت مي كردم دقيق به صحبتهاي من گوش فرا دادند و جالب برايم اينكه يك دستشان دستم را تا آخر سخنانم در دست ودست ديگر را بر كتفم گرفته بودند كه يكي از لحظه هاي با ارزش برايم تا به امروز بوده چون خضوع و خشوع ايشان را از نزديك در آن روز حس كردم و از آن پس هر وقت تلويزيون ايشان را در ميان مردم نشان ميدهد به اطرافيانم ميگويم من اين اخلاص دو طرفه اين لحظه را با تمام وجود حس مي كنم چون براي خودم اتفاق افتاده است و شنيدن كي بود مانند ديدن وبراي اينكه بداني اين جريان كاملا حقيقت و گفته هايم عين واقعيت است عكسي را كه يكي ديگر از خبرنگاران آقاي مرادي گرفته اند و من هم فرداي آنروز با تماس تلفني ايشان متوجه گشتم كه از آن لحظات عكس گرفته اند و لطف كردند و بعد براي خودم هم آوردند را براي رويت شما و قضاوت دروني خوانندگان در اينجا مياورم ودر فرصت هاي ديگر به موارد بيشتري از اين موضوع مي پردازم


عکسی از رییس جمهور مردمی وخاکی ایران

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 10:52  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

ناراضی از این همه بازی(کدام اصلاح طلبی)

ناراضی از این همه بازی

۱۳۸۶وحيد محمدنژاد    /۱۲/۲۶

بی پرده با مدعیان اصلاح طلبی

آمال و آرزوهاى دور و دراز و پست و مقام، مال و منال دنيوى چه بلاهايى كه سر اين بشر خاكى نياورده است و چه كارهايى كه اين بشر جاه‏طلب براى رسيدن به جايگاههاى دنيوى انجام نداده است. از بدو خلقت بشر عده‏اى بوده‏اند كه براى فرمانروايى بر مردم، از همان مردم استفاده ابزارى كردند تا به مقاصد سوءخود برسند (به نام مردم به كام خود).

و شما جنجال‏طلبان، نماد بارز اين نوادگان ابوالبشريد و حاضريد به هر قيمتى كه شده صندوقها را به نفع خود پر كنيد.

هم از مردم، هم از دين مايه مى‏گذاريد، اما هنگامى كه به مقاصد خود مى‏رسيد نه دين مى‏شناسيد و نه مردم.

آگاهان ملت! خوب بنگريد:

1- دم از امام(ره) و پيروى از خط امام مى‏زنيد، در صورتى كه هشت سال هر چه توانستيد و در توان داشتيد، راه امام را عامدانه يا جاهلانه كوبيديد و به باد مسخره گرفتيد. مگر آقاى خاتمى نبود كه در يك مصاحبه خبرى در جواب سوالى كه در خصوص فتواى امام(ره) بر ارتداد و قتل سلمان رشدى شد، گفت: «ايشان يك مجتهدى بود و آن زمان فتوايى داد ولى ما الان مردم را تشويق به اجراى آن نمى‏كنيم.» كه فرداى آن روز در پاكستان و اكثر كشورهاى اسلامى عليه اين حرف تظاهرات شد.

- شما كه دم از امام(ره) مى‏زنيد، چرا در طول هشت سال با گروهك‏هايى مثل گروهك غيرقانونى نهضت آزادى كه از طرف حضرت امام(ره) غير قانونى اعلام شده بودند، ارتباط تنگاتنگ داشتيد و داريد؟

- چرا در طول هشت سال سراغ اشخاصى كه مطرود امام و ملت بودند مثل شيخ ساده‏لوح  رفتيد؟ و چه جلساتى كه با وى براى اجرايى كردن مقاصد شوم خود برگزار نكرديد.

- تسخير لانه جاسوسى آمريكا كه امام(ره) آن را انقلاب دوم ناميدند زير سوال برده و اين عمل را اشتباه و شور انقلابى معرفى كرديد  نه شعور انقلابى و دهها مورد ديگر كه براى اشاره به همه آن، نه مقاله‏ها كه كتابها بايد نوشت.

2- دم از فرزندان جبهه و ايثارگران و خانواده شهدا مى‏زنيد و داد و هوار راه مى‏اندازيد كه واى، فرزندان جبهه و جانبازان جنگ را رد صلاحيت كردند و...مگر شما نبوديد كه جبهه و جنگ را زير سوال مى‏برديد و مى‏گفتيد كه جنگ نبايد هشت سال طول مى‏كشيد بلكه تنها دو سال اول آن حق ما بود؟ و شش سال آخر آن اضافى و كشته‏هاى دو سال را شهيد و كشته‏هاى شش سال بعد را شهداى ناشى از برادركشى ناميديد.

- مگر شما نبوديد كه عمليات استشهادى بسيجيان را در طول هشت سال دفاع مقدس مسخره كرده و جنون و ديوانگى و افراطى‏گرى معرفى كرديد؟

- مگر شما نبوديد كه عليه سهميه فرزندان شاهد و ايثارگر در آزمون‏هاى استخدامى و دانشگاهها اعتراض‏ها كرديد و مقاله‏ها نوشتيد؟

3- دم از اسلام و دين مى‏زنيد؟! مگر شما نبوديد كه در طول هشت سال انواع توهين‏ها به مقدسات اسلام از پيامبر اعظم(ص) تا حضرت ولى‏عصر(عج) در روزنامه‏ها و نشريات خود كرديد؟

- قيام امام حسين(ع) در روز عاشورا را زير سوال برديد و گفتيد امام حسين(ع) تابع دمكراسى نبود چون در اقليت بود بايد تابع اكثريت مى‏شد و امثال آغاجرى‏ها، حجاريان‏ها، اشكورى‏ها و عبدى‏ها و كديورها تربيت كرديد تا به جان اسلام بيفتند.

- در كنفرانس برلين مگر شماها نبوديد كه مسلّمات دين را منكر شديد و چه توهين‏ها كه به نظام مقدس جمهورى اسلامى در اين مجلس نكرديد؟

چه اهانت‏ها به ساحت مراجع تقليد كرديد. مگر شما نبوديد كه در نشريات خود به ساحت آيت‏الله مصباح يزدى كه به فرموده مقام معظم رهبرى «ايشان خلأ شخصيت‏هايى چون شهيد مطهرى و علامه طباطبايى را پر كرده‏اند»، اهانت كرديد؟

- تعريف و تخريب احكام نورانى اسلام در خصوص بانوان را به نام كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان با وجود مخالفت مراجع عظام تقليد روانه مجلس كرديد.

- حجاب اسلامى بانوان را به نام آزادى زير سوال برديد.

- با طرح جمع‏آورى ديش‏هاى ماهواره‏اى كه يكى از عوامل مهم ترويج فرهنگ منحط غرب و مدگرايى غربى است مخالفت كرديد.

- با طرح ارتقاى امنيت اخلاقى و مبارزه با بدحجابى مخالفت كرديد و با جوسازى و غوغاگرى قصد توقف آن را داشتيد و صدها مورد از اين‏گونه خاطرات تلخ كه به حافظه ملت سپرده شده است.

4- دام از اين مى‏زنيد كه دولت محبوب نهم نتوانسته خواسته‏هاى ملت را برآورده سازد و مدام ايراد تراشى مى‏كنيد و با بزرگنمايى عيوب ناچيز و كوچك دولت قصد مخفى كردن كوتاهى‏هاى كلان خود در دولت قبلى را داريد. مى‏گوييم: شما كه هشت سال دولت و مجلس را در اختيار داشتيد كدام شكوفايى را به بار آورديد جز شكوفايى بى بند و بارى و بى‏حجابى؟ خاتمى عزيزتان كه مهمترين دغدغه خود و كشور را مساله توسعه سياسى مى‏دانست چرا رشد اقتصادى را در پيش نگرفت. مجلس ششم هم كه دست شما بود هر روز يا دعوا بود يا تحصن. (واقعا  به فكر ملت بوديد؟)

- آنچه مشكل شماست با اين دولت، اين است كه با اصولگرايى اين دولت مخالفيد نه با چگونگى فعاليت اين دولت، چون ديگر جايى براى طرح ايده‏هاتان در جامعه وجود ندارد و ملت خود خسته بازى‏هاى شماست.

5- دم از خدمت به مردم مى‏زنيد؛ مى‏گوييم بينى و بين‏الله اگر قصدتان فقط اين است چرا وقتى كه ديديد تعدادى از كانديداهاى شما به هر دليلى رد صلاحيت شده‏اند قصد شركت در انتخابات را نداشتيد و حالا كه شوراى نگهبان صلاحيت عده‏اى را تأييد كرد و نقطه اميدى پيدا كرديد مى‏گوييد ما به هيچ وجه كنار نمى‏كشيم، اين گوياى چه مساله‏اى است واقعا عاشقان خدمتيد يا تشنگان قدرت؟

6- دم از منافع و امنيت ملى مى‏زنيد؛ مگر دار و دسته شما مثل گنجى‏ها و نورى‏ها و عبدى‏ها و كديورها نبودند كه اسناد و مطالب محرمانه و سرّى فعاليت‏هاى صلح‏آميز هسته‏اى كشور را به بيگانگان فروختند و دشمنان را عليه نظام شوراندند و جاسوس هسته‏اى (موسويان) را با هياهوهاى خود حمايت كرديد؟

- حادثه كوى دانشگاه تهران را در 18 تير 78 به گونه‏اى طراحى كرديد كه اگر درايت و تدابير رهبر معظم انقلاب نبود درست اهداف دشمن را پى‏ريزى مى‏كرديد.

- در دوره گهربار شما به فرموده رئيس دولت اصلاحات، هر نُه روز يك بحران در كشور به وجود مى‏آمد.

7- دم از اعتماد ملى مى‏زنيد؛ پس چرا وقتى فرزندان رشيد اين مرز و بوم به موفقيت‏هاى جهانى دست پيدا مى‏كنند صدايى از شما در نمى‏آيد حتى در نشريات خود بدان گونه كه بايد بازتاب نمى‏دهيد؟

8- دم از اين مى‏زنيد كه ما يار امام(ره) بوديم و زجرها كشيديم و زندان‏ها ديده‏ايم و فلانى نه آنچنانى مبارزاتى عليه رژيم شاه داشته و نه زندان‏ها كشيده و... هر روز داستانهايى مى‏سرائيد، مى‏خواهيم بگوييم: تاريخ صدر اسلام را اگر مطالعه كرده باشيد خود به خوبى پاسخى به ادعاهاى شماست.

از آن همه صحابه پيامبر(ص) كه چه ادعاهايى كه نمى‏كردند، پس چه شدند آنها كه در زمان على(ع) تعدادشان به اندازه انگشتان دست هم نمى‏رسيد كه در راه على و حامى على(ع) باشند؟ مگر طلحه و زبير از صحابه پيامبر(ص) نبودند، چرا عليه على(ع) شمشير كشيدند؟ مگر خلفاى راشدين از صحابه پيامبر(ص) نبودند، چرا به خاطر پست و مقام و خلافت سخنان پيامبر(ص) را تحريف و به نفع خود بازگو كردند و رو در روى على(ع) قرار گرفتند؟ مگر معاويه خود كاتب قرآن در زمان پيامبر(ص) نبود، پس بايد بگوييم هر چه معاويه از قرآن تفسير كرد پس حتما  حقيقت دارد! يا عايشه چون همسر پيامبر(ص) بود پس هر چه او گفت و هر راهى رفت حق بوده و بايد از او جانبدارى كرد؟

ولى در مقابل، مگر مالك اشتر اصلا پيامبر را ديده بود؟ يا از صحابه وى بود؟ اما آنچنان راه واقعى آن حضرت را پيمود و چنان جانانه از امام على(ع) دفاع كرد كه تاريخ به خود نديده.

مى‏گوييد رد صلاحيت فلانى كه از نزديكان امام(ره) است درست نيست و چنان بزرگنمايى مى‏كنيد كه گويا خلاف شرع و عقل بوده و حرام است! مگر اين هم شد دليل كه چون ما امام را ديده‏ايم و سخنها از ايشان شنيده‏ايم، پس اين انقلاب و اين كشور از آن ماست و فلانى تازه به دوران رسيده نبايد ادعايى داشته باشد!

تاريخ اشخاصى مثل شما را خيلى به خود ديده و مردم هم خيلى‏ها مثل شما را به ياد دارند كه به خاطر طمع‏ها و مقاصد خود چه داستانها سراييده‏اند تا به كرسى مقام تكيه زنند.

- خلاصه كلام، شماها ترس از آن داريد كه دوباره كشور به سوى شعارها و آرمانهاى امام(ره) بازگشته و جايى براى مقاصد شوم شما باقى نماند و چون سه بار از اين ملت سيلى محكمى خورديد - يك بار در شوراهاى اسلامى، بار دوم در مجلس هفتم و سوم در رياست جمهورى نهم - پس مى‏ترسيد كه براى بار چهارم در انتخابات مجلس هشتم، سيلى محكمترى از مردم بخوريد. براى همين خود را به هر در و ديوارى مى‏كوبيد تا شايد روزنه‏اى براى رهايى و نجات پيدا كنيد. ولى نمى‏دانم شماها چرا در حالى كه از اسب افتاده‏ايد، از زين جدا نمى‏شويد!

«مردم! خود قضاوت كنيد و آگاهانه تصميم بگيريد.»

محمدنژاد              منبع:یالثارات

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 1:18  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

مگر چند سال گذشته؟ كوه كه به اين سرعت چهره عوض نمي كند.

برای خواندن مطلب زیر در صفحه گلپایگان فردای این خبرگزاری میتوانید یا با رجوع به قسمت صفحات دیگر خبرگزاری و کلیک بر روی صفحه گلپایگان فردا این صفحه را باز کنید یا با کلیک بر روی تیتر قرمزرنگ زیر این صفحه را باز کنید و این مطلب را به همراه مطالب دیگر این صفحه مطالعه نمایید و نظر خود را نیز درج نمایید

به امید روزی که گریه ها خنده شوند    نوشته  وحیداعظمی

درمورد این مطلب حتما نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید

در نگاه امیرالمومنان علی(ع)حقوق مردمان بالاترین و والاترین حقوق شمرده میشود تاآنجا که امام (ع)حقوق وحرمت مردمان را برخاسته ازاصل توحید و پیوندیافته با آن می بیند،چنانکه
می فرماید:(واجبها،واجبها!آن را برای خدا به جا آرید که شما را به بهشت میرساند.)
درنظام اداری آنچه میبایست در راس مناسبات و رفتارها وروابط حاکم باشد،حرمت بانی مردمان وپاسداری از حقوق آنها است ،ودر این صورت است که یک نظام اداری برپایه اخلاق اسلامی
ظهور می کند.درنگاه پیشوای حق مداران ،علی(ع)رعایت حقوق مردمان و ادای آن بالاترین ارزشها میباشد وقدر و منزلت هرکس در ارزش نهادن به این امر است.
آری اخلاق اداری مناسب ومطلوب زمانی سازمان می یابد که کارکنان نظام اداری  از منظری درست وصحیح به مردمان بنگرند و خود را خدمتگزار وخزانه دار مردمان ببینند،امیرالمومنان به
کارگزاران خود چنین فرموده اند:پس داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان  شکیبایی ورزید که شما رعیت را خزانه دارانید و امت را وکیلان و امامان را سفیران ،حاجت کسی را
روا نکرده مگذارید و او را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.
کارکنان نظام اداری در حقیقت هنگامی می توانند به درستی انصاف و عدل راپاس بدارند و داد مردم را از خویش بدهند و در رفتار و کردار وعمل با آنان شکیبایی و تواضع و انصاف داشته باشند
 و با آنها طلبکارانه برخورد ننمایند و خود را کاملا خدمتگزار و خدمتکار آنان بدانند که نگاه و تفکر خود را به مکردمان تصحیح و نکو نمایند وخود را وکیل و خدمتگزار آنان ببینند  و این احساس را
داشته باشند که به موکلان خود پاسخگویند و فلسفه وجودی خود در نظام اداری را خدمتگزاری به مردمان بدانند.
به راستی در اخلاق اداری و همچنین رفتار انسانی تباه کننده ترین و خطرناکترین آفت این است که  کارگزاران و کارکنان نظام اداری  و در حقیقت خدمتگزاران مردم از بالا به پایین به مردمان
 بنگرند و خود را بر آنان مسلط ببینند و احساس کنند ودر اداره امور که به آنان محول است خود را فرمانروا تصور نمایند و اراده فرمانروایی  کنند حتی  اینکه چنین  اراده ای در فکرشان باشد
چه رسد به عمل.در اینجا به نقل سفارش شگفت و رهنمون ساز واساسی امیر المومنان علی(ع)در تصحیح روش و بینش  وکنش کارکنان و کارگزاران دستگاه اداری نسبت به مردم در
عهدنامه مالک اشتر می پردازم که ایشان  می فرمایند:
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان و همچون جانوری درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری !زیرا مردمان دو دسته اند :
دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر درآفرینش با تو همانندند.گناهی از ایشان سر میزند یا علتهایی برآنان عارض میشود یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان میرود.به خطایشان
منگرو از گناهشان درگذر چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید،چه تو برتر آنانی و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آنکه تو را ولایت داد بالاتر،واو ساختن
 کارشان را از تو خواست وآنان را وسیلت آزمایش تو ساخت.و خود را آماده جنگ با خدا مکن که کیفر او نتوانی برتافت ،ودر بخشش و آمرزش از او بی نیازی نخواهی یافت،و بر بخشش
پشیمان مشو و بر کیفر شادی مکن و به خشمی که توانی خود را از آن برهانی مشتاب.و مبادا بگویی من اکنون بر آنان مسلطم،از من فرمان دادن است و از ایشان اطاعت کردن،زیرا این
کار دل را سیاه و تباه سازد و دین را پژمرده و بی آبرو نماید و نعمت را زایل و بلا و آفت را نزدیک گرداند.و اگر قدرتی که از آن برخورداری،نخوتی در تو پدید آورد وخود را بزرگ بشماری،بزرگی
حکومت پروردگار را که برتر از توست بنگر،که چیست،و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست،که چنین نگریستن سرکشی تو را می خواباند و تیزی تو را فرو می نشاند و خرد
رفته ات را به جای باز می گرداند.
به راستی که این سفارش امام باید همیشه مد نظر خدمتگزاران مردم باشد و اگر نگاه کارکنان نظام اداری به مردمان تصحیح نشود و خود را مالک مردمان تصور نمایند ،به رفتاری سبعانه
گرایش می یابند و به بیان امام (ع)همچون جانوری درنده میشوند که خوردن اموال مردمان و دریدن حرمت ایشان را غنیمت می شمارند.امام(ع)تاکید میکند که کارکنان و کارگزاران نظام اداری
 مردمان را یا همسان در آفرینش یا برادر دینی خود ببینند و به هیچ وجه خود را از آنان برتر نینگارند،بلکه با نگاهی خدمتگزارانه قلب خود را از رحمت و دوستی و مهربانی به آنها آکنده سازند
و با آنان به بهترین اخلاق سلوک نمایند و به آنها خدمت نمایند. براساس چنین نگاهی است که رفتار و کردار مبتنی بر اخلاق سازمانی مطلوب و صحیح جلوه می نماید.
پس چه زیبا وزیبنده ونکو است که کارکنان و خدمتگزاران مردم در همه امور مربوط به مردم تکریم ارباب رجوع و احترام  آنها را بیش از پیش همیشه انجام دهند و بکوشند مطلوب آنها را براورده سازند و رضای خالق را از خویش به عمل آورند


 

امروز سفره ماديات را بهتر مي شناسيم؟    (توسط:رضامنادی)

مانبا ختيم
ما نباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
مانباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
كوه ها برگامهامان به سجده نشستند وآسمانها بر سجودمان غبطه خوردند .
تيغ ها از حنجره هامان گريزان بودند ، وحنجره هامان تشنه خون حيات.
قلب هامان در حسرت ديدار گلوله ي سوخت ، وانفجار ، آرزو به دل گريز از ما.
ما با "مين" ها هم خانه بوديم وبر سر سفره "تخريب" تناول مي كرديم.
دود وخاكستر ، سايه بان مان بود وآتش ، گرماي وجودمان .
زمين كه مي خورديم ، آسمان مي شكست،وبرهوا كه مي رفتيم،زمينيان غبطه مي خوردند.
سرهامان با سربند نسبت نزديك داشتند ، وسربندها با قناصه،احوالپرسي مي كردند .
لب هامان با خنده بيشتر مانوس بود،واشك هامان جاري چشم هاي پاكمان.
پوتين كه برپاي مي كرديم ،زمين را اززيارت گام هامان محروم مي ساختيم ، وكلاهخود را كه بر سر مي گذاشتيم ،خورشيد از نتابيدنش بر خود مي لرزيد.
پس: بياييم به شهدا فخر نفروشيم.
بياييم وبرادري جبهه هارا به شهري ها مانوس سازيم.
بياييم يك بار ديگر خود را بيازماييم .حرمت گل ها را پاس بداريم . سبزه ها را لگد نكنيم .قرار نيست همه گياهان گل بدهند . انتظار بيجا نداشته باشيم . هرگلي بويي دارد،همه را به يك چشم زيارت نكنيم .
ما كه : 
هرروز به گلها سلام مي كرديم ،چرا امروز از احوالپرسي غنچه ها دريغ داريم؟
هر شام با تبسم شيرين زندگي مي خفتيم ،امروز با حسرت گذشته دل را چركين مي كنيم؟
هر شهر،ميمان قنوت دستهايمان بوديم ،امروز سفره ماديات را بهتر مي شناسيم؟
هرروز هنگام غروب ،دل به درياي بيكران آسمان مي سپرديم وروح را جلا مي داديم،امروز از لطافت خلقت وجلال وجمال غافليم؟
بياتا:
يك بار ديگر به روزهاي نه چندان دور بر گرديم.يك بار ديگر در قنوت نمازهامان به پرواز در آييم.
يك بار ديگر به همسايگان خود، تبسم زندگي بسيجي هديه دهيم.
يك بار ديگر به صفر كيلومترها وتازه واردها به ديده احترام بنگريم.
يك بار ديگر هجوم بريم ومازودتر ظرف هاي تبركي را شستشو دهيم وهمچنان در سلام كردن به ديگران پيشي بگيريم.
مگر چند سال گذشته؟ كوه كه به اين سرعت چهره عوض نمي كند.
هرچقدر هم كه سيلاب وطوفان سنگين باشد!


آيا فقط سهميه بندي بنزين در امر صرفه جويي سوخت كافيست.
از سال 1385 تا كنون يكي از مسئل مهم بوقوع پيوسته در كشور بحث سهميه بندي بنزين وعدم فروش آزاد آن مي باشد . اما سوالي كه مطرح مي كنم اين است كه آيا فقط سهميه بندي بنزين در امر صرفه جويي سوخت كافيست وجواب آن به وضوح روشن است كه راههاي بسيار بيشتري در كنار اين سهميه بندي وجود دارد كه با يك اقدام جهادي از سوي مجلس ودولت ودستگاههاي اجرايي در همه سطوح براي نظارت واجراي هرچه بهتر وقويتر جهت روشهاي به كار بسته شده ودر حال انجام وبه كار بستن طرحها وروشهاي جديد مي توان مصرف سوخت را تاحد ممكن كاهش داد كه اعتقاد دارم در اين صورت مصرف سوخت تا حد بسيار چشمگير وقابل توجهي در كشور پايين مي آيد ودر عوض مي توان ميزان سهميه قشرهايي از مردم را كه وضعيت اقتصاديشان با بنزين ارتباط نزديكتري نسبت به سايرين دارد ويا قشر آسيب پذير جامعه هستند را افزايش داد. در اين راستا مجلس شوراي اسلامي با انجام كارهاي كارشناسي ومطرح ومطالعه كردن طرحهاي مختلف در كميسونهاي مربوطه وتصويب راهكارهاي مناسب ونظارت دقيق برروي آنها در صورت به تصويب رسيده شدنشان مي تواند تاثير بسيار قابل ملاحظه اي در اين موضوع داشته باشد . كارخانه هاي بزرگي كه هر ماه هزاران دستگاه اتومبيل را با تبليغات فراوان رسانه اي وارد چرخه ترافيكي شهرها مي كنند بايد هر چه بيشتر در ارائه خودروهايي كم مصرف تر بكوشند ويا هرروز بيش از بيش مسئولين وارگانهاي مربوطه براي تقويت مرزهاي كشور وجلوگيري از قاچاق سوخت وبرخورد با عوامل آن وهمدستانشان تلاش نمايند ، بايد براي توسعه پلايشگاههاي داخلي اقدام نمود ، آيا تخصيص بودجه ويژه و كافي براي گاز سوز كردن اتومبيلها وترغيب صاحبان آنها جهت گاز سوز كردن خودروهايشان لازم نيست . همچنين لازم است اقدامات كافي جهت تسهيل هرچه بيشتر در امر خارج كردن اتومبيلهاي فرسوده وزدودن قوانين دست وپاگير از اين موضوع ورفع مشكل مردم محروم قدمهاي بيشتري برداشته شود .
كشور ما يكي از بزرگترين دارندگان ذخاير نفتي وگازي در جهان مي باشد ومي توان با به كار بستن تدابير وراهكارهاي مناسب هم در بحث صرفه جويي سوخت موفق بود وبا گسترش وتوسعه پالايشگاهها حتي مي توانيم كشورمان را در بحث توليد بنزين خود كفا نمائيم .


ودائم با خود مي گوئيم شايد اين جمعه بيايد شايد . . .

حضرت مهدي (عج) دوازدهمين امام شيعيان در سامرا ديده به جهان گشود : نام آن حضرت محمد همان نام جد بزرگوارش رسول الله (ص) است وپيامبر خود اين نام را برايشان نهادند . القاب مشهور آن حضرت عبارتند از : مهدي ، قائم ، منتظر ، حجت ، خلف صالح ، بقيه الله ، منصور ، صاحب ار ، ولي عصر ، صاحب الزمان . . . كه معروف ترين آنها مهدي است . ايشان را از آن جهت مهدي گويند كه هدايت به حق مي كند . قائم گويند چون قيام به حق مي كند ومنتظرش گويند چون مومنان  در انتظار قدوم اويند وحجت نامند از آن رو كهحجت وگواه خدا بر حق است . . .
پد رايشان امام حسن عسگري ومادرش ريحانه نام داشت كه نرجس ، صيقل وسوسن نيز ناميده مي شد چون در وقت حاملگي درخشش ونورانيت خاصي داشت صيقل ناميده شد .دوران زندگي حضرت را مي توان به سه دوره تقسيم كرد. اختفاء غيبت صغري وغيبت كبري .دوره اختفاء = اين دوره از هنگام تولد حضرت تا رحلت امام عسگري است . در مدت اين 5سال حضرت در دوران پدر بزرگوار خود زندگي مي كرد . غيبت صغري = با شهادت امام عسگري مرحله غيبت كوتاه امام دوازدهم  آغاز شد و7 سال به طول انجاميد واين غيبت به لحاظ اينكه از جهت زماني محدود است به آن غيبت صغري گويند اين دوره نقش بسيار مهمي د رايجاد آمادگي شيعه براي پذيرش غيبت كبر ي داشت . غيبت كبري = سومين مرحله از زندگي امام مهد ي را دوران غيبت كبري تشكيل مي دهد اين دوره پس از سپري شدن غيبت صغري آغاز شد وتاكنون ادامه يافته وبه امر خدا تا هنگام حصول » اقتضاي نامه«يعني آن زمان كه زمينه پذيرش ورهبري وحكومت جهاني آن حضرت از نظر عِده وعُده فراهم شود ادامه خواهد يافت . اين مرحله ميدان بزرگترين آزمايش انسانها وغربال مومنان وسنجش ايمان وعمل قرار گرفته در اين مدت طولاني حجت خدا در پشت پرده غيبت خورشيد گونه از پس ابرها نورافشاني مي كند . ياران مهدي (عج) همگي جوانند ، اين احكام زيبا  وتر جهان سخن مولا علي ار مغاني براي نسل نو است ياران مهدي 313 نفر هستند به تعداد ياران پيامب ر اكرم در جنگ بدر وبه تعدا د ياران طالوت در نبرد با جالوت . حادثه موعود از يك شب جمعه آغاز مي شود . امام زمان در ميان درب  خانه خدا ودركنار ركن ومقام مي ايستند وآنگاه بانگ بر مي اورد اي فرماندهان من ! اي نزديكان من ! اي كسانيكه خداوند پيش از ظهور من آنها را براي ياري من در روي زمين ذخيره كرده است بسوي من بشتابيد وبه فرمان من گرده نهيد . وجود 50 زن جوان در ميان 313 يار امام زمان حكايتگر جايگاه ويژه آنان در عصر ظهور است البته بجز 313 يار اصلي .اعراب من ولايق در زمره اصحاب عمومي مهدي خواهندبود .
واكنون كه درزمان غيبت ايشان  به سر مي بريم دست به دعا برافراشته ايم ويكصدا فرياد مي زنيم سلام عي آل ياسين وهرجمعه با خود زمزمه مي كنيم كه مهدي جان سالهاست كه منتظريم تا با آمدنت زمين را پر از عدل وداد كني وگل نرگسي را كه مدتهاست با چشمان اشك آلودمان  انتظارش را مي كشيم وآمدنش را مي خوانيم به ما هديه كني وبا آمدنت شكوفه هاي بهاري را به ما ارزاني داري واز تو مي خواهيم ما را درزمره يارانت بپذيري . ودائم با خود مي گوئيم شايد اين جمعه بيايد شايد . . .

نظرخودرادرقسمت نظرات درج نمایید

+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 0:58  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

حتما این اخبار را بخوانید(واي اگر از پس امروز بود فردايي)

                       واي اگر از پس امروز بود فردايي
فردي كه پروفسور اقتصاد معاصر است مي‌گفت: از بالا رفتن روزانه قيمت نفت ناراحت نشويم زيرا ميلياردها دلاري كه غرب براي اين ماده سياه‌رنگ مي‌پردازد، دور زده دوباره به خزانه مالي قدرت‌ها بازمي‌گردد. در اين ميان آنان كه بازنده‌اند كشورهاي نفت‌خيز هستند نه كشورهايي كه توليدكننده صنايع جديد و الكترونيكي هستند. اين استاد اقتصاد چنين مي‌گفت: از نيجريه تا الجزاير و ليبي و خاورميانه و اندونزي چشم بيندازيد همه‌ي اين كشورهاي نفت‌خيز با ميلياردها دلار درآمد از فروش نفت همچنان در كليه توليدات صنعتي نيازمند غرب هستند و غرب به هر قيمتي كه بخواهد توليدات خود را وارد بازار مي‌كند و هيچ كدام در راه مبارزه با بيكاري و توليد ثروت ملي گام برنداشته‌اند.
امروز بايد دريابيم كه اگر از پس امروز بود فردايي كه حتما خواهد بود، كشورهاي نفت‌خيز چه وضعي پيدا خواهند كرد. بدون ترديد ده‌ها كشور نفت‌خيز امروزي وقتي چاه‌هاي نفت خشك شد بايد كاسه‌ي گدايي برداشته و از غرب كمك بخواهند. امروز كشورهاي نفت‌خيز تكيه بر ثروت خدادادي زده‌اند و خرج مي‌كنند، همانند كساني كه در لاتاري برنده شده‌اند، ولي فردا كه ديگر پولي به خزانه نيامد جز گدايي راه ديگري ندارند. ولي آنها كه ميلياردها دلار در راه سازندگي سرمايه‌گذاري كرده‌اند، قادر خواهند بود آينده‌ي نسل جوان را تامين كنند.
«بايد پول نفت بر سر سفره هر ايراني بيايد» اما از طريق توليد در كشور. بسياري از ايراني‌ها از اين جمله شاد شدند كه پول نفت به سفره ايراني بيايد اما از چه طريق؟ از طريق راه‌اندازي صنايع توليدي البته اگر به اقدامات رییس جمهور دقت نمایید میبینید که ایشان تلاش زیادی برای راه اندازی طرحهای تولیدی در شهرهای کشور دارند که این در واقعیت یعنی همان آوردن پول برسر سفره مردم.مساله اقتصاد بدون نفت از زمان زنده‌ياد دكتر مصدق مطرح شد ولي در زمان شاه اجرا نشد والبته هنوز براي چرخش چرخ‌هاي اقتصاد كشور نيازمند بهره‌گيري از فروش نفت براي تامين بودجه كشور هستيم البته پیشرفتهای چشمگیری که پس از انقلاب داشتیم را نمی توان انکار کرد.
بحران
مي‌خواهيد بدانيد چگونه نفت ما را ذليل خواهد كرد؟ به تحولات جهان نظر اندازيد كه براي شما چه توطئه‌هايي به وجود مي‌آورند.
ديروز به يكباره همه وسايل ارتباطي جهان فرياد برآوردند كه به زودي قحطي جهان را در خود فرو مي‌برد و ميليون‌ها نفر غذا نخواهند داشت زيرا قيمت گندم، لوبيا، عدس، برنج و ساير حبوبات آن چنان بالا مي‌رود كه كشورهاي فقير قادر به خريد آنها نيستند به علاوه باران كم باريده و هزاران هكتار زمين زراعتي از حيز انتقاع افتاده است. آقايان طرح كردند كه جمعيت دنيا رو به افزايش است و براي چنين جمعيتي غذا به اندازه‌ي كافي نيست. چگونه شد كه دقيقا جهان با كمبود مواد غذايي روبه‌رو گرديد؟ تصور نمي‌كنيد كه قيمت نفت و افزايش بشكه‌اي 120 دلار در چندماه گذشته رابطه‌اي دارد با افزايش بهاي مواد غذايي؟ شما شاد مي‌شويد از افزايش بهاي نفت ولي سرمايه‌داران بزرگ توطئه‌اي كردند كه ميلياردها دلار درآمد نفت كشورهاي رو به رشد را دوباره به خزانه‌ي غرب بفرستند.
جالب آن كه وسايل ارتباط جمعي جهان چون اسير آنچه كه كشورهاي سرمايه‌داري براي آنها تهيه مي‌كنند هستند، به يك باره فرياد مي‌زنند جهان در خطر قحطي قرار دارد.
بايد بدانيم كه قيمت مواد غذايي را ميلياردرها تعيين مي‌كنند. آنها با در دست داشتن ميلياردها دلار با توليدكنندگان عمده در تماس هستند و همچنان كه در بورس عمل مي‌شود قيمت‌ها را بالا و پايين مي‌برند. در اين زمينه بدبخت كشورهايي هستند كه درآمد نفت را نه در دايره توليد كه در دايره مصرف به كار مي‌برند.
سازندگي بدون درآمد نفت
آيا هيچ توجه داريد كه كشورهايي در جهان هستند كه نه انبار نفت دارند و نه درآمد آن را ولي با اين حال وضع بهتري نسبت به كشورهاي نفت‌خيز دارند.
كره جنوبي طي سي سال از يك كشور عقب‌افتاده در حلقه‌ كشورهاي پيشرفته افتاد. توجه كنيد فقط طي سي سال اتومبيل ساخت، كشتي‌هاي بزرگ ساخت و در همه رشته‌هاي صنعتي خود را از وابسته بودن نجات داد. ژاپن طي يكصد سال از كجا به كجا رسيد كه امروز دومين قدرت جهاني محسوب مي‌شود.
چين كه يك ميليارد و سيصد ميليون نفر جمعيت آن است و بايد براي اين جمعيت عظيم وسايل زندگي فراهم كند نه نفت دارد، نه درآمد آن را و هند با 800 ميليون نفر نه نفت دارد و نه درآمد آن را. امروز يكي از كشورهاي پيشرفته در زمينه الكترونيك است به طوري كه شركت‌هاي آمريكايي اجراي طرح‌هاي انفورماتيك خود را به هند واگذار مي‌كنند.
تركيه يك كشور مسلمان است، نه نفت دارد و نه درآمد آن را اما جامعه‌اش در حركت است و اروپايي‌ها مايلند تركيه عضو اتحاديه اروپا شود.
كشورهاي مسلمان جنوب شرقي آسيا نه نفت دارند و نه درآمد آن را ولي آهنگ پيشرفت آنها كمتر از ديگر كشورهاي پيشرفته جهان نيست. علت اصلي اين پيشرفت‌ها از آن جهت است كه اين كشورها به جاي دلالي توليدكننده هستند.
فرق است بين توليدكننده و مصرف‌كننده. كشورهاي نفت‌خيز و نه توليدي كه پول‌هاي نفت را صرف خريد كالاهايي مي‌كند كه ديگران خلق كرده‌اند، طي چند سال اخير بزرگترين خريدار تلفن‌هاي همراه كشورهاي نفت‌خيز بوده‌اند. ميليون‌ها تلفن همراه از غرب به شرق فروخته شد كه يك منبع ارزي بزرگي بود براي غرب و دلارهاي نفتي به غرب برگشت داده شد. هيچ يك از كشورهاي نفتي به اين فكر نيفتاد كه چگونه مي‌تواند خود آن را توليد كند زيرا توليد آن زحمت دارد و راحت آن بود كه دلار بدهد و تلفن همراه بگيرد.  امروز وقتي در خيابان‌هاي كشورهاي جهان سوم راه مي‌رويد اكثر جوان‌ها با يك تلفن همراه در حال صحبت كردن هستند بدون آن كه فكر كنند، سازنده باشند، توليدكننده باشند نه فقط مصرف‌كننده. هزينه ماده اوليه يك تلفن همراه چند دلار بيشتر نيست اما وقتي به بازار مي‌آيد هزاران دلار براي آن به غرب پرداخت شده است.
اين يك نمونه از مصرف تلفن همراه است. تقريبا در اكثر رشته‌هاي توليدي، شرق از غرب عقب افتاده است.
اگر امروز با درآمد نفتي نتوانيم خون تازه‌اي وارد رشته‌هاي توليدي كشور كنيم، فرداي روزگار بدون ميلياردها دلار چگونه مي‌توانيم صيانت خود را حفظ كنيم؟در سه سال گذشته طرحهای تولیدی بسیاری شروع به ساخت شد که امیدوارم به  انتخاب احمدی نژاد توسط مردم برای چهارسال دیگر این طرحها  به سامان برسد و نشود آنکه رییس جمهور دیگری بشود و طرحهای قبلی را دنبال نکند وطرحهای جدید خود را پیگیری نماید.
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 13:2  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

عکس هایی از دختران اسراییلی

این عکسا را براتون گذاشتم تا با هم کلی بخندیم آخه من که خندم گرفت برای اینکه به خودم گفتم این اسراییل زپرتی که هی ور میزنه میگه به ایران حمله میکنمو از این گنده گو..ها هی در میکنه میخواد با این دخترکها به  ایرانی که مهد جوانان دلیر است حمله بکنه اونم با این ارتشش که دخترو پسر تو پادگانهاش با همند وتختاشون هم کنار همه .جدا که اسمشا نمیشه گذاشت پادگان بلکه باید گفت شهوتکده های مثلا نظامی اسراییل .خودتون قضاوت کنید مثلا در یک پادگان اسراییل  صدها دختر وپسر  بیرون از شهر و دور از خانواده  مستقر هستند ومحلهای استراحت و خوابشون هم در کنار هم است  آیا واقعا به این میشه گفت ارتش  وآیا این سربازها ونظامی ها حواسشون به حفاظت از کشورشان  و نظامی گری است یا حواسشون  به همدیگه  و هزار کثافت کاری دیگه .ایا چنین نظامی  هوشیار خواهد بود .بله عزیزان این اسراییل فقط هارت وپورت است و طبل توخالیست .امیدوارم که هیچوقت به فکر دست درازی به ایران عزیز نباشند که در اون صورت دست درازی نشونشون میدیم که یادشون نره  واونوقته که همه ارتش اسراییل را تارو مار میکنیم  تا مردهای به اصطلاح مرد اسراییل بی زن بشوند اخه   مردایه اسراییل بیشتر پی خوشگذرانی اند ودخترکاشون را میفرستن تو ارتششون که  اگه حرف زیادی هم زدن ما هم  به خاطر زن بودن ارتششون دلمون  نرم بشه و چیزی بهشون نگیم برای دیدن بقیه عکسها  بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک نمایید((۲۳عکس درادامه مطلب))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 0:33  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  |