تبليغاتX
خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبری-تحلیلی-اجتماعی-فرهنگی--هنری-به همراه خبرهای شهرستان گلپایگان

مقدم بهار برهمه مبارک باد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مقدم بهار برهمه مبارک باد

دیگه کم کم میشه بوی بهار را استشمام کرد،شادی بچه هارو دید،شلوغی مغازه ها،صف بانکها وعیدی کارمندها وچونه زدنها وحساب کردنهاو پول دادنهاویه عالمه خرید نکرده،ایکاشهای جوونی که باخودش میگه کاش یه شلواروکفش ارزونتری خریده بودم تامیتونستم این پیراهنه راهم بخرم،ماهیهای توتشت کنارخیابون ،پشت در اتاق پرو بوتیکهاکه  ازصف بانکها تو روزای پرداخت  حقوق هم شلوغترشده،مغازه دارها از بقالی گرفته تا پوشاک و... انگاراز همیشه  خوشحالتربه نظرمیرسن،اون طرفتریه پدرباجوونش دارن سرتنگی وگشادی لباس بحث میکنن آخه این شلواره خیلی تنگه ویه طوری عجیب وغریبه ،قیمتش هم خیلی گرونه  ولی پسر فقط مدام میگه اینا امسال جدید اومده ومد روزه، یکی دیگه هم انقدر خرید کرده که باید دوسه تا کارگر بگیره تا این همه بار رو واسش بیارن،دوست دارم چشمام را بچرخونم به یه طرف دیگه، شاید اون طرفی که یه بچه  یا یه جوون با حسرت  دارن به ویترین مغازه ها نگاه میکنن ،بعضی ویترینها هم انگار نورشون از همیشه بیشترشده،تو این شلوغی خیلی پدرها رو میشه دید که یه جوری غمگینن،یه حس غریبی دارن ،شاید انگار امسال عید از خرید یه تیکه لباس برای بچه هاشون ناتوان اند،آره خیلی ها هم هستن که از شرمنده شدن پیش زن وبچه هاشون ناراحتند،راستی اگه بیاییم  در این سال نویی یه مقدار ناچیز ازخرجمون کم کنیم وبا خرید پیراهن یا یک شلوار برای بچه ای که امسال عید لباس نو نداره دلش را شاد کنیم تا اون هم این سال نو را حداقل خوشحال باشه چه کار خوبی کرده ایم،اصلا چرا باید هرچی میتونیم خرید بکنیم ،چرا این همه اصراف،چرا چشامون تو این روزا فقط دنبال نور وزرق وبرق ویترینها میره ،نکنه اینهمه زرق وبرق وتجمل حواسمون را از دوربرمون پرت کرده و اون کودکی را که دردومتریمون با حسرت وسوز داره به دستهای پر ازخرید ما  نگاه میکنه نمی بینیم،بیاییم ونگذاریم این نورهای دنیوی و پرزرق وبرق کورمون بکنه،اینها بهترین امتحان برا ی ماست بیاییم حداقل یک ذره نگاهمون رابه این خریدهای دنیوی ببندیم وبه خرید برای آخرتمون بپردازیم،نکنه مست باده غرور شده باشیم وحواسمون نباشه ودر این سال نوخونه آخرتمون خالی بمونه،نکنه درساعت تحویل سال جدید همسایمون شرمنده زن وبچه هاش باشه ویکی دوتا دیوار اینورتر ما شاد وخندان به هم دیگه شیرینی تعارف بکنیم درحالی که کام دل همسایمون تلخه وغم داره وما از اون بی خبریم.بیاییم در این سال نوکه پیش رو داریم با کنارگذاشتن مقداری پول ویا تهیه لباس و خوراک به کمک نیازمندبشتابیم وباشادکردن دل محتاج وآبرومندی وجلوگیری از شرمندگی مردی در نزد خانواده اش خداوند را از خود خشنود سازیم وایمان داشته باشیم که باشاد کردن دل بنده ای پروردگارنیزدراین سال جدیدشادی را برای ما وخانواده مان رغم خواهد زدوانشاا...حاجاتی را که به خیر وصلاح ماست رواخواهد داشت وبه راستی که چه زیباست این انفاق وایثار

شعر یا ترانه ای رو كه در این ایمیل ملاحظه خواهید كرد با تاثیر پذیری از شعر معروف "كـوچـه" یا "بی تو مهتاب شبی ..." سروده ی "زنده یاد فریدون مشیری" به سبكی جدید و با سلایق دوستداران كامپیوتر و اینترنت و چت و از اینجور چیزا البته بصورتی طنز گونه بازنویسی شده كه در نوع خودش بسیار زیباست. توصیه می كنم با همون آهنگ "كـوچـه" شعر رو تا آخر دنبال كنید ولی خیلی مراقب خودتون باشید ...

شوق دیدار

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم

وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم

Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و
Yahoo
و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ

Windows و Hard و Mother Board
همگی دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال تو و معنی درك کلامت

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است

باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

تا به دام تو درافتم همه Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت

Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ترانه ی نود

یه سرزمینه یه «نود» ، یه «عادله» یه سرزمین
نه «قدغن» داره نه «ایست» ، نه «ضربدر» نه «نقطه چین»
نــود دقیقه زندگی ، تو حجم ِ رویاهای دور
بی خـفقان بدون زور ، دقــــــــــــیقه های دلنشین
یه «عادله» یه سرزمین

.
.
.
دوشنبه شب که میرسه ، انگار جهان مال ِمنه
انگار دل ِ زمین واسه ؛ قلب ِمنه که میــزنه
دوشنبه پر میشه هوا ، از نُت ِمرگِ سایه ها
دوشنبه شیشه ی صدا ، سنگ ِسکوت و میشکنه
دوشنبه شیشه ی صدا ، سنگ ِسکوت و میشکنه

.
.
دوشنبه شب پــــیرهن ِحق ، به تن ِباطل نمیاد
عـــمری نمیشینه به دل ؛ حرفی که از دل نمیاد
تظاهر و مکر و کلک ، رسوا میشه بدون شک
یه سرزمین میشه «محک» ، وقتی «نود» قاضی میخواد


.یه سرزمینه یه «نود» ، یه «عادله» یه سرزمین
نه «قدغن» داره نه «ایست» ، نه «ضربدر» نه «نقطه چین»
نــود دقیقه زندگی ، تو حجم ِرویاهای دور
بی خـفقان بدون زور ، دقــــــــــــیقه های دلنشین
یه «عادله» یه سرزمین


دوباره باز دوشنبـَـه س و ، من به همون سادگی یم
دوباره باز مثل قدیم ، عاشق ِ آزادگی یم
:اومده وقت ِخواب و من ؛ بازم دارم داد مــیزنم
تا وقتی بــیداره تنم ؛ لایق ِدلداگی یم
تا وقتی بــیداره تنم ؛ لایق ِ دلداگی یم

یه سرزمینه یه« نود»...!؟
:دکلمه
.
آخــــرین خبر ؛ نـــود هم ، «پا به ماهِ» قدغــن شـد
حکم ِاین قصه هم آخر ، «کم کــَـمک ساکت شدن» شـد
شب بود و همین یه فانوس ، واسه دلخوشی تو کابوس
این و هم گفتن که ممنوس ؛ چون زیادی «طعنه زن»
شد
+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 9:34  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

در۱۹ اسفند1387 پیش تولیدفیلم ندامت توسط هنرمند مردمی حسن اکلیلی افتتاح گردید

 

در۱۹ اسفند1387 پیش تولیدفیلم ندامت توسط هنرمند مردمی   حسن اکلیلی افتتاح گردید

تولید فیلم داستانی ندامت به کارگردانی ابوالفضل جاویدپوردر مرکز دانشگاه پیام نورگلپایگان آغازشد.

در۱۹ اسفندماه این فیلم توسط هنرمند مردمی  وکشوری آقای حسن اکلیلی و کارشناسانی چون گوهرمنش واستادحسینی افتتاح گردید وپس از سخنرانی آقای اکلیلی که برای دانشجویان این دانشگاه به طور رسمی انجام گرفت مرحله تست بازیگر از میان صد دانشجو دختر وپسر این دانشگاه صورت گرفت.

این فیلم داستانی ماهیتی خاص دارد و بر مضمون هایی اجتماعی سوار است و نکته حائز اهمیت حضور بازیگران حرفه ای تلویزیون وسینمای کشور به همراه دانشجویانی که دراین تست قبول میشوند میباشد.

تهیه کننده این فیلم اقای یوسف گودرزی ومدیر روابط عمومی  وخبری وتبلیغی این فیلم وحید اعظمی میباشد.تهیه کننده این فیلم اقای یوسف گودرزی ومدیر روابط عمومی  وخبری وتبلیغی این فیلم وحید اعظمی میباشد.
 درظرف چند روز آینده مصاحبه اختصاصی حسن اکلیلی تهیه کننده وبازیگر مردمی کشور با خبرنگار با وحیداعظمی در نشریاتی چاپ میگردد وسپس در تارنگارwww.golpayegannews.blogfa.co قرار خواهد گرفت این مصاحبه بیشتر درد دل حسن اکلیلی از وضع سینما وصنعت فیلم سازی کشور است وبه مسائل کاملا انتقادی وقابل توجهی  به مانند زدوبندها وروابطو.......دراین گفتگو پرداخته میشود

نظرشما درمورد نحوه هنر وبازیگری بازیگر سینما وتلویزیون ایران حسن اکلیلی چیست؟عکس خودم وآقای اکلیلی در حین مصاحبه اختصاصی مطبوعاتیعکس خودم در حین اجرای مراسم وسخنرانی برای دانشجویان ومسوولین حاظر درمراسمآقای حسن اکلیلی در حال سخنرانی برای دانشجویانخودم در حال سخنرانی واجرای برنامه برای دانشجویان ومسوولین حاضر

عکس خدم حین مصاحبه-ااجرای مراسم (خودم)-اجرای مراسم وحین صحبت-سخنرانی اکلیلی

برای دیدن بقیه عکسها که بسیار جالب میباشد وخودم هم درآن حضور دارم در زیر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 15:21  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

عجب بچه بی چشم ورویی(ازحالا داره رودختر همسایه برنامه میریزه)طنز وعکس خیلی توپ

ای بچه منحرف

عجب بچه بی چشم ورویی(ازحالا داره رودختر همسایه برنامه میریزه)

بزرگ بشه چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

براتون یه شعر خیلی باحال گذاشتم که داستان یک فردی که چت میکنه ومعتاد چت شدهست حتما بخونیدش خیلی باتوپه


شدم با چت اسیر و مبتلایش /     شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم /     تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد /       ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش /     کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست /     ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من /     اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او چت می نمودم /     به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام /     که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم /     زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده /     که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست /    زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت /     هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار /     گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود /    زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت /     توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا /     بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا /     کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من /     بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم /   از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست /    دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر /    نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» /     به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت /     سرانجامی ندارد قصّه ی چت

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 4:40  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!عکسهای باراك اوباما در حال برف بازي با گربه

عکسهای باراك اوباما در حال برف بازي با گربه درادامه مطلب درزیر
(حتما ببينيد خيلي جالبه)
عکسهای جوانی قالیباف و احمدی نژاددرادامه مطلب درزیر
پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!

بر پايه ي آخرين اخبار رسيده به پچ پچ يوز كلاه قرمزي همراه با گي گي لي و پسر عمه قصد بازگشت به تلويزيون را دارند، برخي آگاهان بر اين اعتقاد هستند كلاه قرمزي و يارانش قصد دارند با بازگشت به تلويزيون تبليغاتي زودهنگام را براي اولين دوره ي انتخابات رياست جمهوري در شهر كارتون ها آغاز كنند.بر پايه ي برخي اخبار پچ پچي و تاييد نشده از آنجا كه كلاه قرمزي به دليل داشتن سوء پيشينه و داشتن رابطه هاي 18+ با فردي به نام "سروناز" احتمال ردصلاحيتش بسيار زياد است، به احتمال بسيار زياد وي كانديد رياست جمهوري نخواهد شد.ديگر اخبار پچي پچي نيز حاكي از آن است كه "گي گي لي" همان "گاگولي" بوده است كه پس از بازگشت از مالزي نامش را به "گي گي لي" تغيير داده است، گفتني است گي گي لي براي ادامه تحصيل به مالزي رفته بود و پس از سالها تلاش و رياضت توانست با موفقيت از مدارس معتبر مالزي مدرك پنجم دبستانش را بگيرد، شنيده ها حاكي از آن است كه چون سطح تحصيلات ايشان پايين است وي نيز كانديد رياست جمهوري نخواهد شد.بر اساس آخرين اخبار رسيده به پچ پچ نيوز اين كميته ي سه نفره روي پسر خاله اجماع خواهند كرد، پسر خاله يكي از عناصر ارزشي محسوب شده و تمام عمر خويش را در راه زحمت كشيدن سپري كرده است، گفته مي شود وي با شعار "برم نون بخرم!" و همچنين شعار "نفت بيارم؟!" پا به عرصه ي انتخابات خواهد گذاشت.در همين راستا ملوان زبل پس از خوردن مقدار قابل توجهي اسفناج سياست هاي تلويزيون را در آستانه ي انتخابات شهر كارتون ها مورد انتقاد قرار داد، ملوان زبل در نامه ي شديد الحن خود خطاب مسئولان صدا و سيما گفت: "چه شده است كه تا ديروز براي سرگرم كردن بچه ها كارتون مرا در تلويزيون پخش مي كرديد؟ و امروز و با توجه به نزديك شدن انتخابات رياست جمهوري مرا ممنوع التصوير نموده ايد؟!  عدلتان كجا رفته است كه قصد داريد كلاه قرمزي پخش كنيد؟! كلاه قرمزي و پسرخاله در طي اين سه سال كجا بودند؟!"، گفته مي شود يكي از برنامه هاي ملوان زبل پس از رسيدن به پست رياست جمهوري پرداخت ماهانه پنجاه تن اسفناج به هر شهروند اعلام شده است!گفته مي شود "پارباپابا" نيز در حالي كه در حال عوض شدن بود و قصد داشت به پارباپاي مدل 2010 تغيير چهره دهد از بايكوت خبري شدن خويش به شدت ابراز انزجار نمود. گفته مي شود پارباپابا با شعار "ايجاد تغيير" وارد گود انتخابات خواهد شد.بر پايه ي برخي پچ پچ ها نيز هاچ زنبور عسل كه اين روزها با پيدا كردن مادر خود به يكي از چهره هاي خبرساز تبديل شده است قصد دارد وارد فضاي انتخاباتي شود، گفته مي شود چند روز پيش هاچ در كندوي مادر خود جلسه ي غيررسمي و محرمانه داشته است و در آنجا اعلام كانديداتوري نموده و از تمام هوادارنش خواسته است فعلا فقط به تبليغ براي وي بپردازند و از نيش زدن هواداران باقي كانديداها جدا خودداري كنند، هاچ با شعار آوردن عسل به كندوها قصد شروع فعاليت هاي انتخاباتي خود را دارد.آگاهان پيش بيني كردند با توجه به تعدد كانديداها در شهر كارتون ها شاهد درصد بالاي مشاركت در اولين دوره ي انتخابات رياست جمهوري شخصيت هاي كارتوني باشيم.

عکسهای باراك اوباما در حال برف بازي با گربه درادامه مطلب درزیر

عکسهای جوانی قالیباف و احمدی نژاددرادامه مطلب درزیر
بر روی ادامه مطلب درسطرزیر کلیک نمایید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 14:19  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

دو روز مانده به پایان جهان-ضرب المثل های پرکاربرد و رایج ایرانی به همراه معادل انگلیسی

دو روز مانده به پایان جهان
دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی، نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد .
داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سکوت کرد. جیغ کشید و جار و جنجال به راه انداخت. خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت. خدا سکوت کرد. به پرو پای فرشته ها و انسان پیچید. خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت. خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد. خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی."
تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و حداقل این یک روز را زندگی کن. لابه لای هق هقش گفت: اما با یک روز؟ چه کار می توان کرد؟ خدا گفت: آنکس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی یابد، هزارسال هم بکارش نمی آید.
و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن. او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گوی دستانش می درخشید. اما می ترسید حرکت کند، می ترسید راه برود، می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد. بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این یک روز چه فایده ایی دارد؟
بگذار این مشت زندگی را مصرف کنم. آنوقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سرو رویش پاشید. زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا برود. می تواند بال بزند. او در آن یک روز، آسمان خراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی هم بدست نیاورد، اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آن ها که او را نمی شناختند سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند و بقولی چشم دیدن او را نداشتند از ته دل دعا کرد.
او در همان یک روز با دنیا و هر آنچه در آن است آشتی کرد و خندید و سبک شد. لذت برد و شرمسار شد و بخشید و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد او در همان یک روز زندگی کرد و فرشته ها در تقویم خدا نوشتند : "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیسته بود!

خدایا نزار بزرگ شم !
سلام
کسی اونجا نیست ؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟
پس چرا کسی جواب نمیده ؟
یهو یه صدای مهربون بگوش كودك نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...
- بله با کی کار داری کوچولو ؟
خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده
- بگو من میشنوم
کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...
- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟
- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ...
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شكسته شد :
ندایی صدایش در گوش و جان كودك طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...
دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟!
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ...
و کودک درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...

باور کنیدهمه میتوانند با خدایشان گفتگوکنند  آری برسجاده  یادرتنهاییها یا درغمها راستی شما درخوشی های زندگی هم با خدا نجوا میکنید

ضرب المثل های پرکاربرد و رایج ایرانی

به همراه معادل انگلیسی

نابرده رنج گنج میسر نمی شود
No pain, no gain
نوش دارو پس از مرگ سهراب !
After death, the doctor
خواستن توانستن است
Where there is awill there is way
قلم در کف دشمن است
He isn't so black as he's painted
رو که نیست سنگ پای قزوین است
Beggar's bags are bottomless
به دشت آهوی ناگرفته مبخش
Catch the bear before you sell his skin
برای خواندن ادامه این ضرب المثلها با معادل انگلیسیشان ومناجات نامه خواجه عبدالله انصاری برروی ادامه مطلب درزیر کلیک نمایید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 14:39  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  |