|
بی پرده با مدعیان اصلاح طلبی
آمال و آرزوهاى دور و دراز و پست و مقام، مال و منال دنيوى چه بلاهايى كه سر اين بشر خاكى نياورده است و چه كارهايى كه اين بشر جاهطلب براى رسيدن به جايگاههاى دنيوى انجام نداده است. از بدو خلقت بشر عدهاى بودهاند كه براى فرمانروايى بر مردم، از همان مردم استفاده ابزارى كردند تا به مقاصد سوءخود برسند (به نام مردم به كام خود).
و شما جنجالطلبان، نماد بارز اين نوادگان ابوالبشريد و حاضريد به هر قيمتى كه شده صندوقها را به نفع خود پر كنيد.
هم از مردم، هم از دين مايه مىگذاريد، اما هنگامى كه به مقاصد خود مىرسيد نه دين مىشناسيد و نه مردم.
آگاهان ملت! خوب بنگريد:
1- دم از امام(ره) و پيروى از خط امام مىزنيد، در صورتى كه هشت سال هر چه توانستيد و در توان داشتيد، راه امام را عامدانه يا جاهلانه كوبيديد و به باد مسخره گرفتيد. مگر آقاى خاتمى نبود كه در يك مصاحبه خبرى در جواب سوالى كه در خصوص فتواى امام(ره) بر ارتداد و قتل سلمان رشدى شد، گفت: «ايشان يك مجتهدى بود و آن زمان فتوايى داد ولى ما الان مردم را تشويق به اجراى آن نمىكنيم.» كه فرداى آن روز در پاكستان و اكثر كشورهاى اسلامى عليه اين حرف تظاهرات شد.
- شما كه دم از امام(ره) مىزنيد، چرا در طول هشت سال با گروهكهايى مثل گروهك غيرقانونى نهضت آزادى كه از طرف حضرت امام(ره) غير قانونى اعلام شده بودند، ارتباط تنگاتنگ داشتيد و داريد؟
- چرا در طول هشت سال سراغ اشخاصى كه مطرود امام و ملت بودند مثل شيخ سادهلوح رفتيد؟ و چه جلساتى كه با وى براى اجرايى كردن مقاصد شوم خود برگزار نكرديد.
- تسخير لانه جاسوسى آمريكا كه امام(ره) آن را انقلاب دوم ناميدند زير سوال برده و اين عمل را اشتباه و شور انقلابى معرفى كرديد نه شعور انقلابى و دهها مورد ديگر كه براى اشاره به همه آن، نه مقالهها كه كتابها بايد نوشت.
2- دم از فرزندان جبهه و ايثارگران و خانواده شهدا مىزنيد و داد و هوار راه مىاندازيد كه واى، فرزندان جبهه و جانبازان جنگ را رد صلاحيت كردند و...مگر شما نبوديد كه جبهه و جنگ را زير سوال مىبرديد و مىگفتيد كه جنگ نبايد هشت سال طول مىكشيد بلكه تنها دو سال اول آن حق ما بود؟ و شش سال آخر آن اضافى و كشتههاى دو سال را شهيد و كشتههاى شش سال بعد را شهداى ناشى از برادركشى ناميديد.
- مگر شما نبوديد كه عمليات استشهادى بسيجيان را در طول هشت سال دفاع مقدس مسخره كرده و جنون و ديوانگى و افراطىگرى معرفى كرديد؟
- مگر شما نبوديد كه عليه سهميه فرزندان شاهد و ايثارگر در آزمونهاى استخدامى و دانشگاهها اعتراضها كرديد و مقالهها نوشتيد؟
3- دم از اسلام و دين مىزنيد؟! مگر شما نبوديد كه در طول هشت سال انواع توهينها به مقدسات اسلام از پيامبر اعظم(ص) تا حضرت ولىعصر(عج) در روزنامهها و نشريات خود كرديد؟
- قيام امام حسين(ع) در روز عاشورا را زير سوال برديد و گفتيد امام حسين(ع) تابع دمكراسى نبود چون در اقليت بود بايد تابع اكثريت مىشد و امثال آغاجرىها، حجاريانها، اشكورىها و عبدىها و كديورها تربيت كرديد تا به جان اسلام بيفتند.
- در كنفرانس برلين مگر شماها نبوديد كه مسلّمات دين را منكر شديد و چه توهينها كه به نظام مقدس جمهورى اسلامى در اين مجلس نكرديد؟
چه اهانتها به ساحت مراجع تقليد كرديد. مگر شما نبوديد كه در نشريات خود به ساحت آيتالله مصباح يزدى كه به فرموده مقام معظم رهبرى «ايشان خلأ شخصيتهايى چون شهيد مطهرى و علامه طباطبايى را پر كردهاند»، اهانت كرديد؟
- تعريف و تخريب احكام نورانى اسلام در خصوص بانوان را به نام كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان با وجود مخالفت مراجع عظام تقليد روانه مجلس كرديد.
- حجاب اسلامى بانوان را به نام آزادى زير سوال برديد.
- با طرح جمعآورى ديشهاى ماهوارهاى كه يكى از عوامل مهم ترويج فرهنگ منحط غرب و مدگرايى غربى است مخالفت كرديد.
- با طرح ارتقاى امنيت اخلاقى و مبارزه با بدحجابى مخالفت كرديد و با جوسازى و غوغاگرى قصد توقف آن را داشتيد و صدها مورد از اينگونه خاطرات تلخ كه به حافظه ملت سپرده شده است.
4- دام از اين مىزنيد كه دولت محبوب نهم نتوانسته خواستههاى ملت را برآورده سازد و مدام ايراد تراشى مىكنيد و با بزرگنمايى عيوب ناچيز و كوچك دولت قصد مخفى كردن كوتاهىهاى كلان خود در دولت قبلى را داريد. مىگوييم: شما كه هشت سال دولت و مجلس را در اختيار داشتيد كدام شكوفايى را به بار آورديد جز شكوفايى بى بند و بارى و بىحجابى؟ خاتمى عزيزتان كه مهمترين دغدغه خود و كشور را مساله توسعه سياسى مىدانست چرا رشد اقتصادى را در پيش نگرفت. مجلس ششم هم كه دست شما بود هر روز يا دعوا بود يا تحصن. (واقعا به فكر ملت بوديد؟)
- آنچه مشكل شماست با اين دولت، اين است كه با اصولگرايى اين دولت مخالفيد نه با چگونگى فعاليت اين دولت، چون ديگر جايى براى طرح ايدههاتان در جامعه وجود ندارد و ملت خود خسته بازىهاى شماست.
5- دم از خدمت به مردم مىزنيد؛ مىگوييم بينى و بينالله اگر قصدتان فقط اين است چرا وقتى كه ديديد تعدادى از كانديداهاى شما به هر دليلى رد صلاحيت شدهاند قصد شركت در انتخابات را نداشتيد و حالا كه شوراى نگهبان صلاحيت عدهاى را تأييد كرد و نقطه اميدى پيدا كرديد مىگوييد ما به هيچ وجه كنار نمىكشيم، اين گوياى چه مسالهاى است واقعا عاشقان خدمتيد يا تشنگان قدرت؟
6- دم از منافع و امنيت ملى مىزنيد؛ مگر دار و دسته شما مثل گنجىها و نورىها و عبدىها و كديورها نبودند كه اسناد و مطالب محرمانه و سرّى فعاليتهاى صلحآميز هستهاى كشور را به بيگانگان فروختند و دشمنان را عليه نظام شوراندند و جاسوس هستهاى (موسويان) را با هياهوهاى خود حمايت كرديد؟
- حادثه كوى دانشگاه تهران را در 18 تير 78 به گونهاى طراحى كرديد كه اگر درايت و تدابير رهبر معظم انقلاب نبود درست اهداف دشمن را پىريزى مىكرديد.
- در دوره گهربار شما به فرموده رئيس دولت اصلاحات، هر نُه روز يك بحران در كشور به وجود مىآمد.
7- دم از اعتماد ملى مىزنيد؛ پس چرا وقتى فرزندان رشيد اين مرز و بوم به موفقيتهاى جهانى دست پيدا مىكنند صدايى از شما در نمىآيد حتى در نشريات خود بدان گونه كه بايد بازتاب نمىدهيد؟
8- دم از اين مىزنيد كه ما يار امام(ره) بوديم و زجرها كشيديم و زندانها ديدهايم و فلانى نه آنچنانى مبارزاتى عليه رژيم شاه داشته و نه زندانها كشيده و... هر روز داستانهايى مىسرائيد، مىخواهيم بگوييم: تاريخ صدر اسلام را اگر مطالعه كرده باشيد خود به خوبى پاسخى به ادعاهاى شماست.
از آن همه صحابه پيامبر(ص) كه چه ادعاهايى كه نمىكردند، پس چه شدند آنها كه در زمان على(ع) تعدادشان به اندازه انگشتان دست هم نمىرسيد كه در راه على و حامى على(ع) باشند؟ مگر طلحه و زبير از صحابه پيامبر(ص) نبودند، چرا عليه على(ع) شمشير كشيدند؟ مگر خلفاى راشدين از صحابه پيامبر(ص) نبودند، چرا به خاطر پست و مقام و خلافت سخنان پيامبر(ص) را تحريف و به نفع خود بازگو كردند و رو در روى على(ع) قرار گرفتند؟ مگر معاويه خود كاتب قرآن در زمان پيامبر(ص) نبود، پس بايد بگوييم هر چه معاويه از قرآن تفسير كرد پس حتما حقيقت دارد! يا عايشه چون همسر پيامبر(ص) بود پس هر چه او گفت و هر راهى رفت حق بوده و بايد از او جانبدارى كرد؟
ولى در مقابل، مگر مالك اشتر اصلا پيامبر را ديده بود؟ يا از صحابه وى بود؟ اما آنچنان راه واقعى آن حضرت را پيمود و چنان جانانه از امام على(ع) دفاع كرد كه تاريخ به خود نديده.
مىگوييد رد صلاحيت فلانى كه از نزديكان امام(ره) است درست نيست و چنان بزرگنمايى مىكنيد كه گويا خلاف شرع و عقل بوده و حرام است! مگر اين هم شد دليل كه چون ما امام را ديدهايم و سخنها از ايشان شنيدهايم، پس اين انقلاب و اين كشور از آن ماست و فلانى تازه به دوران رسيده نبايد ادعايى داشته باشد!
تاريخ اشخاصى مثل شما را خيلى به خود ديده و مردم هم خيلىها مثل شما را به ياد دارند كه به خاطر طمعها و مقاصد خود چه داستانها سراييدهاند تا به كرسى مقام تكيه زنند.
- خلاصه كلام، شماها ترس از آن داريد كه دوباره كشور به سوى شعارها و آرمانهاى امام(ره) بازگشته و جايى براى مقاصد شوم شما باقى نماند و چون سه بار از اين ملت سيلى محكمى خورديد - يك بار در شوراهاى اسلامى، بار دوم در مجلس هفتم و سوم در رياست جمهورى نهم - پس مىترسيد كه براى بار چهارم در انتخابات مجلس هشتم، سيلى محكمترى از مردم بخوريد. براى همين خود را به هر در و ديوارى مىكوبيد تا شايد روزنهاى براى رهايى و نجات پيدا كنيد. ولى نمىدانم شماها چرا در حالى كه از اسب افتادهايد، از زين جدا نمىشويد!
«مردم! خود قضاوت كنيد و آگاهانه تصميم بگيريد.»
محمدنژاد منبع:یالثارات |