در۱۹ اسفند1387 پیش تولیدفیلم ندامت توسط هنرمند مردمی حسن اکلیلی افتتاح گردید
تولید فیلم داستانی ندامت به کارگردانی ابوالفضل جاویدپوردر مرکز دانشگاه پیام نورگلپایگان آغازشد.
در۱۹ اسفندماه این فیلم توسط هنرمند مردمی وکشوری آقای حسن اکلیلی و کارشناسانی چون گوهرمنش واستادحسینی افتتاح گردید وپس از سخنرانی آقای اکلیلی که برای دانشجویان این دانشگاه به طور رسمی انجام گرفت مرحله تست بازیگر از میان صد دانشجو دختر وپسر این دانشگاه صورت گرفت.
این فیلم داستانی ماهیتی خاص دارد و بر مضمون هایی اجتماعی سوار است و نکته حائز اهمیت حضور بازیگران حرفه ای تلویزیون وسینمای کشور به همراه دانشجویانی که دراین تست قبول میشوند میباشد.
تهیه کننده این فیلم اقای یوسف گودرزی ومدیر روابط عمومی وخبری وتبلیغی این فیلم وحید اعظمی میباشد.تهیه کننده این فیلم اقای یوسف گودرزی ومدیر روابط عمومی وخبری وتبلیغی این فیلم وحید اعظمی میباشد.
درظرف چند روز آینده مصاحبه اختصاصی حسن اکلیلی تهیه کننده وبازیگر مردمی کشور با خبرنگار با وحیداعظمی در نشریاتی چاپ میگردد وسپس در تارنگارwww.golpayegannews.blogfa.co قرار خواهد گرفت این مصاحبه بیشتر درد دل حسن اکلیلی از وضع سینما وصنعت فیلم سازی کشور است وبه مسائل کاملا انتقادی وقابل توجهی به مانند زدوبندها وروابطو.......دراین گفتگو پرداخته میشود
نظرشما درمورد نحوه هنر وبازیگری بازیگر سینما وتلویزیون ایران حسن اکلیلی چیست؟



عکس خدم حین مصاحبه-ااجرای مراسم (خودم)-اجرای مراسم وحین صحبت-سخنرانی اکلیلی
برای دیدن بقیه عکسها که بسیار جالب میباشد وخودم هم درآن حضور دارم در زیر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 15:21  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|

عجب بچه بی چشم ورویی(ازحالا داره رودختر همسایه برنامه میریزه)
بزرگ بشه چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
براتون یه شعر خیلی باحال گذاشتم که داستان یک فردی که چت میکنه ومعتاد چت شدهست حتما بخونیدش خیلی باتوپه
شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت |
+ نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 4:40  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
عکسهای باراك اوباما در حال برف بازي با گربه درادامه مطلب درزیر
(حتما ببينيد خيلي جالبه)
عکسهای جوانی قالیباف و احمدی نژاددرادامه مطلب درزیر
پسر خاله كانديداي رياست جمهوري مي شود!
بر پايه ي آخرين اخبار رسيده به پچ پچ يوز كلاه قرمزي همراه با گي گي لي و پسر عمه قصد بازگشت به تلويزيون را دارند، برخي آگاهان بر اين اعتقاد هستند كلاه قرمزي و يارانش قصد دارند با بازگشت به تلويزيون تبليغاتي زودهنگام را براي اولين دوره ي انتخابات رياست جمهوري در شهر كارتون ها آغاز كنند.بر پايه ي برخي اخبار پچ پچي و تاييد نشده از آنجا كه كلاه قرمزي به دليل داشتن سوء پيشينه و داشتن رابطه هاي 18+ با فردي به نام "سروناز" احتمال ردصلاحيتش بسيار زياد است، به احتمال بسيار زياد وي كانديد رياست جمهوري نخواهد شد.ديگر اخبار پچي پچي نيز حاكي از آن است كه "گي گي لي" همان "گاگولي" بوده است كه پس از بازگشت از مالزي نامش را به "گي گي لي" تغيير داده است، گفتني است گي گي لي براي ادامه تحصيل به مالزي رفته بود و پس از سالها تلاش و رياضت توانست با موفقيت از مدارس معتبر مالزي مدرك پنجم دبستانش را بگيرد، شنيده ها حاكي از آن است كه چون سطح تحصيلات ايشان پايين است وي نيز كانديد رياست جمهوري نخواهد شد.بر اساس آخرين اخبار رسيده به پچ پچ نيوز اين كميته ي سه نفره روي پسر خاله اجماع خواهند كرد، پسر خاله يكي از عناصر ارزشي محسوب شده و تمام عمر خويش را در راه زحمت كشيدن سپري كرده است، گفته مي شود وي با شعار "برم نون بخرم!" و همچنين شعار "نفت بيارم؟!" پا به عرصه ي انتخابات خواهد گذاشت.در همين راستا ملوان زبل پس از خوردن مقدار قابل توجهي اسفناج سياست هاي تلويزيون را در آستانه ي انتخابات شهر كارتون ها مورد انتقاد قرار داد، ملوان زبل در نامه ي شديد الحن خود خطاب مسئولان صدا و سيما گفت: "چه شده است كه تا ديروز براي سرگرم كردن بچه ها كارتون مرا در تلويزيون پخش مي كرديد؟ و امروز و با توجه به نزديك شدن انتخابات رياست جمهوري مرا ممنوع التصوير نموده ايد؟! عدلتان كجا رفته است كه قصد داريد كلاه قرمزي پخش كنيد؟! كلاه قرمزي و پسرخاله در طي اين سه سال كجا بودند؟!"، گفته مي شود يكي از برنامه هاي ملوان زبل پس از رسيدن به پست رياست جمهوري پرداخت ماهانه پنجاه تن اسفناج به هر شهروند اعلام شده است!گفته مي شود "پارباپابا" نيز در حالي كه در حال عوض شدن بود و قصد داشت به پارباپاي مدل 2010 تغيير چهره دهد از بايكوت خبري شدن خويش به شدت ابراز انزجار نمود. گفته مي شود پارباپابا با شعار "ايجاد تغيير" وارد گود انتخابات خواهد شد.بر پايه ي برخي پچ پچ ها نيز هاچ زنبور عسل كه اين روزها با پيدا كردن مادر خود به يكي از چهره هاي خبرساز تبديل شده است قصد دارد وارد فضاي انتخاباتي شود، گفته مي شود چند روز پيش هاچ در كندوي مادر خود جلسه ي غيررسمي و محرمانه داشته است و در آنجا اعلام كانديداتوري نموده و از تمام هوادارنش خواسته است فعلا فقط به تبليغ براي وي بپردازند و از نيش زدن هواداران باقي كانديداها جدا خودداري كنند، هاچ با شعار آوردن عسل به كندوها قصد شروع فعاليت هاي انتخاباتي خود را دارد.آگاهان پيش بيني كردند با توجه به تعدد كانديداها در شهر كارتون ها شاهد درصد بالاي مشاركت در اولين دوره ي انتخابات رياست جمهوري شخصيت هاي كارتوني باشيم.
عکسهای باراك اوباما در حال برف بازي با گربه درادامه مطلب درزیر
عکسهای جوانی قالیباف و احمدی نژاددرادامه مطلب درزیر
بر روی ادامه مطلب درسطرزیر کلیک نمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 14:19  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
صفحات روزنامه های سال57وصفحات اول روزنامه هادربهمن1357یکماه به انقلاب



برای دیدن صفحات بالا و بسیاری دیگر ازصفحات به صورت خیلی بزرگ که میتوانید سطور ریز نوشته ها را هم به راحتی بخوانید روزنامه ها در بهمن۱۳۵۷ درزیربرروی ادامه مطلب کلیک نمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 4:38  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
چه بگویم بسیار با خود کلنجار رفتم که این عکسها را نگذارم اما به خاطر حرفهایی که روی این عکسها با شما هموطنان دارم سبب شد تاب نگذاشتن نیاورم.
برای لحظه ای میخواهم با ایرانیان سوالی مطرح نمایم که برای جواب صادقانه شما خواهش میکنم فقط برای لحظه ای طرفداری از فرد یا حزب ویا گروه را کنار بگذارید کار ندارم شما طرفدار احمدی نژاد هستید یا نه بیایید لحظه ای بیطرف باشید وفقط عرق وتعصب ایرانی را برای دقیقه ای درکمال بیطرفی حفظ نمایید.سوالم این است که این امریکاییها میگویند رییس جمهور ایران فلان جور لباس میپوشد(کاپشن غیر رسمی)وکاریکاتورها کشیدند ولی خودشان هیچ بویی از مردانگی وتعصب وغیرت نبرده اند .
هموطن عزیزم فرض کنید الان زمان پهلوی است اگر شما بفهمید که همسرشاه مملکتتان خانمش(فرح)را در اختیار گروهبانی قرار داده تا سینه به سینه به هم بچسبند ولامبادا برقصند چه حالی میشوید وسپس خود شاه مملکت هم با زنه گروهبانه فیس توفیس و نفس تو نفس جلوی دوربین های جهان برقصد ودر اصل ملکه مملکت را با زن یک گروهبان عوض به در بکند واقعا شرم نمی کنید وعرق شرم بر پیشانیتان نمینشیند شنیده ام شاه وکارتر در امریکا باهمسران هم رقصیدند وعکسها به ایران رسید وبا اینکه شاه با همسر کارتر و کارتر رییس جمهور امریکا با فرح رقصیدند و شاه زنش را در اختیار یک گروهبان برای رقص چسبونکی قرار نداد و فرح با رییس جمهور امریکا رقصید که کم کسی نیست در ایران موج گسترده اعتراضات مردم وروحانیت به اسمان برخاست .
ولی همینطور که میبینید اقای اوباما رییس جمهور امریکا در جشن مراسم تحجلیف رییس جمهوری اش از فرط شادمانی طعم قدرت با زن یک گروهبان امریکایی که خود هم نظامی درجه پایین است چسبون چسبون میرقصد وبانوی اول امریکا که همسرش است را با کمال خوشحالی در اختیار گروهبانکی میگذارد چون گروهبان که در جشن بوده از اقای اوباما خواسته که اگه میشه با خانومتون حال... ببخشید رقص لامبادا بکنم وآقای رییس جمهور هم گفته بفرمایید قابل شما راندارد امیدوارم لذتش را ببرید وموفق باشید فقط خانومم را زیاد خسته نکنید که حالا باید با خیلی های دیگه که من را برای رسیدن به قدرت در انتخابات کمک کردند برقصد.
واقعا و انصافا ما ایرانیها به مردانگیمون ودر یک جمله مردان ایرانی به غیرت ودختران وزنان ایرانی به حیا وشرم وعفیف بودنشان نباید افتخارکنند آری در ایران دختران وزنان پارسی هم در مردانگی خیلی مردن و در خانومی هم خیلی خانوم و با حجب وحیا هستند آمریکاییها از این بی غیرتیها و عوض بدر کردن خانومهاشون ونوامیسشون باهم لذت میبرن واین را کلاس میدونن و ما ایرانی ها این را پست بودن وبی غیرتی میدونیم برای لحظه ای فکر کنید شما حاضرید این طرز تفکر آمریکایی را برای خود و نوامیستان داشته باشید معذرت میخوام از این سوالم چون مطمئنم شما از لحن ونوع سوال من هم غیرتی شدید چه برسد به این چیزا نظراتتون را حتما بگذارید فکر میکنم مبحث جالبی باشه برای بحث کردن منتظر نظراتون هستم ونظر دهندگان میتوانند به نظرات هم پاسخ دهند


برای دیدن این دوعکس و سایر وادامه عکسها دراندازه بسیار بزرگ در زیر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 2:44  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
فرود اضطراری هواپیمای امریكایی در رودخانه هادسون نیویورك
تقدیر از خلبان نیویوركی كه جان 155 مسافر را نجات داد
خبرگزاری فارس: خلبانی كه توانست با فرود ماهرانه روی رودخانهای در نیویورك جان 155 مسافر را نجات دهد، از سوی شهردار و فرماندار نیویورك تجلیل شد. بنا بر این گزارش، این هواپیما حامل 155 سرنشین بود كه "چسلی سولنبرگر" خلبان این پرواز زیر فشار شدید موقعیتی بین مرگ و زندگی موفق به فرود اضطراری ماهرانه بر رودخانه هودسون بین نیوورك و نیوجرسی شد حادثهای كه دیوید پترسون فرماندار نیویورك آن را "معجزه ای بر روی هودسون" خواند. خلبان پرواز ایرباس A320 آمریكایی كه موفق شد با فرود ماهرانه اضطراری روی رودخانهای در نیویورك جان همه مسافران پرواز را نجات دهد برای مردم این شهر به یك قهرمان تبدیل شده است. مایكل بلومبرگ، شهردار نیویورك نیز اعلام كرد كه این خلبان تا پایان تحقیقات و بازجوییهای فدرال نمیتواند با مردم صحبت كند. هیئت ملی امنیت حمل و نقل آمریكا در حال تحقیق بر روی گزارشهایی در مورد از كار افتادن هر دو موتور این هواپیما پس از برخورد با گروهی از پرندگان تنها دقایقی پس از برخاستن از فرودگاه لاگاردیای نیویورك است.
به گزارش رویترز، هواپیما پس از فرود روی رودخانه دو موتور خود را از دست داد كه احتمالاً در كف رودخانه آسیب دیده است و البته بال چپ آن از آب بیرون مانده بوده است. غواصان در حال جستوجو برای برخی قطعات هواپیما از جمله موتورهای آن هستند و مقامات نیز قصد خارج كردن هواپیما برای بازیابی اطلاعات پروازی آن را دارند. سولنبرگر 57 ساله، خلبان این پرواز و مشاور ایمنی هوایی و خلبان سابق نیروی هوایی آمریكا با كنترل هواپیما بر روی منطقه منهتن با تراكم جمعیتی بسیار بالا موفق به فرود آوردن هواپیما بر روی رودخانه شده بود. بلومبرگ، شهردار نیویورك كه قصد تقدیر از خدمه پرواز را نیز دارد گفت: همینگوی به درستی شجاعت و قهرمانی را در مواقع سخت درست می داند و من فكر میكنم باید به درستی اعلام كنیم كه كاپیتان سولنبرگر این امر را به وضوح نشان داد. این داستانی از شجاعت است كه جزئی از یك فیلم سینمایی نیست.
وی همچنین از پلیس آتش نشانی امدادگران و قایقهای امدادی كه به سرعت خود را برای امداد رسانی به هواپیما رساندند تقدیر كرد. در این حادثه تنها پای یكی از خدمه پرواز شكسته است و اكثر سرنشینان به جز افرادی كه بر اثر سرمای شدید كمی مشكل دارند سالم هستند. قایقها موفق به نجات مسافرانی شدند كه در دمای 6درجه سانتیگراد زیر صفر و در حالیكه پاهای آنها در آبی به دمای 5 درجه سانتیگراد بود در انتظار كمك بودند. امدادگران میگویند، پس از نجات مسافران، وی در یكی از قایقهای نجات در حالی كه كلاهش را به سر داشت و در حال نوشیدن قهوه بود نشسته بوده درست مانند اینكه هیچ اتفاقی نیفتاده است. این در حالی است كه پترسون اعلام كرده كه شخص گمنامی برای ساختن تندیس این خلبان پیشنهاد 10 هزار دلاری داده است. لاری سولنبرگر همسر این خلبان روز جمعه به خبرنگاران گفت: او مردی بسیار مسلط به اعصاب و حوادث است. او بسیار حرفهای و یك خلبان به تمام معناست. "او عاشق هنر پرواز با هواپیماست"
برای دیدن عکسهای زیادی از این حادثه ونجات زنان ومردان از هواپیما که بسیاردیدنی است در زیر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید نظر یادتون نره
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 13:26  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
پشت پرده عزاداری در ايران
با نزدیک شدن به ماه محرم وعزاداری حسینی روحانیون و آگاهان باید به فرهنگ سازی اصل عزاداری در محرم برای جوانان بپردازند و چون سالهای گذشته قمه زنی را محکوم و غیر اسلامی اعلام نمایند
حرکات و رفتارهای زشت بعضی دختران و پسران در ايام محرم و صفر در خيابانها
حرکات و رفتارهای زشت بعضی مداحان نما
پوشش غير اسلامي در مجالس دعا ، خود زنی ، قمه زنی و آسیب به اندام و ...
این مسایل ریشه درچه دارد!
برای دیدن بقیه عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 25 آبان1387ساعت 13:17  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|

نظر یادتون نره منکه خودم تا چند روزی به اعضای داخلی ام فکر می کردم و به حماقت بعضی ها
و خیلی چیزای دیگه آخه عکس فکریم کرده بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 7:52  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|

باید به محمد خردادیان رقاصه ایرانی الاصل لس آنجلس نشین واسه عروس شدنشان تبریک گفت البته قبلا اینجوری نبود شایدم رو نکرده بود شایدم گندش در نیومده بود در هر صورت حدود چند سال پیش که اومد ایران که البته زندان هم رفت ودروغی از تو زندان گفت اگه بیرون بیام می خوام ایران بمونم که تا رها شد زد به چاک جاده و جیم شد فقط نمی دونم چرا از ایران که رفت تغییر رویه داد و هی عروس شد البته خودش گفته قبلا هم عروس غیر رسمی می شده ولی گندش در نرفته بوده و خودشم جلوی ایرانی های تو امریکا بند و آب نداده بوده ولی کار به این چیزا ندارم فقط می دونم داش محمد دیگه تصمیم گرفته درست بشه البته نه درست درست و نه اینکه دیگه عروس نشه بلکه بازم بشه ولی اینبار دیگه محضری و. رسمی البته از نوع محضر آمریکایی و فقط عروس خوشگل یه نفر بشه اون یارو شوهر رسمی شا میگم که الان با هم ازدواج کردن و دامبوری دومبور میگن یعنی خودش گفته مصریه یعنی عربه (خدا بیامرزدش یا بهش رحم کنه )البته اشتباه بزرگی کرده آخه تا این غربیا هستن چرا عرب ُخوب حتما اینجوری را بیشتر دوست داره و راحت تره وبیشتر دوست داره البته من هم از اینجا می خواهم بهش تبریک بگم و برای همین این جمله را بهش ادا کنم که:داش محمد فقط عمیقا خاک بر سرت آخه احمق خود .....گفته بودی بیماری دوجنسگی هم که نداری و بدنا یه مردی فقط گفته بودی از نظر روحی مردی را دوست نداری نه عزیز من تو بیمار که نیستی فقط یعنی خدادادی بیمار نبودی و خودت خودتا دچار اون برنامه کردی و بعدم خاک بر سرت بهش عادت کردی و بعدشم بد عادت شدی و رفتی سراغ عربا البته خوبه حالا دلگی و هرجایی بودنا ترک کردی ((حتما بستنت به تخت و نذاشتن از خونه بیرون بری و به یکی بند کنی))و رفتی شوهر کردی البته اون مرتیکه چه کج سلیقه هست و تو عکس از تو سر تره خلاصه داش محمد !!نه نه ؟؟محمد خانم بازم خاک برسرت حیف اسمی که روته اسمتا بزار سامانت قر ریز اونجوری بیشتر بهت میاد نفهمم که تو فرنگستون سوتی در کردی و گفتی ایرانی هستی ها اگه نه خودم میام اونجا .....آره که آره راستی محمد خانم خوشگله آشپزيت چطوره خوبه راستي نمي دونم چرا هي ميگم شوهر رسمي كرده يعني چي كه هي ميگم آها تو آمريكا ميشه راستي محمد خانم اسم بچه تون را چي ميزارين حواسم نبود تو كه بچت نميشه يادم اومد گفته بودي مي خواي با شوهر جونت بچه از پرورشگاه بيارين يه سوال اونوقت بچه بدبخت به تو مرتيكه سبيل كلفت نتراشيده بايد بگه با با جون آها تو آمريكگا ميگن پاپا جون البته واسه تو پي پي جون بهتره و بهت مياد دلم براي اون بچه هه ميسوزه كه كنار شما دو تا غول تشن كه حتما قربون همم ميرين چي چي از آب در بياد واويلا اون بچه هه كه آخره اونجوريا ميشه ولش كن داش محمد هر چي مي كشمش هي بيشتر كش مياد و اصلا نميشه اين مساله را جمعش كرد بهتره همين جا سر كشا ول كنم كه كشه خود تو هستي آها ولت كردم آخه شوهرت بدبينه فكر بد نكنه كه داري بهش خيانت ميكني آخه سابقتم خرابه ديگه راستي به آمريكاييها بگوحالم از اين سري آزادي هاشون به هم ميخوره اينا كه آزادي نيست لجن بازيه آزادي كلمه پر محتوايي هست كه اين غربي ها و امريكاييها به لجنش كشيدن و به معني آزادي تو كشورم راضي ام و افتخار هم ميكنم چون در كشورم آزادي ّبر پايه ارزشها وجو داره محمد خانم ولش كن بايد بري ديگه فقط يه سوال برام پيش اومده ؟؟؟؟اون مدتي كه توي ايران زنداني شدي و بردنت زندان چيكار ميكردي ديگه حتما يه زندان بوده و يه داش محمد و شبانه روزي هم كه اونجا بودي )سرويس شبانه روزي(وتو اون مدت كه فكر نكنم بهت بد گذشته باشه ،خلاصه يه زندان به اون بزرگي و شلوغي و بد عادتي هاي تو .. .. ولش كن اصلا تو همه زندگيت سواله برو پي كارت چقدر پر رويي آبروي مرداي عالمو بردي برو بمير!!!!
يكي از بازديد كننده هاي محترم اين متن و واسمون ايميل كرده بلكم داش محمد ببينه به خدش بياد::؟ بعضیا میگفتند خدا برکت بده به این همه شاگردی که ممد خردادیان داره ، چه حالی میکنه این بشر!!!میدونی ممدی تو یکی از ناشکر ترین بنده های رو زمینی حیف نبود این همه لعبت و نعمت دورتند رفتی اون کارو کردی که آدم شرمش میشه اسمش و بیاره مگه ما تو دانشگاه کلمبیا نگفتیم از این چیزا بین ایرانیها نیست .کلی آدم حیرون قر کمر شاگرداتند تومیری شوهر میکنی به این پسر ایکبیری مثلا اون شاگردت ، دختر مو بلونده چه ایرادی داشت خوش خنده هم که هست یه روز مثله بچه آدم دست ننه تو میگرفتی میبردی خواستگاریش ،رفتی شوهر کردی !!!! شنیدم میخوای بری از شیر خوارگاه آمنه ی آمریکا بچه بگیری بزرگ کنی ، خودت شیرش میدی ؟
+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 20:45  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 8:30  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
+ نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت 16:2  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
+ نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت 0:47  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
+ نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 3:46  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|


پسر ودختر دانشجو،به تو چه که دختران سوسنگرد را زنده به گور می کنند!!!!!؟؟؟؟؟
چه کسی میداند جنگ چیست چه کسی میداند که فرود یک خمپاره قلب چند نفر را میدرد ؟ چه کسی میداند هرسوت خمپاره فردا به قطره اشکی بدل خواهد شد و این اشک چه جگرهایی را خواهد سوزاند؟ چه کسی است که بداند جنگ یعنی سوختن،ویران شدن،آرامش مادری که فرزندش را همین الان با لالایی گرمش در آغوش خود خوابانیده ،نوری ،صدایی،ریزش سقف و سرد شدن تن گرم کودکی درقامت خمیده مادر؟کیست که بداند جنگ یعنی ستم یعنی آتش،یعنی خونین شدن خرمشهر یعنی سرخ شدن جامه ای وسیاه شدن جامه ای دیگر یعنی گریز به هر کجا،هرکجا که اینجا نباشد.یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟جوانم کجاست؟دخترم چه شده است؟ای جوان امروز به کدام گوشه تهران یا هر استان وشهرستان دیگر نشسته ای؟آری کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکسهای جنگ را ببیند و اخبار جنگ را بشنود؟؟؟؟؟کدام دختر دانشجویی امروز داغ آن دختران سوسنگرد،خواهران گل،آن گلهای ناز،آن اسوه های عفاف که هر کدام در پس رنجهای بیکران صحرا نشینی وبیابان گردی،آرزوی سالهای بعد را در دل می پروراند آن خواهران ماه که بی شرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده وبه اسم اجدادشان به گور سپردند.کدام پسر دانشجویی که نمی داند هویزه کجاست،چه کسی آنجا کشته ودفن شده است؟؟؟؟؟چگونه بفهمد تانکها هویزه را با 120اسوه از بهترین خوبان چگونه به توپ بستند و اصلا چه میداند تانک چیست؟؟؟؟؟وچگونه سری زیر شنی های(شنی به معنی چرخهای تانک است) آن له می شود؟؟؟؟؟
آیا میتوانید این مسئله را حل کنید؟؟؟: گلوله ای از دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله صدمتری شلیک میشود ودر مبدا به گلویی از بهترین ومظلومترین انسانها اصابت نموده وآنرا سوراخ کرده وگذر میکند،معین کنید سرکجا افتاده است؟کدام مادر صیحه وضجه میکشد؟کدام پیراهن سیاه میشود؟کدام خواهر بی برادر میشود؟آسمان کدام شهر سرخ می شود؟کدام گریبان پاره می شود؟کدام کودک در انزوا و خلوت خویش اشک میریزد؟
یا این مسئله را حل کنید؟:هواپیمایی با سرعت 5/1 برابر سرعت صوت از ارتفاع 100 متری زمین ماشین لندکروز را که با سرعت از جاده مهران - دهلران حرکت میکند مورد اصابت موشک قرار میدهد ،اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود معلوم کنید کدام تن میسوزد؟ کدام سر می پرد؟چگونه باید اجساد را از این آهن پاره های له شده بیرون کشید؟چگونه باید آنها را غسل داد؟چگونه بخندیم ونگاه آن عزیزان را فراموش کنیم ؟چگونه در تهران و یا هر شهر دیگری بمانیم و تنها وتنها درس بخوانیم وبخوانیم؟؟؟ای دختر یا پسر دانشجو چگونه میتوانی درها را بر روی خودت ببندی و همچون کسی که نمیبیند یا نمیخواهد که ببیند ویا شاید شهامتش را ندارد و یا شاید چنان درگیر لذایذ دنیوی شده است ،در انبار کلمات کهنه کتاب لانه کنی؟یا مشغول امور خویش دایم باشی ویا فقط از زندگی خوشیها را برای خودت بجویی و ........؟کدام مسئله را حل میکنی؟ برای کدام امتحان درس میخوانی؟به چه امید نفس میکشی؟کدام اضطراب جان تو را می خلد؟دیر رسیدن اتوبوس و دیر رسیدن سر امتحان؟نمره آ گرفتن؟دلت را به چه بسته ای؟ به مدرک؟به ماشین؟به قبول شدن در دوره دکتری؟به کافی شاپ رفتن وبا هم دانشگاهی دخترکه تازه با او آشنا شده ای کاپوچینو وقهوه ترک بخوری و از واژه زیبای عشق برای خواسته هایت سو استفاده کنی؟ویا در بیکاریها بی هدف خیابان را متر کنی ؟ویا دانشگاه را هدف قرار بدهی برای داشتن آزادی بیشتر در شهری دیگر؟ویا..........؟؟؟؟؟آری پسر ودختر دانشجو به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار است؟به تو چه که دختران سوسنگرد را زنده به گور می کنند؟ به تو چه که در کردستان حلقوم خیلی ها را میبرند تا کدهای بیسیم را بیابند؟تو چه میدانی که تشنگی چیست؟ اگر قاسم نیستی ،اگر علی اکبر نیستی لااقل حرمله هم نباش، خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اصغر را به زمین پس نداد و نمی دانم که این خون با حرمله چه خواه کرد!!!!!؟؟؟؟؟
ساحل متبرک اروند بدرود !!!ویلای کنار دریا سلام!!
ای شهیدان ،ای جزایر شقایق ، ای بانیان رهایی در دشتهای بی عبور!ما بعد از شما هیچ نکردیم. دلهایمان را به دست فراموشی سپردیم.....وصیت نامه هایتان خاک خورد وپلاکهای قلبتان زنگ زد وبه بی اهمیتی اهمیت دادیم ،کسی دیگر سراغ چفیه نرفت ،کسی دیگر پیشانی بندهایتان را نبوسید ،کسی سراغ از زحمتهایتان نگرفت ،کسی نمی گوید چرا مهدی باکری بی مزار است ،کسی نمی گوید چرا شیمیایی درمان ندارد ،به سنگرهایتان سلامی نمی آید و به شعارهای پیراهنتان توجهی نیست و جرعه ای آب صلواتی گیر نمی آید .سنگرهایتان تبدیل به برج های آگهی می شود و ماشینهای گل گرفته وسوخته شکل وشمایل بنز و پاترول پیدا کرده و خاکریزهای غیرتمند و سرزمینهای خرمشهر و شلمچه محو شد و قلاویزان به دست بادهای سرگردان سپرده شد ،کانالهای معطر به بوی نفس هایتان با خاک آرمیدند .دردایره زندگیمان جزیره مجنون حذف شد ، دوکوهه از یاد رفت ،شهربازی و کافی شاپ قدعلم کرد ،گلهای بهشت زهرا پژمرد،اما میدان گلها زیبایی اش دو چندان می شود ،شاخ شمیران که نباشد دربند کفایت میکند.ساحل متبرک اروند بدرود !!!ویلای کنار دریا سلام!!!نه بوی شلمچه می آید و نه قلاویزان را یاری صحبت است ،نه ما را حوصله گوش دادن ،نه بغض هایتان می شکند و نه خلاص می شویم ،حال دیگر پیراهن خاکی بسیجی را فقط در میدانهای مین شلمچه باید جستجو کرد . چشمهایمان را بستیم و دلتنگی هایمان را پشت گوش انداختیم ،یادتان را گم کردیم ودر شرجی بی شرمی به جای ادامه راهتان راه سکه و دلار را پیش گرفتی
وقتی گفتند که بهرام شمس ساعت و مکان شهادت خویش را پیشا پیش گفت هیچ کس تعجب نکرد و سر بلند نکرد ،وقتی مادری کفن فرزند 14 ساله اش را به دفتر بسیج آورد تا فرم اعزام گرفت ،هیچ کس چشمی تر نکرد . آری پرندگان سبک بال ما بعد از شما هیچ نکردیم........
دردم را به که بگویم خواستم با نسیم بگویم سرگرم چمن بود خواستم بنشینم کنار رودخانه سر صحبت را باز کنم با ساحل گرم گفتگو بود پیچک ناز میکند شقایق اخم گوش شنوایی نیست درد خود را نگاه خواهم داشت این سوختن خوشتر از آن افروختن
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 21:30  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
اون وقت میگن حیوونا نمی فهمن نخیر این ماآدما هستیم که باید از اونا درس وفا یاد بگیریم
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 18:51  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
به نظر شما با توجه به الفاظ سخیفی که توسط بعضی تماشاگرنماها داده میشودآیا میتوانندزنان ودختران ما با فراغ وطیب خاطر درمیادین ورزشی به عنوان تماشاگر وارد شوند ُایا مشکل بی فرهنگی تماشاگرنماها نیست که حق دیگران نیز به خاطر آنان سلب میشود(مطلبی که شرح آن بزودی در این قسمت تارنگار منتشر میشود وشما هم نظراتتان را بدهید؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 5:27  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:27  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)
|