تبليغاتX
خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبرگزاری گلپایگانgolpayegannews

خبری-تحلیلی-اجتماعی-فرهنگی--هنری-به همراه خبرهای شهرستان گلپایگان

توهین به مقدسات وپرچم کشور(میرحسین بایدبه حامیانش تذکردهد)به معنای اخص كلمه+عكس

توهین به مقدسات وپرچم کشور(میرحسین بایدبه حامیانش تذکردهد)به معنای اخص كلمه+عكس    وحیداعظمی

آیا این بی احترامی به پرچم ایران وشهداوامام حسین(ع) نیست!!!

 آن پرچمی كه شهدا  و سربازان خدا در صحنه های نبرد حق علیه باطل حمل می كردند. برای نشان دادن پیروی از خون آن بزرگ، حال وسیله ای شده برای اعمال غیر شرعی افرادی !!!!!

 

آزادی بیان و رفتار تا به این اندازه .  مگر امام خمینی نگفت :هر چه ما داریم از وجود مبارك امام حسین (ع)  در عاشورا است.    روایت:روزی فردی در دستشویی نشسته بودند و در حین دفع واجب صدا طرب و دست زدن كنیزان همسایه به گوش ایشان متبلور می شود ایشان به نزد حضرت رفته و قضیه را تعریف میكنند .
امام صادق (ع) می فرمایند: زود توبه كن كه آتش جهنم منتظر توست.
حال این سوال به ذهن متبادر می شود كه مسلمان بودن مگر این نیست كه به سخنان این بزرگان گوش فرا دهیم بسیار اهل تسننی هستند كه بیشتر از ما شیعیان به حرف این بزرگواران گوش می دهند.
حال ما را چه شده است كه دم از مسلمان بودن می زنیم و در حالی كه با پرچم منقش به نام مولایمان حضرت امام حسین(ع) پایكوبی و رقص می كنیم در حالی كه ایشان این افعال را حرام دانسته و راضی  نیست.
به هر حال خداوند به همه ی امور تسلط داشته و آگاه است.

 امام زمان شرمنده ایم


آنکه سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود، بسیار دروغگو بوده

حدیث معراج:حضرت امامزاده عبدالعظیم حسنی(ع) از امام محّمد تقی (ع) و آن حضرت بواسطه پدران بزرگوارش نقل کرده که امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) فرمود:روزی من و فاطمه به خدمت حضرت رسول (ص) رفتیم و آن حضرت بسیار گریان یافتیم، عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول الله! چه چیز سبب گریه شما شده است؟فرمود: یا علی شبی که مرا به آسمان بردند، زنانی چند از امت خود را در عذاب شدید دیدم، پس، از حالت آنها تعجب کردم و از شدت عذاب آنها گریستم.

زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده، مغز سرش می جوشید.

 و زنی را دیدم که به زبانش آویخته شده و آب داغ جهنم در حلقش ریخته می شد.

 و زنی را دیدم که به پستان آویزان شده بود.

 و زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد و آتش از زیرش شعله می کشید.

 و زنی را دیدم که پاهایش به دستانش بسته شده و مارها و عقربها بر او مسلط گردیده بودند.

 و زنی کر،کور و لال را دیدم که در تنوری از آتش،به پاهایش آویزان بود.

 و زنی را دیدم که گوشت بدنش از جلو و عقب با قیچی های آتشین بریده میشد.

 و زنی را دیدم که صورت و دستهایش می سوخت و روده های خود را می خورد.

 و زنی را دیدم که سرش،خوک و بدنش بدن الاغ بود و بر او هزار هزار نوع عذاب بود.

 و زنی را دیدم به صورت سگ که آتش در پشتش داخل میشد و از دهانش بیرون می آمد و ملائکه گرزهای آتشین را بر سر و بدنش می زدند.

 حضرت فاطمه(س) عرض کرد: ای حبیب من و ای نور دیده ام! به من خبر دهید که عمل و روش ایشان چه بوده است که خدای تعالی، این عذاب ها را برای آنها قرار داده است؟

حضرت رسول(س) فرمود: ای دخترم! آن زنی که به مو آویخته شده بود، موی خود را از مردان نامحرم نمی پوشانده است!

و آن زنی که به زبان آویخته شده بود،(با زبانش) شوهرش را آزار میداده است.

و آن زنی که به پستان آویخته شده بود، از انجام وضایف زناشویی خودداری می ورزیده است.

و آن زنی که به پاهایش آویخته شده بود، از خانه بی اجازه شوهر بیرون میرفته است!

و آن زنی که گوشت بدن خود را می خورد برای مردم زینت میکرده است!

 و آنکه سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود، سخن چین و بسیار دروغگو بوده است.

و آنکه به صورت سگ بود و آتش در پشتش داخل و از دهانش خارج می شد، خواننده و آوازه خوان و حسود بوده است.

پس حضرت رسول(ص) فرمود: وای بر زنی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که همسرش از او راضی باشد.


اس ام اس های حمایتی ازدکتراحمدی نژاد(۲۱عدد)طرفداران استفاده کنند

برای دیدن واستفاده از۲۱ اس ام اس حمایتی ویژه از دکتراحمدی نژاد در زیر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 19:46  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

آشنایی با كشتی شكسته و سوراخ اصلاحات-اتاق فرمان جنگ روانی علیه دولت کجاست؟

آشنایی با كشتی شكسته و سوراخ اصلاحات  وحیداعظمی

در دوران دولت خاتمی، تمامی سیاست‌‏گذاری‌‏های انجام شده در بخش بالادستی نفت به عنوان بخش زیربنایی و پایه‌‏ای صنعت نفت کشور دارای ایرادات جدی و اساسی بود که از جمله آن می‌‏توان سیاست‌‏های وزارتخانه را در طرح توسعه میادین نفتی با شیوه نکوهیده و مطرود بیع‌‏متقابل به‌‏ویژه برای تولید و استخراج نفت از میادین غیرمشترک و مستقل درون کشور، تغییرات نسنجیده و بدون کارشناسی ساختاری، تخریب و تحقیر سازمان‌‏های ملی تولیدکننده نفت، تضعیف شدید توانمندی‌‏های ملی و وادادگی در مقابل شرکت‌‏های چندملیتی غربی را نام برد.

- با توجه به قراردادهایی نظیر دارخوین ، سروش و نوروز ، کرسنت، درود و آزادگان سوالی مطرح است که آیا نفت در دوره اصلاحات در خدمت مردم بود یا در خدمت منافع شرکت های خارجی؟!
آیا اینگونه اقدامات و قراردادهایی نظیر ” کرسنت ” در زمان اصلاحات منجر به توسعه اقتصادی و سیاسی ملت ایران شدند؟!

- کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟

- متاسفانه در ۸ سالی که وزارت نفت زیر نظر دولت خاتمی اداره می شد، مدیریت کلان این وزارتخانه بویژه شخص وزیر نفت با اعمال ..........برای خواندن بقیه این مطلب درانتهای این پست برروی ادامه مطلب کلیک نمایید 


اتاق فرمان جنگ روانی علیه دولت کجاست؟    میثم-ز

کمتر از بیست روز مانده به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، تب و تاب این رقابت‌ها بالاگرفته است.

تخریب‌ها نیز از حد گذشته و دیگر نه یک کاندیدا که بعضا یک ملت و کیان آن به سخره و بازی گرفته می‌شود. البته انگیزه‌ها از پوشیدن قبای سیاست متفاوت اما قوی است. آنقدر قدرتمند که بسیاری را بر آن داشته که کنج عزلت رها کنند و وارد عرصه سیاست شوند و چند صباحی قید خواب قیلوله را بزنند.

 اما در این جمع یکی قصد خدمتگزاری دارد و دیگری به دنبال کسب قدرت است تا آخرین آمال خود را برآورده سازد، یکی نیز سودای رسیدن به مال و مکنت دارد. هرچند برخی نیز به واسطه احقاد بدریه و حنینیه شمشیر از نیام کشیده‌اند و به میدان آمده‌اند بلکه از پشت ضربه‌ای بزنند، که آنها را نیروی نبردی رویاروی نیست.

 دومین دختر هاشمی رفسنجانی نیز از کسانی است که انگیزه‌اش از ورود به صحنه انتخابات مشخص است و کیست که نداند وی از حضور در عرصه سیاسی و جنگیدن برای کاندیدای متبوعش چه را طلب می‌کند؟ فائزه هاشمی در اظهاراتی قیم‌مآبانه مدعی شده بود که در حال حاضر در شرایطی به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است. سخنانی که می‌توان رنگ و بوی سیاه‌نمایی را در جای جای آن مشاهده کرد.

 اساسا مشخص نیست که وی بر چه مبنایی این سخنان را به زبان رانده است؟ آیا به راستی فرستادن ماهواره امید به فضا، خفت و یا تکمیل چرخه سوخت هسته‌ای، نکبت محسوب می‌شود؟ آیا تفکر مردم ایران به قدری تحلیل رفته است که نمی‌توانند بین خفت و عزت، و نکبت و نعمت تمییز دهند و کارشان به جایی رسیده که دختر دوم هاشمی برایشان تصمیم بگیرد؟ وی حتی به این اظهارات هتاکانه هم بسنده نکرد و چندی بعد پای جسارت را از گلیم ادب فراتر گذاشت و مدعی شد که اگر دولت نهم دوباره روی کار بیاید بعید نیست این دفعه امر برایش مشتبه شود و خود را امام زمان بداند! فائزه هاشمی اما پاسخ نداد که سخن گفتن از آرمان‌های امام زمان (عج) و تداوم گفتمان مهدویت به معنای داشتن داعیه امام زمانی (العیاذ بالله) است؟ آیا این سخنان فائزه هاشمی که در همایش دوم خرداد و در جمع حامیان میرحسین موسوی بیان شد، توهین به مردمی تلقی نمی‌شود که احمدی‌نژاد را به عنوان رئیس‌جمهور خود برگزیده بودند و تاکنون نیز هیچگونه حمایتی را از وی دریغ نکرده‌اند؟

 البته چندان نیز نباید تعجب کرد آنان که جیب‌هایشان پر از پول و شکم‌هایشان سیر است و ثروتشان از پارو بالا می‌رود، چنین لجام گسیخته دولت نهم را هدف توهین‌های خود قرار دهند. با این همه بازی دختر هاشمی رفسنجانی با ..................برای خواندن بقیه این مطلب درانتهای این پست برروی ادامه مطلب کلیک نمایید 


تناقض اظهارات امروز موسوی با عملکرد وی درباره سازمان برنامه و.....
تناقض اظهارات امروز موسوی با عملکرد وی درباره سازمان برنامه
نجفی: در زمان میرحسین از سازمان برنامه سلب اختیار شد
نیلی: سطح وزارت برنامه را به سازمان تحت کنترل نخست‌وزیر کاهش دادند

در حالی که نخست وزیر سابق این روزها مدام از اعتقاد راسخ خود به نقش سازمان مدیریت و برنامه ریزی سخن به میان می آورد، برخی صاحب نظران قضاوت دیگری در خصوص نوع رویکرد گذشته او به این مجموعه دارند. محمد علی نجفی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات در کتاب اقتصاد سیاسی با اشاره به بازه زمانی نخست وزیری میرحسین می‌گوید: «به نظر من یکی از ضعف های آن دوران این بود که نقشی که سازمان برنامه می توانست ایفا کند، از آن سلب شده بود. حالا یا بخشی از آن به دلیل ضعف خود سازمان برنامه بود یا به دلیل برداشت غلطی بود که دولت نسبت به سازمان برنامه داشت.»

در واقع در آن دوران بی اعتمادی زیادی به بدنه کارشناسی این مجموعه وجود داشت. نوع برخورد نخست وزیر و وزرا با این سازمان که آن روزها یک وزارتخانه تلقی می شد، به ریزش بسیاری از نیروهای آن انجامید. مسعود نیلی در این خصوص می گوید...........برای خواندن بقیه این مطلب درزیربرروی ادامه مطلب کلیک نمایید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 19:25  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

جناب آقای موسوی ، کمی هم پاسخگو باشید! - مطلب بعد=شهدا شرمنده ایم!!!!!

جناب آقای موسوی ، کمی هم پاسخگو باشید!    یاشارحجتی

۱- جناب آقای موسوی ،شما در تاریخ 1362/05/09 می گفتید : باید میان استقلال و رفاه یکی را انتخاب کرد .آیا امروز هم اینگونه می اندیشید ؟
2- آقای الیاس حضرتی عضو حزب اعتماد ملی گفته اند : عدم ارائه برنامه مدون در انتخابات توسط آقای میرحسین ،نشانه ضعف مدیریتی و برنامه ریزی ایشان است .نظر حضرتعالی چیست ؟
3- آیا با كاهش سن رأی دهندگان مخالفید؟ این موضوع در زمان دولت آقای خاتمی هم اتفاق افتاد (چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 در مجلس ششم). در آن زمان نظرتان چه بوده است؟
4- با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در روز اول سفر به کردستان و تأکید سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر خلاف قانون بودن تبلیغات برخی از کاندیداها ،حضرتعالی که یکی از معضلات کشور را بی حرمتی به قانون می دانید ،چه پاسخی نسبت به رفتار تبلیغاتی خویش دارید؟
5- آقای ابطحی گفته اند : چگونه می شود که برخی از حامیان آقای موسوی از آقای کروبی می خواهند که استعفاء دهد ،با اینکه ایشان شش ماه قبل از آقای موسوی به صحنه آمده اند ؟
6- جناب آقای موسوی ،شما با صراحت گفته اید : نظارت استصوابی را قبول ندارید و می دانید مقام معظم رهبری در تاریخ 28/2/1387 فرمودند :« جنجال علیه نظارت استصوابی یک از مباحث بی مبنا و بی ریشه است که با هدف تضعیف شورای نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف اسلام ،امام و نظام قانونگذاری کشور انجام می شود .» برای این تعارض قطعی و آشکار چه پاسخی دارید ؟
7- جناب آقای موسوی ،اخیرا آقای رضائی گفته اند :برای خواندن بقیه این مطلب درانتهای این پست برروی ادامه مطلب کلیک نمایید 
چه دلی داره این احمدی نژاد      وحیداعظمی
سکوت، تنها پاسخ احمدی‌نژاد به اهانت‏ها
احمدی‌نژاد به خواست اکثریت بالای مردم رییس جمهور شد،اما گویا او واقعا به منطقه ممنوعه واردشده بودکه روزانه ازسوی ده‌ها روزنامه و سایت و ... با عناوین سخیفی مورد حمله قرار می‌گرفت.به گزارش شبکه ایران، شاید زمانی که احمدی‌نژاد در رقابتهای انتخاباتی سال 84 از عدالت و مبارزه با کانون‌های فساد اقتصادی و سیاسی سخن می‌گفت، هرگز فکر نمی‌کرد که در صورت ادامه این راه، روزهایی برسد که از مخالفانش که اینک نام منتقد را برای خود برگزیده بودند، کلامی جز "تخریب" و "توهین" نشنود.همین امر باعث شد که وی همان زمان اعلام کند که گویا به "منطقه ممنوعه قدرت" نزدیک شده است.

آن زمان احمدی نژاد به خواست اکثریت بالای مردم رئیس جمهور شد، اما گویا او واقعا به منطقه ممنوعه وارد شده بود که روزانه از سوی ده‌ها روزنامه و سایت و ... با عناوین سخیفی مورد حمله قرار می گرفت.

با این وجود او همچنان اعلام می‌کند که بر شعارهای دوران کاندیداتوری‌اش در سال 84 ایستاده است حتی اگر مخالفانش او را "نااهل"، "بی‌عقل"، "بدتر از بنی‌صدر" یا حتی "عامل نکبت کشور" بخوانند، و یا آنکه جملاتی در توصیف احمدی‌نژاد بیان کنند که جز لفظ "توهین"، عنوانی نمی‌توان بر آن نهاد؛ آنجا که مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران و حامی موسوی در جریان سفر انتخاباتی میرحسین به جنوب کشور، احمدی‌نژاد را بدتر از "بنی‌صدر" می‌خواند و یا سفری که محمدرضا خاتمی عضور شورای مرکزی حزب مشارکت به خرم‌آباد می‌کند و طی آن دولتمردان را "نااهل" خطاب می‌کند.خاتمی که برای تبلیغ میرحسین موسوی به این سفر رفته بود، پس از اینکه دولتمردان را.........برای خواندن بقیه این مطلب درانتهای این پست برروی ادامه مطلب کلیک نمایید 


شهدا شرمنده ایم!!!!!
بسم الله القاسم الجبارین    خدایا تو خود شاهدی که باز هم مسابقه گوی و میدان برای انتخابات شروع شد! و باز هم شهدا در این میان گمنام!
آری من اگر اینگونه جنجال می کنم و برای کاندیدای  محبوب خود فریاد می زنم!به خاطر تو بود ای شهید گمنام!
یادم رفته است که تو فقط زمانی به پرچم در دست می گرفتی که خود را با سلاح وضو  پاک و مجهز می نمودی.
اما حالا چه؟پرچم یا حسین(ع) بازیچه ای ست برای تشنگان قدرت!برای کسانیکه منتظرند تا پای هر بیگانه ای به حریم انقلاب باز شود!
شهدا شرمنده ایم!شرمنده ایم که نتوانستیم به اینها بفهمانیم ما خود می توانیم!شرمنده ایم که 4 سال فریاد زدیم ما می توانیم اما کسی نشنید!
شرمنده ایم که همه به دنبال آزادی می گردند اما نمی دانند آزادی چیست!
احسنت بر مولایمان حسین(ع) که معنای آزادی را به ما نشان داد!اما شرمنده ایم که فقط پرچمش برایمان مهم است!
شرمنده ایم که عده ای جرات می کنند برای بی بی دو عالم حضرت صدیقه کبری(س) جک بسازند و با لباس روحانیت و در حالیکه داعیه سادات بودن دارند اینها را بیان کنند!
برای خواندن بقیه این مطلب درزیر برروی ادامه مطلب کلیک نمایید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 17:57  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

این بار صدای سیلی خوردن آنها ، شنیدنی تراز گذشته است!(خبرهای داغ انتخاباتی)

اگر احمدی نژاد از شال سبز استفاده میکرد

نویسنده:آناهیتاسادات   مدیریت ونظارت تارنگار:وحیداعظمی
mirhosein06.jpgروشنفکران در ایران همواره دچار یک نوع دوگانگی در رفتار و احوالات بوده اند. در صحنه سیاسی نیز اصلاح طلبان مدعی هستند که تنه به تنه روشنفکری جدید می زنند و بدین بهانه شلاق نقد خود را همواره بر پیکر اعتقادی و فکری جامعه خود فرو می آورند. گاهی به رفتار های عادی مردم، گاهی به مراسم مذهبی و سنتهایشان و گاهی به دینشان ایراد می گیرند و گاهی هم به قیافه و راه رفتن آنها.
اما بسیار مشاهده شده است که در صحنه اجتماعی و سیاسی دچار نوعی تناقض خنده دار در رفتار و تفکرات خود شده اند.
 بارها اتفاق افتاده است که آنان تمام حرکات و سنکات عوامانه و پوپولیستی رئیس جمهور دلخواه خود را چنان با عبارات پر طمطراق ، تئوریزه کرده اند که گویی در دنیای متجدد فرا مدرن باید اینگونه می بود حتی اگر ابطحی بگوید بارندگی در کشور ما به خاطر وجود خاتمی است.
اما در دگر سوی اگر رئیس جمهوری دیگر جرات کند و در ابتدای سخنانش همچون بقیه شیعیان دوازده امامی نامی از آقا امام زمان (عج) ببرد به او حمله ور می شوند و او را به سوء استفاده از عقاید دینی متهم می کنند و یا اگر در بین مردم می رود او را به پوپولیست گرایی متهم می کنند و اگر ساده زیستی اختیار کند انگ ریا کاری به وی می چسبانند و الی آخر.
 نکته جالب اینجاست که اگر پای قدرت و منافعشان در میان باشد چنان یک شبه پوست می اندازند و از خود بیخود می شود که قالب نشان دار و پرستیژ روزمره خود را به کل به فراموشی می سپارند.
مدتی است رقابت ها آغاز شده  است. میرحسین را می بینی که قبل از شروع تبلیغات رسمی راهی سفرهای استانی شده در حالیکه شال سبزی بر گردن می اندازد و دست عیال محترمه خود را نیز در تمام جلسات در دست دارد.
حال تصور کنید که اگر احمدی نژاد چنین اقداماتی انجام می داد همین قوم چه انگ ها که بر او نمی زدند.

ahmadinejad07.jpg

سفرهای استانی و استقبال مردم از او را که با صفت های خاص مورد نوازش قرار داده اند. اما اگر زبانم لال از یک نماد دینی مانند همین شال سبز برای تبلیغات خود استفاده می کرد می گفتند: سوء استفاده از نمادهای دینی برای اهداف دنیوی ، حرکات پوپولیستی با سوء استفاده از یک سنت دینی ، استفاده ابزاری از اعتقادات مردم ، عوام فریبی ، دین در خدمت دنیا ، نمادهای سنتی که ریشه در دین دارد نه تنها افیون توده بلکه افیون ملتها نیز هست و دهها مورد دیگر 

هرچه به 22خرداد نزدیک مى شویم از شکست اصلاح طلبان مطمئنتر مى شوم

نویسنده:آرشین صادقی  با تشکراز آرشین

حامی نامزد احزاب 3قلو تاکید کرد اصلاح طلبان شانس زیادی برای رقابت با احمدی نژاد ندارند.

صادق زیباکلام که خود از موسوی حمایت کرده، در گفت وگو با صدای آمریکا اظهار داشت: هرچه می گذرد من بیشتر مطمئن می شوم که اصلاح طلبان شانس زیادی برای رقابت با احمدی نژاد ندارند.
وی اظهار داشت: «متاسفانه اصلاح طلبان بیش از آنکه به فکر پیروزی اصلاحات و این تفکر باشند به فکر پیروزی خودشان هستند. این بزرگترین ضربه و لطمه ای است که این جناح به خودش وارد کرده است.
وی پیش از این در گفت وگو با رادیو زمانه هم اعلام کرده «فاصله آرای موسوی با آرای احمدی نژاد بسیار زیاد است.»
آشکارترشدن عدم توان رقابت مدعیان اصلاح طلبی با رئیس جمهور اصولگرا در کمتر از 3 هفته مانده به روز انتخابات در حالی است که این طیف پیش از این ادعا می کردند هرچه به انتخابات نزدیک تر شویم، بر رای های ما افزوده خواهد شد.

این بار  صدای سیلی خوردن آنها ،  شنیدنی تراز گذشته  است!

احمدی نژاد درجایی ازماجرای سفرش به نیویورک و سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا تعریف  کرده بود که:وقتی  حجم برنامه ریزی ها وتوطئه هایی  را که برای زمین زدن گفتمان انقلاب و تحقیر آن تدارک  دیده شده بود، دیدم ؛خنده ام گرفت ،نه اینکه بخواهم مصنوعی بخندم، واقعا می خندیدم، بعضیها به من گفتند چرا می خندی ؟درآن موقع سه مطلب دائم در ذهنم دور می زد .مطلب اول این بود که می گفتم خدایا چه بلایی می خواهی بر سر اینها بیاوری ؟چه سیلی ای می خواهی به اینها بزنی که اینها چنین صحنه ای درست کرده اند؟چون هیچ احمقی این کار را نمی کند.بعد دوباره درجایی دیگر لبخند می زدم ،جایی که یقین داشتم  مولا خواهد آمدوصحنه را اداره خواهد کرد(البته می دانم بعضی آدمهای کوته فکر این حرفها را می برند ودرآن دستگاه ذهنی محدود خودشان چپه می کنند)ولی من یقین داشتم.شک نداشتم .با خودم می گفتم که مولاجان،آقاجان می خواهم ببینم شما چگونه این صحنه را جمع می کنی وهنرمندانه اداره می کنی؟اینها به خیال خودشان تمام راهها را بسته اند.وخنده سومم به خاطر این بود که دائم میگفتم بیابیا بیا.داری خوب می آیی وداری به تیررس می آیی .بیا که داری خوب می آیی...!"      این روزها ما مطمئنیم که احمدی نژاد دوباره  می خندد به سفاهت همه آنهایی که  پرده دری و بی آبرویی را از حد گذرانده اند وهیچ حد ومرزی را برای خود قائل نیستند.خیلی از اینها دنباله های داخلی همانها هستند...به سایتها وروزنامه هایشان دقت کنید :"احمدی نژاد بی عقل است!" ..."احمدی نژاد دیکتاتوراست!"..."احمدی نژاد ابایی ندارد بیت المال را در جیبش  بگذارد!"...احمدی نژاد خادم اسرائیل است"....احمدی نژاد....

عیبی ندارد!بگذار آنها تمام زشتی درونشان را آشکار سازند وبهانه ای را برای فردای انتخابات  باقی نگذارند   ...ما منتظر می مانیم ...    

این بار  صدای سیلی خوردن آنها ،  شنیدنی تراز گذشته  است!


+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 20:47  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

موسوي ، همچنان خفته با « اصحاب کهف »

موسوي ، همچنان خفته با « اصحاب کهف »

مهندس ميرحسين موسوي ، کانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سالن آمفي تئاتر موسسه اطلاعات ، طي سخناني سکوت بيست ساله خود را شکست و اما ، همگان را به ياد « خفتگان اصحاب کهف » انداخت . چه ، او پس از بيست سال خواب ، در بازار جمهوري اسلامي ايران ، سکه اي را عرضه داشت که سالهاست از رونق افتاده است و ديگر کسي را مجال آن نيست که از باز خواني سياست هاي تعديل جناب هاشمي و يا با طرح « جامعه مدني » حضرت خاتمي به وجد آيد و پاي کوبد و به رقص آيد . برای خواندن ادامه این نوشته درزیر برروی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 22:55  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

جوابیه ای در جواب نظر مخالف یکی از خوانندگان

رييس جمهور مردمي دليل ندارد كه به اين شكل نگاره بياندازد. اين سواستفاده از احساسات ملي مردم است. اين نگاره ها مي تواند برداشت هاي ديگري داشته باشد

تعجب نكنيد شايد با خواندن جملات بالا مانده باشيد كه منظور از اين نوشته چيست ،حقيقتش دوستان عزيزي بسيار مورد احترام براي من كه لطفشان شامل اين بنده حقير است ومرتب سر به تارنگار گلپايگان نيوز ميزنند در نظري كه براي بنده در قسمت نظرات نگاره عكس رئيس جمهور مردمي گذاشته اند چنين گفته اند:رييس جمهور مردمي دليل ندارد كه به اين شكل نگاره بياندازد. اين سواستفاده از احساسات ملي مردم است. اين نگاره ها مي تواند برداشت هاي ديگري داشته باشد

اين دوست عزيز ما آقاي رفعتي كه خودشان هم تارنگاري به نام آينده روشن به آدرس دارند در اين نظر كوتاه سه مبحث طول وطويل را براي پاسخ گويي بنده باز كرده اند كه سعي مي كنم به اجمال پاسخ و رفع شبهه براي نظر اين دوست عزيزمان كه ناخواسته به فرفكني براي اذهان خوانندگان مي تواند تبديل شود نمايم ايشان در قسمت اول نظر خودشان گفته اند كه رئيس جمهور مردمي دليل ندارد اينگونه نگاره(عكس)بيندازد درجواب شما عزيز بايد بگويم مگر خود رئيس جمهور خواسته كه عكاس در اين حالت از او عكس بگيرد نخير عزيز من اين بنده خدا خواب بوده و يك خبرنگار فرصت طلب اين عكس را انداخته شايد بگويي چطور آنقدر توانسته به رئيس جمهور نزديك شود كه بايد بگويم يك خبرنگار فعال باسابقه كار در نشريات به آساني مي تواند در سفرهاي استاني به رئيس جمهور نزديك شود كه شرح آن را با جريان خودم دركنار رئيس جمهور بعد از پاسخ به دو مورد ديگر خواهم گفت تا ترديد شما از بين برود اما در قسمت دوم سوالتان فرموده ايد ((اين سو استفاده از احساسات ملي مردم است)) دوست گرامي جواب شما اين است كه تا شما چه چيزهاومواردي را احساسات ملي فرض وقلمداد نماييد اي رفيق ميداني عيب ما مردم چيست مثلا خود را براي مصدق جرو واجر مي دهيم واز نام او با پيوند به احساسات ملي نام مي بريم يا حتي گاهي سهراب سپهري را نيز با احساسات ملي پيوند مي دهيم خير اينها احساسات ملي نيست اينها گنچينه و موزه ملي است كه در اكثر مواقع خاك مي خورد حتي فاتحه اي بر روحشان نمي خوانين و فقط زماني كه كسي انتقادي بر عملكرد گذشته اين پيشينيان مي كند براي اينكه ژست روشن فكري بگيريم خودمان را برايشان جرو واجر مي كنيم در صورتي كه شايد نام كتاب سهراب را هم ندانيم عزيز من تا كي احساسات ملي مان را صرف و خرج مردگان كنيم در صورتي كه بر زندگان اجر نمي نهيم و اين است كه مي گويند زنده كش مرده پرست آري اگر انصاف داشته باشيم رئيس جمهور زنده بايد برايمان عزيز باشد شايد بگويي چه معلوم كه برگزيده من در آن انتخابات كس ديگري بوده كه بايد بگويم در يك كشور و انتخاب هاي جمعي فرد مهم نيست و اين اتخاب اكثريت مردم است كه بايد بر آن ارج بگذاريم و اگر به رئيس جمهوري كه نتيجه يك اتخاب گسترده و اول ملت بوده است ارزش ننهيم به ميليون ها هموطني كه او را انتخاب كرده اند بي حرمتي كرده ايم و فهم آنان را بي ارزش كرده ايم كه اين همان فرد گرايي و منيت فردي است آري رئيس جمهور براي من عزيز است چون نتيجه انتخاب اول و مليوني هموطنانم است و چون بايد زنده پرست باشيم نه مرده پرست و همچنين خدمات اين شخص كه با همه نابسامانيها و سنگ اندازيها كوشيده تا خدمتي به خلق مرم بنمايد را اجر بنهيم بايد از وجودش به احساس تعصب ملي برسيم كه در غير اينصورت به كساني كه كم هم نيستند و او را انتخاب كرده اند بي حرمتي كرده ايم ودر قسمت آخر نظرتان گفته ايد ((اين نگاره ها مي تواند برداشت ديگري داشته باشد اخر عزيز من چه برداشتي مگر اين شخص رئيس جمهورمان كه نتيجه يك اتخاب اكثريتي است نيست ،آخر من ايراني نبايد به شخصي كه براي عزت ايران مي كوشد افتخار بكنم ،نكنم چه كنم ،به بوش و پوتين افتخار كنم كه دستشان به خون هزاران مسلمان آلوده است ،چرا متحد نباشيم ،تا حال دقت كرده اي كه هر تصميم و حركتي كه اين دولت مي خواهد انجام بدهد فورا عده اي خاص بدون اينكه زماني از آن تصميم گذشته باشد شديد ترين انتقادها را مي كنند ،معني كه براي شما از اين انتقادها تداعي مي شود چيست آيابه جز سنگ اندازي و چوب لاي چرخ گذاشتن مفهوم ديگري براي شما تداعي مي شود اگر مي گويم رئيس جمهور خاكي و مردمي براي اين است كه ايشان با اشتياق در بين مردم چه سر زده و چه غير سرزده حاضر مي شود وخود ميداني با وجود بسيار قليلاني كه دشمن ايران وايراني هستند چنين كاري نشان از ايمان به خواست خداوند است آيا اگر من و شما جاي ايشان بوديم وجود چنين رفتار مردمي را داشتيم براي اثبات گفته هايم جرياني را كه براي خود من اتفاق افتاده را بيان مي كنم.مدت زماني قبل كه آقاي احمدي نزاد به شهرمان گلپايگان آمدند اين بنده حقير هم شانس اين را داشتم با كارتي كه براي من از طرف فرمانداري و استانداري صادر گشت از لحظه ورود ايشان اين اجازه را داشته باشم كه به راحتي براي خبرنگاري در اين سفر تا نزديك ايشان بروم وخبر اين سفر را تهيه كنم ووقتي كه ايشان سخنراني شان تمام شد چون مي خواستند به شهر ديگري بروند به محوطه اي كه هليكوپتر در آنجا بود رفتند كه حدود چهل نفر كه از همراهان ايشان و مسئولين شهرستان بودند در آن محوطه براي بدرقه وخداحافظي به آنجا رفتند وبنده هم بودم در آ» شلوغي سي نفرشان كه از مسئولين شهرستان بودند هر كدام دوست داشتند با ايشان صحبتي كنند و بنده هم كه خبرنگاري در آنجا بودم همچنين ،ودرآن شلوغي من با دست اشاره اي شبيه به اجازه گرفتن هاي مدرسه به ايشان كردم يعني براي لحظه اي دستم را بالا آوردم كه ايشان در آن ازدحام متوجه گرديدن و جالب اينكه بدون درنگ به افرادي كه ايشان را احاطه كرده بودند گفتند اجازه بدهيد ببينم اين جوان با من چه كار دارد چون جوانان برايم اولويت دارند و بسيار جوانان را دوست دارم وبه من گفتند جلو بيا وصحبت كن كه من هم به راحتي به نزديك ومقابل ايشان رفتم وتا به كنار ايشان رسيدم دستشان را براي دست دادن دراز كردند و دست ديگر را بر كتف من گذاشتند وحدود چهار دقيقه كه با ايشان صحبت مي كردم دقيق به صحبتهاي من گوش فرا دادند و جالب برايم اينكه يك دستشان دستم را تا آخر سخنانم در دست ودست ديگر را بر كتفم گرفته بودند كه يكي از لحظه هاي با ارزش برايم تا به امروز بوده چون خضوع و خشوع ايشان را از نزديك در آن روز حس كردم و از آن پس هر وقت تلويزيون ايشان را در ميان مردم نشان ميدهد به اطرافيانم ميگويم من اين اخلاص دو طرفه اين لحظه را با تمام وجود حس مي كنم چون براي خودم اتفاق افتاده است و شنيدن كي بود مانند ديدن وبراي اينكه بداني اين جريان كاملا حقيقت و گفته هايم عين واقعيت است عكسي را كه يكي ديگر از خبرنگاران آقاي مرادي گرفته اند و من هم فرداي آنروز با تماس تلفني ايشان متوجه گشتم كه از آن لحظات عكس گرفته اند و لطف كردند و بعد براي خودم هم آوردند را براي رويت شما و قضاوت دروني خوانندگان در اينجا مياورم ودر فرصت هاي ديگر به موارد بيشتري از اين موضوع مي پردازم


عکسی از رییس جمهور مردمی وخاکی ایران

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 10:52  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

ناراضی از این همه بازی(کدام اصلاح طلبی)

ناراضی از این همه بازی

۱۳۸۶وحيد محمدنژاد    /۱۲/۲۶

بی پرده با مدعیان اصلاح طلبی

آمال و آرزوهاى دور و دراز و پست و مقام، مال و منال دنيوى چه بلاهايى كه سر اين بشر خاكى نياورده است و چه كارهايى كه اين بشر جاه‏طلب براى رسيدن به جايگاههاى دنيوى انجام نداده است. از بدو خلقت بشر عده‏اى بوده‏اند كه براى فرمانروايى بر مردم، از همان مردم استفاده ابزارى كردند تا به مقاصد سوءخود برسند (به نام مردم به كام خود).

و شما جنجال‏طلبان، نماد بارز اين نوادگان ابوالبشريد و حاضريد به هر قيمتى كه شده صندوقها را به نفع خود پر كنيد.

هم از مردم، هم از دين مايه مى‏گذاريد، اما هنگامى كه به مقاصد خود مى‏رسيد نه دين مى‏شناسيد و نه مردم.

آگاهان ملت! خوب بنگريد:

1- دم از امام(ره) و پيروى از خط امام مى‏زنيد، در صورتى كه هشت سال هر چه توانستيد و در توان داشتيد، راه امام را عامدانه يا جاهلانه كوبيديد و به باد مسخره گرفتيد. مگر آقاى خاتمى نبود كه در يك مصاحبه خبرى در جواب سوالى كه در خصوص فتواى امام(ره) بر ارتداد و قتل سلمان رشدى شد، گفت: «ايشان يك مجتهدى بود و آن زمان فتوايى داد ولى ما الان مردم را تشويق به اجراى آن نمى‏كنيم.» كه فرداى آن روز در پاكستان و اكثر كشورهاى اسلامى عليه اين حرف تظاهرات شد.

- شما كه دم از امام(ره) مى‏زنيد، چرا در طول هشت سال با گروهك‏هايى مثل گروهك غيرقانونى نهضت آزادى كه از طرف حضرت امام(ره) غير قانونى اعلام شده بودند، ارتباط تنگاتنگ داشتيد و داريد؟

- چرا در طول هشت سال سراغ اشخاصى كه مطرود امام و ملت بودند مثل شيخ ساده‏لوح  رفتيد؟ و چه جلساتى كه با وى براى اجرايى كردن مقاصد شوم خود برگزار نكرديد.

- تسخير لانه جاسوسى آمريكا كه امام(ره) آن را انقلاب دوم ناميدند زير سوال برده و اين عمل را اشتباه و شور انقلابى معرفى كرديد  نه شعور انقلابى و دهها مورد ديگر كه براى اشاره به همه آن، نه مقاله‏ها كه كتابها بايد نوشت.

2- دم از فرزندان جبهه و ايثارگران و خانواده شهدا مى‏زنيد و داد و هوار راه مى‏اندازيد كه واى، فرزندان جبهه و جانبازان جنگ را رد صلاحيت كردند و...مگر شما نبوديد كه جبهه و جنگ را زير سوال مى‏برديد و مى‏گفتيد كه جنگ نبايد هشت سال طول مى‏كشيد بلكه تنها دو سال اول آن حق ما بود؟ و شش سال آخر آن اضافى و كشته‏هاى دو سال را شهيد و كشته‏هاى شش سال بعد را شهداى ناشى از برادركشى ناميديد.

- مگر شما نبوديد كه عمليات استشهادى بسيجيان را در طول هشت سال دفاع مقدس مسخره كرده و جنون و ديوانگى و افراطى‏گرى معرفى كرديد؟

- مگر شما نبوديد كه عليه سهميه فرزندان شاهد و ايثارگر در آزمون‏هاى استخدامى و دانشگاهها اعتراض‏ها كرديد و مقاله‏ها نوشتيد؟

3- دم از اسلام و دين مى‏زنيد؟! مگر شما نبوديد كه در طول هشت سال انواع توهين‏ها به مقدسات اسلام از پيامبر اعظم(ص) تا حضرت ولى‏عصر(عج) در روزنامه‏ها و نشريات خود كرديد؟

- قيام امام حسين(ع) در روز عاشورا را زير سوال برديد و گفتيد امام حسين(ع) تابع دمكراسى نبود چون در اقليت بود بايد تابع اكثريت مى‏شد و امثال آغاجرى‏ها، حجاريان‏ها، اشكورى‏ها و عبدى‏ها و كديورها تربيت كرديد تا به جان اسلام بيفتند.

- در كنفرانس برلين مگر شماها نبوديد كه مسلّمات دين را منكر شديد و چه توهين‏ها كه به نظام مقدس جمهورى اسلامى در اين مجلس نكرديد؟

چه اهانت‏ها به ساحت مراجع تقليد كرديد. مگر شما نبوديد كه در نشريات خود به ساحت آيت‏الله مصباح يزدى كه به فرموده مقام معظم رهبرى «ايشان خلأ شخصيت‏هايى چون شهيد مطهرى و علامه طباطبايى را پر كرده‏اند»، اهانت كرديد؟

- تعريف و تخريب احكام نورانى اسلام در خصوص بانوان را به نام كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان با وجود مخالفت مراجع عظام تقليد روانه مجلس كرديد.

- حجاب اسلامى بانوان را به نام آزادى زير سوال برديد.

- با طرح جمع‏آورى ديش‏هاى ماهواره‏اى كه يكى از عوامل مهم ترويج فرهنگ منحط غرب و مدگرايى غربى است مخالفت كرديد.

- با طرح ارتقاى امنيت اخلاقى و مبارزه با بدحجابى مخالفت كرديد و با جوسازى و غوغاگرى قصد توقف آن را داشتيد و صدها مورد از اين‏گونه خاطرات تلخ كه به حافظه ملت سپرده شده است.

4- دام از اين مى‏زنيد كه دولت محبوب نهم نتوانسته خواسته‏هاى ملت را برآورده سازد و مدام ايراد تراشى مى‏كنيد و با بزرگنمايى عيوب ناچيز و كوچك دولت قصد مخفى كردن كوتاهى‏هاى كلان خود در دولت قبلى را داريد. مى‏گوييم: شما كه هشت سال دولت و مجلس را در اختيار داشتيد كدام شكوفايى را به بار آورديد جز شكوفايى بى بند و بارى و بى‏حجابى؟ خاتمى عزيزتان كه مهمترين دغدغه خود و كشور را مساله توسعه سياسى مى‏دانست چرا رشد اقتصادى را در پيش نگرفت. مجلس ششم هم كه دست شما بود هر روز يا دعوا بود يا تحصن. (واقعا  به فكر ملت بوديد؟)

- آنچه مشكل شماست با اين دولت، اين است كه با اصولگرايى اين دولت مخالفيد نه با چگونگى فعاليت اين دولت، چون ديگر جايى براى طرح ايده‏هاتان در جامعه وجود ندارد و ملت خود خسته بازى‏هاى شماست.

5- دم از خدمت به مردم مى‏زنيد؛ مى‏گوييم بينى و بين‏الله اگر قصدتان فقط اين است چرا وقتى كه ديديد تعدادى از كانديداهاى شما به هر دليلى رد صلاحيت شده‏اند قصد شركت در انتخابات را نداشتيد و حالا كه شوراى نگهبان صلاحيت عده‏اى را تأييد كرد و نقطه اميدى پيدا كرديد مى‏گوييد ما به هيچ وجه كنار نمى‏كشيم، اين گوياى چه مساله‏اى است واقعا عاشقان خدمتيد يا تشنگان قدرت؟

6- دم از منافع و امنيت ملى مى‏زنيد؛ مگر دار و دسته شما مثل گنجى‏ها و نورى‏ها و عبدى‏ها و كديورها نبودند كه اسناد و مطالب محرمانه و سرّى فعاليت‏هاى صلح‏آميز هسته‏اى كشور را به بيگانگان فروختند و دشمنان را عليه نظام شوراندند و جاسوس هسته‏اى (موسويان) را با هياهوهاى خود حمايت كرديد؟

- حادثه كوى دانشگاه تهران را در 18 تير 78 به گونه‏اى طراحى كرديد كه اگر درايت و تدابير رهبر معظم انقلاب نبود درست اهداف دشمن را پى‏ريزى مى‏كرديد.

- در دوره گهربار شما به فرموده رئيس دولت اصلاحات، هر نُه روز يك بحران در كشور به وجود مى‏آمد.

7- دم از اعتماد ملى مى‏زنيد؛ پس چرا وقتى فرزندان رشيد اين مرز و بوم به موفقيت‏هاى جهانى دست پيدا مى‏كنند صدايى از شما در نمى‏آيد حتى در نشريات خود بدان گونه كه بايد بازتاب نمى‏دهيد؟

8- دم از اين مى‏زنيد كه ما يار امام(ره) بوديم و زجرها كشيديم و زندان‏ها ديده‏ايم و فلانى نه آنچنانى مبارزاتى عليه رژيم شاه داشته و نه زندان‏ها كشيده و... هر روز داستانهايى مى‏سرائيد، مى‏خواهيم بگوييم: تاريخ صدر اسلام را اگر مطالعه كرده باشيد خود به خوبى پاسخى به ادعاهاى شماست.

از آن همه صحابه پيامبر(ص) كه چه ادعاهايى كه نمى‏كردند، پس چه شدند آنها كه در زمان على(ع) تعدادشان به اندازه انگشتان دست هم نمى‏رسيد كه در راه على و حامى على(ع) باشند؟ مگر طلحه و زبير از صحابه پيامبر(ص) نبودند، چرا عليه على(ع) شمشير كشيدند؟ مگر خلفاى راشدين از صحابه پيامبر(ص) نبودند، چرا به خاطر پست و مقام و خلافت سخنان پيامبر(ص) را تحريف و به نفع خود بازگو كردند و رو در روى على(ع) قرار گرفتند؟ مگر معاويه خود كاتب قرآن در زمان پيامبر(ص) نبود، پس بايد بگوييم هر چه معاويه از قرآن تفسير كرد پس حتما  حقيقت دارد! يا عايشه چون همسر پيامبر(ص) بود پس هر چه او گفت و هر راهى رفت حق بوده و بايد از او جانبدارى كرد؟

ولى در مقابل، مگر مالك اشتر اصلا پيامبر را ديده بود؟ يا از صحابه وى بود؟ اما آنچنان راه واقعى آن حضرت را پيمود و چنان جانانه از امام على(ع) دفاع كرد كه تاريخ به خود نديده.

مى‏گوييد رد صلاحيت فلانى كه از نزديكان امام(ره) است درست نيست و چنان بزرگنمايى مى‏كنيد كه گويا خلاف شرع و عقل بوده و حرام است! مگر اين هم شد دليل كه چون ما امام را ديده‏ايم و سخنها از ايشان شنيده‏ايم، پس اين انقلاب و اين كشور از آن ماست و فلانى تازه به دوران رسيده نبايد ادعايى داشته باشد!

تاريخ اشخاصى مثل شما را خيلى به خود ديده و مردم هم خيلى‏ها مثل شما را به ياد دارند كه به خاطر طمع‏ها و مقاصد خود چه داستانها سراييده‏اند تا به كرسى مقام تكيه زنند.

- خلاصه كلام، شماها ترس از آن داريد كه دوباره كشور به سوى شعارها و آرمانهاى امام(ره) بازگشته و جايى براى مقاصد شوم شما باقى نماند و چون سه بار از اين ملت سيلى محكمى خورديد - يك بار در شوراهاى اسلامى، بار دوم در مجلس هفتم و سوم در رياست جمهورى نهم - پس مى‏ترسيد كه براى بار چهارم در انتخابات مجلس هشتم، سيلى محكمترى از مردم بخوريد. براى همين خود را به هر در و ديوارى مى‏كوبيد تا شايد روزنه‏اى براى رهايى و نجات پيدا كنيد. ولى نمى‏دانم شماها چرا در حالى كه از اسب افتاده‏ايد، از زين جدا نمى‏شويد!

«مردم! خود قضاوت كنيد و آگاهانه تصميم بگيريد.»

محمدنژاد              منبع:یالثارات

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 1:18  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

مگر چند سال گذشته؟ كوه كه به اين سرعت چهره عوض نمي كند.

برای خواندن مطلب زیر در صفحه گلپایگان فردای این خبرگزاری میتوانید یا با رجوع به قسمت صفحات دیگر خبرگزاری و کلیک بر روی صفحه گلپایگان فردا این صفحه را باز کنید یا با کلیک بر روی تیتر قرمزرنگ زیر این صفحه را باز کنید و این مطلب را به همراه مطالب دیگر این صفحه مطالعه نمایید و نظر خود را نیز درج نمایید

به امید روزی که گریه ها خنده شوند    نوشته  وحیداعظمی

درمورد این مطلب حتما نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید

در نگاه امیرالمومنان علی(ع)حقوق مردمان بالاترین و والاترین حقوق شمرده میشود تاآنجا که امام (ع)حقوق وحرمت مردمان را برخاسته ازاصل توحید و پیوندیافته با آن می بیند،چنانکه
می فرماید:(واجبها،واجبها!آن را برای خدا به جا آرید که شما را به بهشت میرساند.)
درنظام اداری آنچه میبایست در راس مناسبات و رفتارها وروابط حاکم باشد،حرمت بانی مردمان وپاسداری از حقوق آنها است ،ودر این صورت است که یک نظام اداری برپایه اخلاق اسلامی
ظهور می کند.درنگاه پیشوای حق مداران ،علی(ع)رعایت حقوق مردمان و ادای آن بالاترین ارزشها میباشد وقدر و منزلت هرکس در ارزش نهادن به این امر است.
آری اخلاق اداری مناسب ومطلوب زمانی سازمان می یابد که کارکنان نظام اداری  از منظری درست وصحیح به مردمان بنگرند و خود را خدمتگزار وخزانه دار مردمان ببینند،امیرالمومنان به
کارگزاران خود چنین فرموده اند:پس داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان  شکیبایی ورزید که شما رعیت را خزانه دارانید و امت را وکیلان و امامان را سفیران ،حاجت کسی را
روا نکرده مگذارید و او را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.
کارکنان نظام اداری در حقیقت هنگامی می توانند به درستی انصاف و عدل راپاس بدارند و داد مردم را از خویش بدهند و در رفتار و کردار وعمل با آنان شکیبایی و تواضع و انصاف داشته باشند
 و با آنها طلبکارانه برخورد ننمایند و خود را کاملا خدمتگزار و خدمتکار آنان بدانند که نگاه و تفکر خود را به مکردمان تصحیح و نکو نمایند وخود را وکیل و خدمتگزار آنان ببینند  و این احساس را
داشته باشند که به موکلان خود پاسخگویند و فلسفه وجودی خود در نظام اداری را خدمتگزاری به مردمان بدانند.
به راستی در اخلاق اداری و همچنین رفتار انسانی تباه کننده ترین و خطرناکترین آفت این است که  کارگزاران و کارکنان نظام اداری  و در حقیقت خدمتگزاران مردم از بالا به پایین به مردمان
 بنگرند و خود را بر آنان مسلط ببینند و احساس کنند ودر اداره امور که به آنان محول است خود را فرمانروا تصور نمایند و اراده فرمانروایی  کنند حتی  اینکه چنین  اراده ای در فکرشان باشد
چه رسد به عمل.در اینجا به نقل سفارش شگفت و رهنمون ساز واساسی امیر المومنان علی(ع)در تصحیح روش و بینش  وکنش کارکنان و کارگزاران دستگاه اداری نسبت به مردم در
عهدنامه مالک اشتر می پردازم که ایشان  می فرمایند:
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان و همچون جانوری درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری !زیرا مردمان دو دسته اند :
دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر درآفرینش با تو همانندند.گناهی از ایشان سر میزند یا علتهایی برآنان عارض میشود یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان میرود.به خطایشان
منگرو از گناهشان درگذر چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید،چه تو برتر آنانی و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آنکه تو را ولایت داد بالاتر،واو ساختن
 کارشان را از تو خواست وآنان را وسیلت آزمایش تو ساخت.و خود را آماده جنگ با خدا مکن که کیفر او نتوانی برتافت ،ودر بخشش و آمرزش از او بی نیازی نخواهی یافت،و بر بخشش
پشیمان مشو و بر کیفر شادی مکن و به خشمی که توانی خود را از آن برهانی مشتاب.و مبادا بگویی من اکنون بر آنان مسلطم،از من فرمان دادن است و از ایشان اطاعت کردن،زیرا این
کار دل را سیاه و تباه سازد و دین را پژمرده و بی آبرو نماید و نعمت را زایل و بلا و آفت را نزدیک گرداند.و اگر قدرتی که از آن برخورداری،نخوتی در تو پدید آورد وخود را بزرگ بشماری،بزرگی
حکومت پروردگار را که برتر از توست بنگر،که چیست،و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست،که چنین نگریستن سرکشی تو را می خواباند و تیزی تو را فرو می نشاند و خرد
رفته ات را به جای باز می گرداند.
به راستی که این سفارش امام باید همیشه مد نظر خدمتگزاران مردم باشد و اگر نگاه کارکنان نظام اداری به مردمان تصحیح نشود و خود را مالک مردمان تصور نمایند ،به رفتاری سبعانه
گرایش می یابند و به بیان امام (ع)همچون جانوری درنده میشوند که خوردن اموال مردمان و دریدن حرمت ایشان را غنیمت می شمارند.امام(ع)تاکید میکند که کارکنان و کارگزاران نظام اداری
 مردمان را یا همسان در آفرینش یا برادر دینی خود ببینند و به هیچ وجه خود را از آنان برتر نینگارند،بلکه با نگاهی خدمتگزارانه قلب خود را از رحمت و دوستی و مهربانی به آنها آکنده سازند
و با آنان به بهترین اخلاق سلوک نمایند و به آنها خدمت نمایند. براساس چنین نگاهی است که رفتار و کردار مبتنی بر اخلاق سازمانی مطلوب و صحیح جلوه می نماید.
پس چه زیبا وزیبنده ونکو است که کارکنان و خدمتگزاران مردم در همه امور مربوط به مردم تکریم ارباب رجوع و احترام  آنها را بیش از پیش همیشه انجام دهند و بکوشند مطلوب آنها را براورده سازند و رضای خالق را از خویش به عمل آورند


 

امروز سفره ماديات را بهتر مي شناسيم؟    (توسط:رضامنادی)

مانبا ختيم
ما نباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
مانباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
كوه ها برگامهامان به سجده نشستند وآسمانها بر سجودمان غبطه خوردند .
تيغ ها از حنجره هامان گريزان بودند ، وحنجره هامان تشنه خون حيات.
قلب هامان در حسرت ديدار گلوله ي سوخت ، وانفجار ، آرزو به دل گريز از ما.
ما با "مين" ها هم خانه بوديم وبر سر سفره "تخريب" تناول مي كرديم.
دود وخاكستر ، سايه بان مان بود وآتش ، گرماي وجودمان .
زمين كه مي خورديم ، آسمان مي شكست،وبرهوا كه مي رفتيم،زمينيان غبطه مي خوردند.
سرهامان با سربند نسبت نزديك داشتند ، وسربندها با قناصه،احوالپرسي مي كردند .
لب هامان با خنده بيشتر مانوس بود،واشك هامان جاري چشم هاي پاكمان.
پوتين كه برپاي مي كرديم ،زمين را اززيارت گام هامان محروم مي ساختيم ، وكلاهخود را كه بر سر مي گذاشتيم ،خورشيد از نتابيدنش بر خود مي لرزيد.
پس: بياييم به شهدا فخر نفروشيم.
بياييم وبرادري جبهه هارا به شهري ها مانوس سازيم.
بياييم يك بار ديگر خود را بيازماييم .حرمت گل ها را پاس بداريم . سبزه ها را لگد نكنيم .قرار نيست همه گياهان گل بدهند . انتظار بيجا نداشته باشيم . هرگلي بويي دارد،همه را به يك چشم زيارت نكنيم .
ما كه : 
هرروز به گلها سلام مي كرديم ،چرا امروز از احوالپرسي غنچه ها دريغ داريم؟
هر شام با تبسم شيرين زندگي مي خفتيم ،امروز با حسرت گذشته دل را چركين مي كنيم؟
هر شهر،ميمان قنوت دستهايمان بوديم ،امروز سفره ماديات را بهتر مي شناسيم؟
هرروز هنگام غروب ،دل به درياي بيكران آسمان مي سپرديم وروح را جلا مي داديم،امروز از لطافت خلقت وجلال وجمال غافليم؟
بياتا:
يك بار ديگر به روزهاي نه چندان دور بر گرديم.يك بار ديگر در قنوت نمازهامان به پرواز در آييم.
يك بار ديگر به همسايگان خود، تبسم زندگي بسيجي هديه دهيم.
يك بار ديگر به صفر كيلومترها وتازه واردها به ديده احترام بنگريم.
يك بار ديگر هجوم بريم ومازودتر ظرف هاي تبركي را شستشو دهيم وهمچنان در سلام كردن به ديگران پيشي بگيريم.
مگر چند سال گذشته؟ كوه كه به اين سرعت چهره عوض نمي كند.
هرچقدر هم كه سيلاب وطوفان سنگين باشد!


آيا فقط سهميه بندي بنزين در امر صرفه جويي سوخت كافيست.
از سال 1385 تا كنون يكي از مسئل مهم بوقوع پيوسته در كشور بحث سهميه بندي بنزين وعدم فروش آزاد آن مي باشد . اما سوالي كه مطرح مي كنم اين است كه آيا فقط سهميه بندي بنزين در امر صرفه جويي سوخت كافيست وجواب آن به وضوح روشن است كه راههاي بسيار بيشتري در كنار اين سهميه بندي وجود دارد كه با يك اقدام جهادي از سوي مجلس ودولت ودستگاههاي اجرايي در همه سطوح براي نظارت واجراي هرچه بهتر وقويتر جهت روشهاي به كار بسته شده ودر حال انجام وبه كار بستن طرحها وروشهاي جديد مي توان مصرف سوخت را تاحد ممكن كاهش داد كه اعتقاد دارم در اين صورت مصرف سوخت تا حد بسيار چشمگير وقابل توجهي در كشور پايين مي آيد ودر عوض مي توان ميزان سهميه قشرهايي از مردم را كه وضعيت اقتصاديشان با بنزين ارتباط نزديكتري نسبت به سايرين دارد ويا قشر آسيب پذير جامعه هستند را افزايش داد. در اين راستا مجلس شوراي اسلامي با انجام كارهاي كارشناسي ومطرح ومطالعه كردن طرحهاي مختلف در كميسونهاي مربوطه وتصويب راهكارهاي مناسب ونظارت دقيق برروي آنها در صورت به تصويب رسيده شدنشان مي تواند تاثير بسيار قابل ملاحظه اي در اين موضوع داشته باشد . كارخانه هاي بزرگي كه هر ماه هزاران دستگاه اتومبيل را با تبليغات فراوان رسانه اي وارد چرخه ترافيكي شهرها مي كنند بايد هر چه بيشتر در ارائه خودروهايي كم مصرف تر بكوشند ويا هرروز بيش از بيش مسئولين وارگانهاي مربوطه براي تقويت مرزهاي كشور وجلوگيري از قاچاق سوخت وبرخورد با عوامل آن وهمدستانشان تلاش نمايند ، بايد براي توسعه پلايشگاههاي داخلي اقدام نمود ، آيا تخصيص بودجه ويژه و كافي براي گاز سوز كردن اتومبيلها وترغيب صاحبان آنها جهت گاز سوز كردن خودروهايشان لازم نيست . همچنين لازم است اقدامات كافي جهت تسهيل هرچه بيشتر در امر خارج كردن اتومبيلهاي فرسوده وزدودن قوانين دست وپاگير از اين موضوع ورفع مشكل مردم محروم قدمهاي بيشتري برداشته شود .
كشور ما يكي از بزرگترين دارندگان ذخاير نفتي وگازي در جهان مي باشد ومي توان با به كار بستن تدابير وراهكارهاي مناسب هم در بحث صرفه جويي سوخت موفق بود وبا گسترش وتوسعه پالايشگاهها حتي مي توانيم كشورمان را در بحث توليد بنزين خود كفا نمائيم .


ودائم با خود مي گوئيم شايد اين جمعه بيايد شايد . . .

حضرت مهدي (عج) دوازدهمين امام شيعيان در سامرا ديده به جهان گشود : نام آن حضرت محمد همان نام جد بزرگوارش رسول الله (ص) است وپيامبر خود اين نام را برايشان نهادند . القاب مشهور آن حضرت عبارتند از : مهدي ، قائم ، منتظر ، حجت ، خلف صالح ، بقيه الله ، منصور ، صاحب ار ، ولي عصر ، صاحب الزمان . . . كه معروف ترين آنها مهدي است . ايشان را از آن جهت مهدي گويند كه هدايت به حق مي كند . قائم گويند چون قيام به حق مي كند ومنتظرش گويند چون مومنان  در انتظار قدوم اويند وحجت نامند از آن رو كهحجت وگواه خدا بر حق است . . .
پد رايشان امام حسن عسگري ومادرش ريحانه نام داشت كه نرجس ، صيقل وسوسن نيز ناميده مي شد چون در وقت حاملگي درخشش ونورانيت خاصي داشت صيقل ناميده شد .دوران زندگي حضرت را مي توان به سه دوره تقسيم كرد. اختفاء غيبت صغري وغيبت كبري .دوره اختفاء = اين دوره از هنگام تولد حضرت تا رحلت امام عسگري است . در مدت اين 5سال حضرت در دوران پدر بزرگوار خود زندگي مي كرد . غيبت صغري = با شهادت امام عسگري مرحله غيبت كوتاه امام دوازدهم  آغاز شد و7 سال به طول انجاميد واين غيبت به لحاظ اينكه از جهت زماني محدود است به آن غيبت صغري گويند اين دوره نقش بسيار مهمي د رايجاد آمادگي شيعه براي پذيرش غيبت كبر ي داشت . غيبت كبري = سومين مرحله از زندگي امام مهد ي را دوران غيبت كبري تشكيل مي دهد اين دوره پس از سپري شدن غيبت صغري آغاز شد وتاكنون ادامه يافته وبه امر خدا تا هنگام حصول » اقتضاي نامه«يعني آن زمان كه زمينه پذيرش ورهبري وحكومت جهاني آن حضرت از نظر عِده وعُده فراهم شود ادامه خواهد يافت . اين مرحله ميدان بزرگترين آزمايش انسانها وغربال مومنان وسنجش ايمان وعمل قرار گرفته در اين مدت طولاني حجت خدا در پشت پرده غيبت خورشيد گونه از پس ابرها نورافشاني مي كند . ياران مهدي (عج) همگي جوانند ، اين احكام زيبا  وتر جهان سخن مولا علي ار مغاني براي نسل نو است ياران مهدي 313 نفر هستند به تعداد ياران پيامب ر اكرم در جنگ بدر وبه تعدا د ياران طالوت در نبرد با جالوت . حادثه موعود از يك شب جمعه آغاز مي شود . امام زمان در ميان درب  خانه خدا ودركنار ركن ومقام مي ايستند وآنگاه بانگ بر مي اورد اي فرماندهان من ! اي نزديكان من ! اي كسانيكه خداوند پيش از ظهور من آنها را براي ياري من در روي زمين ذخيره كرده است بسوي من بشتابيد وبه فرمان من گرده نهيد . وجود 50 زن جوان در ميان 313 يار امام زمان حكايتگر جايگاه ويژه آنان در عصر ظهور است البته بجز 313 يار اصلي .اعراب من ولايق در زمره اصحاب عمومي مهدي خواهندبود .
واكنون كه درزمان غيبت ايشان  به سر مي بريم دست به دعا برافراشته ايم ويكصدا فرياد مي زنيم سلام عي آل ياسين وهرجمعه با خود زمزمه مي كنيم كه مهدي جان سالهاست كه منتظريم تا با آمدنت زمين را پر از عدل وداد كني وگل نرگسي را كه مدتهاست با چشمان اشك آلودمان  انتظارش را مي كشيم وآمدنش را مي خوانيم به ما هديه كني وبا آمدنت شكوفه هاي بهاري را به ما ارزاني داري واز تو مي خواهيم ما را درزمره يارانت بپذيري . ودائم با خود مي گوئيم شايد اين جمعه بيايد شايد . . .

نظرخودرادرقسمت نظرات درج نمایید

+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 0:58  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

حتما این اخبار را بخوانید(واي اگر از پس امروز بود فردايي)

                       واي اگر از پس امروز بود فردايي
فردي كه پروفسور اقتصاد معاصر است مي‌گفت: از بالا رفتن روزانه قيمت نفت ناراحت نشويم زيرا ميلياردها دلاري كه غرب براي اين ماده سياه‌رنگ مي‌پردازد، دور زده دوباره به خزانه مالي قدرت‌ها بازمي‌گردد. در اين ميان آنان كه بازنده‌اند كشورهاي نفت‌خيز هستند نه كشورهايي كه توليدكننده صنايع جديد و الكترونيكي هستند. اين استاد اقتصاد چنين مي‌گفت: از نيجريه تا الجزاير و ليبي و خاورميانه و اندونزي چشم بيندازيد همه‌ي اين كشورهاي نفت‌خيز با ميلياردها دلار درآمد از فروش نفت همچنان در كليه توليدات صنعتي نيازمند غرب هستند و غرب به هر قيمتي كه بخواهد توليدات خود را وارد بازار مي‌كند و هيچ كدام در راه مبارزه با بيكاري و توليد ثروت ملي گام برنداشته‌اند.
امروز بايد دريابيم كه اگر از پس امروز بود فردايي كه حتما خواهد بود، كشورهاي نفت‌خيز چه وضعي پيدا خواهند كرد. بدون ترديد ده‌ها كشور نفت‌خيز امروزي وقتي چاه‌هاي نفت خشك شد بايد كاسه‌ي گدايي برداشته و از غرب كمك بخواهند. امروز كشورهاي نفت‌خيز تكيه بر ثروت خدادادي زده‌اند و خرج مي‌كنند، همانند كساني كه در لاتاري برنده شده‌اند، ولي فردا كه ديگر پولي به خزانه نيامد جز گدايي راه ديگري ندارند. ولي آنها كه ميلياردها دلار در راه سازندگي سرمايه‌گذاري كرده‌اند، قادر خواهند بود آينده‌ي نسل جوان را تامين كنند.
«بايد پول نفت بر سر سفره هر ايراني بيايد» اما از طريق توليد در كشور. بسياري از ايراني‌ها از اين جمله شاد شدند كه پول نفت به سفره ايراني بيايد اما از چه طريق؟ از طريق راه‌اندازي صنايع توليدي البته اگر به اقدامات رییس جمهور دقت نمایید میبینید که ایشان تلاش زیادی برای راه اندازی طرحهای تولیدی در شهرهای کشور دارند که این در واقعیت یعنی همان آوردن پول برسر سفره مردم.مساله اقتصاد بدون نفت از زمان زنده‌ياد دكتر مصدق مطرح شد ولي در زمان شاه اجرا نشد والبته هنوز براي چرخش چرخ‌هاي اقتصاد كشور نيازمند بهره‌گيري از فروش نفت براي تامين بودجه كشور هستيم البته پیشرفتهای چشمگیری که پس از انقلاب داشتیم را نمی توان انکار کرد.
بحران
مي‌خواهيد بدانيد چگونه نفت ما را ذليل خواهد كرد؟ به تحولات جهان نظر اندازيد كه براي شما چه توطئه‌هايي به وجود مي‌آورند.
ديروز به يكباره همه وسايل ارتباطي جهان فرياد برآوردند كه به زودي قحطي جهان را در خود فرو مي‌برد و ميليون‌ها نفر غذا نخواهند داشت زيرا قيمت گندم، لوبيا، عدس، برنج و ساير حبوبات آن چنان بالا مي‌رود كه كشورهاي فقير قادر به خريد آنها نيستند به علاوه باران كم باريده و هزاران هكتار زمين زراعتي از حيز انتقاع افتاده است. آقايان طرح كردند كه جمعيت دنيا رو به افزايش است و براي چنين جمعيتي غذا به اندازه‌ي كافي نيست. چگونه شد كه دقيقا جهان با كمبود مواد غذايي روبه‌رو گرديد؟ تصور نمي‌كنيد كه قيمت نفت و افزايش بشكه‌اي 120 دلار در چندماه گذشته رابطه‌اي دارد با افزايش بهاي مواد غذايي؟ شما شاد مي‌شويد از افزايش بهاي نفت ولي سرمايه‌داران بزرگ توطئه‌اي كردند كه ميلياردها دلار درآمد نفت كشورهاي رو به رشد را دوباره به خزانه‌ي غرب بفرستند.
جالب آن كه وسايل ارتباط جمعي جهان چون اسير آنچه كه كشورهاي سرمايه‌داري براي آنها تهيه مي‌كنند هستند، به يك باره فرياد مي‌زنند جهان در خطر قحطي قرار دارد.
بايد بدانيم كه قيمت مواد غذايي را ميلياردرها تعيين مي‌كنند. آنها با در دست داشتن ميلياردها دلار با توليدكنندگان عمده در تماس هستند و همچنان كه در بورس عمل مي‌شود قيمت‌ها را بالا و پايين مي‌برند. در اين زمينه بدبخت كشورهايي هستند كه درآمد نفت را نه در دايره توليد كه در دايره مصرف به كار مي‌برند.
سازندگي بدون درآمد نفت
آيا هيچ توجه داريد كه كشورهايي در جهان هستند كه نه انبار نفت دارند و نه درآمد آن را ولي با اين حال وضع بهتري نسبت به كشورهاي نفت‌خيز دارند.
كره جنوبي طي سي سال از يك كشور عقب‌افتاده در حلقه‌ كشورهاي پيشرفته افتاد. توجه كنيد فقط طي سي سال اتومبيل ساخت، كشتي‌هاي بزرگ ساخت و در همه رشته‌هاي صنعتي خود را از وابسته بودن نجات داد. ژاپن طي يكصد سال از كجا به كجا رسيد كه امروز دومين قدرت جهاني محسوب مي‌شود.
چين كه يك ميليارد و سيصد ميليون نفر جمعيت آن است و بايد براي اين جمعيت عظيم وسايل زندگي فراهم كند نه نفت دارد، نه درآمد آن را و هند با 800 ميليون نفر نه نفت دارد و نه درآمد آن را. امروز يكي از كشورهاي پيشرفته در زمينه الكترونيك است به طوري كه شركت‌هاي آمريكايي اجراي طرح‌هاي انفورماتيك خود را به هند واگذار مي‌كنند.
تركيه يك كشور مسلمان است، نه نفت دارد و نه درآمد آن را اما جامعه‌اش در حركت است و اروپايي‌ها مايلند تركيه عضو اتحاديه اروپا شود.
كشورهاي مسلمان جنوب شرقي آسيا نه نفت دارند و نه درآمد آن را ولي آهنگ پيشرفت آنها كمتر از ديگر كشورهاي پيشرفته جهان نيست. علت اصلي اين پيشرفت‌ها از آن جهت است كه اين كشورها به جاي دلالي توليدكننده هستند.
فرق است بين توليدكننده و مصرف‌كننده. كشورهاي نفت‌خيز و نه توليدي كه پول‌هاي نفت را صرف خريد كالاهايي مي‌كند كه ديگران خلق كرده‌اند، طي چند سال اخير بزرگترين خريدار تلفن‌هاي همراه كشورهاي نفت‌خيز بوده‌اند. ميليون‌ها تلفن همراه از غرب به شرق فروخته شد كه يك منبع ارزي بزرگي بود براي غرب و دلارهاي نفتي به غرب برگشت داده شد. هيچ يك از كشورهاي نفتي به اين فكر نيفتاد كه چگونه مي‌تواند خود آن را توليد كند زيرا توليد آن زحمت دارد و راحت آن بود كه دلار بدهد و تلفن همراه بگيرد.  امروز وقتي در خيابان‌هاي كشورهاي جهان سوم راه مي‌رويد اكثر جوان‌ها با يك تلفن همراه در حال صحبت كردن هستند بدون آن كه فكر كنند، سازنده باشند، توليدكننده باشند نه فقط مصرف‌كننده. هزينه ماده اوليه يك تلفن همراه چند دلار بيشتر نيست اما وقتي به بازار مي‌آيد هزاران دلار براي آن به غرب پرداخت شده است.
اين يك نمونه از مصرف تلفن همراه است. تقريبا در اكثر رشته‌هاي توليدي، شرق از غرب عقب افتاده است.
اگر امروز با درآمد نفتي نتوانيم خون تازه‌اي وارد رشته‌هاي توليدي كشور كنيم، فرداي روزگار بدون ميلياردها دلار چگونه مي‌توانيم صيانت خود را حفظ كنيم؟در سه سال گذشته طرحهای تولیدی بسیاری شروع به ساخت شد که امیدوارم به  انتخاب احمدی نژاد توسط مردم برای چهارسال دیگر این طرحها  به سامان برسد و نشود آنکه رییس جمهور دیگری بشود و طرحهای قبلی را دنبال نکند وطرحهای جدید خود را پیگیری نماید.
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 13:2  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

سخنان نماینده مردم گلپایگان وخوانسار در جلسه استیضاح وزیر کشور در مجلس

سخنان نماینده مردم گلپایگان وخوانسار(ابراهیم نکونام) در جلسه استیضاح وزیر کشور  در مجلس

*** محمدابراهيم نكونام به عنوان موافق استيضاح وزير كشور، گفت: امروز يكي از مراحل سخت زندگي خود را طي مي‌كنم. سختي از اين جهت كه در برابر دولتي ارزشي و اصولگرا ايستاده و درباره‌ي وزيري از وزرايش صحبت مي‌كنم.

حجت الاسلام ابراهیم نکونام افزود : برخي دوستان ناصحانه گفتند كه امروز سخن نگويم شايد كينه به دل گرفته شود اما به آنها گفتم دولت عدالت‌محور و مهرورز شأنش اجل اين است كه كينه‌ورز باشد.

نماينده‌ي مردم گلپايگان در خانه‌ي ملت در ادامه، گفت: سختي ديگر اين كه من ساليان سال با كردان عزيز آشنا و رفاقت داشتم و حتي در برخي اوقات مرهون منت‌هاي وي بودم ولي امروز بايد در برابر وي سخن برانم؛ اي واي چه دنياي عجيبي.

نكونام تصريح كرد: خدا را به شهادت مي‌طلبم آن روزي كه بناي بر راي اعتماد بر كردان بود، با وجود اين كه مخالف با راي اعتماد بوديم و حضور وي را در سنگرهاي ديگر خدمت به صلاح مي‌دانستيم و با خواهش و تمنا به وي اصرار كرديم كه در همان مناصب به خدمت ادامه دهند، و از طرفي تا جايي كه وظيفه‌مان اقتضاء مي‌كرد از باب دلسوزي براي عزيزان نوشتيم و گفتيم كه صلاح نظام را در انتخاب بهترين در نظر بگيرند و صداي‌مان به جايي نرسيد، باور كنيد بعد از راي اعتماد مصمم بوديم به احترام راي مجلس و حرمت دموكراسي، پذيرش و تبعيت وزارت وي را به جان بخريم و حتي در مواقعي اعلام آمادگي براي رفع موانع كرديم.   نايب رييس كميسيون اصل نود گفت: اما زماني كه با ارجاع رياست محترم مجلس گزارش كميسيون آموزش عالي در صحن علني مجلس قرائت شد و رسما عدم صداقت كردان برملا شد، خود را بر سر دو راهي سكوت يا فرياد ديديم. آخر اعتماد مجلس به سخره گرفته شده، آن هم در خانه‌ي ملت و جايگاه قانون‌گذاري و توسط معتمدي كه بنا بود امين امنيت كشور باشد و ما در نهايت فرياد را برگزيديم.

مجلس به جزوه مكتوب كردان در مورد مدارك و مدارج تحصيلي اعتماد كرد. امنيت كشور را به وي سپرد، مطالبه اصول مدارك نكرد و دانش و توانايي او را با ملاك اعتماد استسحاب نبود. انتظار ما صداقت در پاسخگويي به اعتمادمان بود. بر ما چه گذشت آن گاه كه تاراج حسن ظن، خود را در كوي و برزن از زبان دوست و دشمن به نظاره نشستيم، چنين جفايي حقا زيبنده نبود.

نكونام گفت: چه ايرادي داشت كردان همان روز مي‌فرمودند تحصيلات عاليه ندارند و با وصف نداشتن مدارك عاليه خود را در معرض انتخاب مجلس مي‌گذاردند. وي مدركي را كه بعدا خود بر جعلي بودن آن اذعان داشت و اظهار كرد در گرفتن آن از فرد ثالثي فريب خورده‌اند در همين جايگاه مقدس آن را بلند كرد، و به عنوان مدرك رسمي به نمايندگان در ديدگان ملت بزرگ ايران به نمايش گذاشت و گفت اگر مدرك فوق ليسانس را نيز نمايندگان مي‌خواستند آن را با خود مي‌آوردم. اين همان مطلبي است كه نمي‌بايست گفته مي‌شد. وي با بيان اين‌كه ما نمي‌خواستيم معادله مجهول، عدم صداقت و راستي باشد، گفت: حقيقت اين است كه مجهول بر ما مكشوف گرديد و با يافتن عدم صداقت، معامله حل شده است. پس از كشف اين مجهول، بسياري از مشفقان كوشيدند با استعفاي وزير غائله ابعاد وسيع‌تري پيدا نكند. شايد كه شيپور مخالفان و معاندين از نعره بيفتد. اصرار و دفاع وي از مواضع قبلي چنانچه مي‌نماياند كه ما هم چنان بايد بار معصيت نكرده را بكوش بكشيم. آري بدهكار واقعي ما هستيم كه در باطل ترديد كرديم. وي اصرار بر ماندن را بدتر از كشف مجهول مذكور دانست و گفت: نمي‌توان صادق نبود و انتظار داشت در جايگاه صادقين قرار گرفت. آري كردان عزيز شما در رزومه ارايه شده به مجلس، خود را دكتراي حقوق و فوق ليسانس معرفي كرديد. سوابق علمي، دكتراي افتخاري حقوق از دانشگاه آكسفورد، كارشناسي ارشد پيوسته‌ي حقوق، فوق ديپلم و ديپلم طبيعي در حالي كه حتي ليسانس هم نداشتيد من نمي‌گويم لازمه اعتلاي انسان مدرك است، ولي اين را مي‌گويم كه لازمه‌ي تقرب و اعتلاء صداقت است. در زماني كه حتي شوراي اسلامي شهرهاي كوچك موظفند به حكم قانون، شهرداري با مدرك حداقل كارشناسي معرفي مي‌كنند و يا فرمانداران و بخشداران بايستي داراي چنين مدركي باشند، وزير كشور زيبنده‌اش نيست كه به صورت غير واقع خود را واجد آن معرفي كند. وزراء اسوه‌هاي جامعه‌اند و وزير كشور الگو و راهنماي استانداران، فرمانداران، بخشداران تا دهياران در اعماق جامعه.

وي گفت: اعلام راي عدم اعتماد نمايندگان پاسخي است به جفايي كه در حق مجلس و نمايندگان صورت گرفت و عكس‌العملي است از ناحيه‌ي آن كه دل در گرو ارزش‌ها دارند، با مدد از وجدان به داوري بنشينيم و در همان حال مجسم كنيم كه در آينده بايد مستمع گزارش از حوادث مهم و رويدادهاي كشور و رعايت امانت در امر سرنوشت‌ساز انتخابات باشيم. مگر مي‌توان در همان حالت عدم صداقت و راستي امروز را فراموش كرد. نماينده‌ي مردم گلپايگان در خانه‌ي ملت در پايان، گفت: خيلي‌ها به جرم جعل و استفاده از سند مجعول محاكمه شده‌اند، اقتضاي عدالت و قانون اساسي اين است كه همه در برابر قانون يكسان باشند.

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 14:1  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

لبخندهایمان را به ما بازگردانید!

 

لبخندهایمان را به ما بازگردانید!

چه کسی صدای غمناک پیرمردان و پیرزنان و کودکان آواره خیابان‌ها، بر سر چهارراه‌ها و مشغول کار در کارگاه‌ها را می‌شنود؟ گرسنگان، تنگدستان، بیماران و از کار اخراج شده‌ها، چه کسی صدای سکوت محروم‌ترین لایه‌های اجتماعی را می‌شنود؟ چه کسی صدای قشرهای متوسط جامعه را می‌شنود؟ قشر کارمند و کارگر که زیربار مشکلات اقتصادی در خود فرومی‌روند و دم برنمی‌آورند؟ آیا به خوبی نمی‌توان یاس و ناامیدی را در چهره‌ي اکثریت مردان و زنان و جوانان ایرانی دید؟
نگاه به کلیت جامعه ایرانی هرگز تصویر مثبتی را در ذهن به وجود نمی‌آورد، اگر چه فقر و سختی معیشت در تمام کشورهای دنیا به چشم می‌خورد، اما مشکلات اقتصادی در جامعه‌ي امروز ایران گریبان‌گیر اکثریت جامعه شده است، گرانی و بی‌نظمی و نبودن برنامه‌ي منظم اقتصادی و تورم‌های اخیر، خواه ناخواه در هر خانواده ایرانی رسوخ کرده و به جايی رسیده است که اکنون جامعه‌ي ایران، یک جامعه‌ي بی‌نشاط و البته ناامید است. مردان و زنان ایرانی که به دنبال دست یافتن به آرزوی خود که همان عدالت اجتماعی بود به دولت نهم امیدوارانه رای دادند، اکنون در شرایطی بسیار عذاب‌آورتر از گذشته قرار گرفته‌اند، چنان که برآوردن حداقل نیازهای روزانه برای بسیاری از آنها سخت و گاه دست نیافتنی شده است. این مشکلات حتی به قشر متوسط جامعه نیز رسوخ کرده و آنان نیز اوقات زیادی از شب و روز را به بررسی هزینه‌ها و چگونگی برآوردن نیازهای خود و فرزندانشان می‌پردازند. اما ریشه‌های مشکلات اقتصادی جامعه ایران را باید در گذشته‌های دور این سرزمین جست‌وجو کرد؛ جامعه‌ای که در حال حاضر بیش از هر چیز به روش مناسب تحول اقتصادی نیاز دارد تا نجات‌دهنده. عدم موفقیت‌های اقتصادی به‌هنجار و شرایط نامطلوب اقتصادی و نبود برنامه مدون و منظم اقتصادی موجبات بیکاری و فقر در جامعه را به وجود آورده همچنین فضای سیاسی- اقتصادی جامعه را نیز به سمت تورم و بی‌اعتمادی مردم به دولت و عدم مشارکت آنان در مناسبات سیاسی و اجتماعی را موجب می‌شود، به نحوی که جامعه به دلیل وجود فقر و ناتوانی در هماهنگی میان نیازها و درآمدها دچار یاس فلسفی شده و کم‌کم میزان امید به زندگی و آینده‌ي روشن در چنین جامعه‌ای کاهش می‌یابد، چرا که جامعه تصویر روشنی از آینده‌ي خود ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 7:49  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

سرخوشی امروز-خلاقیت ودلالی-کوزه سازوکوزه فروش-به امیدیک هوای تازه تر



خلاقيت و دلالي
شما به طور قطع مي‌دانيد چه قرني است. بين كوزه‌ساز و كوزه‌فروش، كوزه‌ساز توليد مي‌كند و كوزه‌فروش يك نوع دلالي انجام مي‌دهد. كوزه‌فروش مي‌خرد و مبلغي بر قيمت اضافه مي‌كند و اگر كوزه توليد نشود او بايد در مغازه‌اش را تخته كند.
وضعيت كشورهاي توليدكننده نفت در برابر كشورهاي صنعتي يا به اصطلاح غربي نيز چنين است.
كشورهاي نفت‌خيز، نفتي را كه خداوند به آنها اعطا كرده است در طبق اخلاص گذاشته و به جهانيان مي‌فروشند و ميلياردها دلار درآمد را به غرب در ازاي خريد كالاهاي توليدي برمي‌گردانند. كشورهاي نفت‌خيز، ثروت بربادده هستند و غربي‌ها دستگاه صنعتي خود را مي‌گردانند و براي ميليون‌ها نفر كار ايجاد مي‌كنند. اما اين وضع تا چه زماني ادامه مي‌يابد؟ به نظر مي‌رسد تا زماني كه ديگر چاه‌هاي نفت خشك شود. آن وقت كشورهايي كه تا ديروز ثروتمند بودند بايد كاسه‌ي گدايي در دست گرفته و برده غربي‌ها شوند.
همه تئوري‌هاي اقتصادي به زبان بسيار ساده آن طور است كه چه رابطه‌اي امروز در دنيا حاكم است.
حكومت مقتدر و دورنگر آن است كه امروز فكر فردا كند. حكومت‌هاي دلسوز و دورنگر آنها هستند كه امروز بودجه‌ي كشور را بر اساس درآمد از كار توليدي بگذارند.
فكر كنيد كه در زمان اختراع تلفن همراه، چند ميليارد دلار تاكنون براي خريد تلفن همراه كشورهاي نفت‌خير پرداخته‌اند در حالي كه همه قيمت لوازم يك تلفن همراه يك دلار نيست. منتهي كشورهاي دلال ميلياردها دلار به كشورهاي توليدكننده پرداخته‌اند.
پس اساس ثروتمند بودن بر فكر و توليد است نه آن كه به معادن تكيه كني كه فناپذيرند.
از سال‌ها قبل يعني از زمان دولت دكتر مصدق اين فكر مطرح شد كه بودجه دولت‌ بايد بدون در نظر گرفتن پول نفت تنظيم شود، ولي اين فكر هرگز اجرا نشد و همچنان درآمد نفت پايه بودجه مملكتي را تشكيل داد.
امروز كشورهاي نفت‌خيز كه اكثر آنها را كشورهاي خلیج فارس تشكيل مي‌دهند، همانند كساني هستند كه پول مفتي به دست آورده باشند و ندانند چگونه خرج كنند و اين پول بادآورده بي‌رويه خرج مي‌شود و كسي به فكر فردا نيست. از زمان سلسله قاجار تاكنون اقتصاد و صنعت كشور شكل ابتدايي داشته و هنوز درجا مي‌زند. فرداي روزگار كه نفت تمام شد براي نسل‌هاي آينده چه بر جاي گذاشته‌ايم؟ پول نفت بايد هزينه‌ي پيشرفت صنعتي كشور شود نه آن كه به جيب صاحبان شركت‌هاي دلالي سرازير گردد
.
سرخوشي امروز
سال‌هاي دوري نيست كه نفت ايران در بازارهاي جهاني به قيمت 8 دلار به فروش مي‌رفت. روزهايي كه اقتصاد ايران در حسرت دلارهاي ناياب نفتي مجبور شده بود به سامان درآيد و اصول اقتصادي به ميزان بيشتري مدنظر قرار مي‌گرفت. شايد اين عادت ما شده كه هر موقع پول داريم قواعد را به فراموشي مي‌سپاريم و در دوران بي‌پولي به ياد آنها مي‌افتيم. در چند سال اخير بسياري از قوانين اثبات شده اقتصادي، به اذعان مسوولين ناديده ‌انگاشته شده است تا شاهد شكل‌گيري تبعاتي در اقتصاد ايران باشيم كه در كتب اقتصادي بسيار در مورد آنها هشدار داده مي‌شود.
اما به نظر مي‌رسد اين همه‌ي ماجرا نيست. جامعه ما و به طور خاص اقتصاد ما در حال حاضر با مشكل جدي‌تري روبه‌رو است و آن هم سرخوشي حاصل از پول نفت است. نشانه‌هاي اين سرخوشي را در زندگي روزمره خود به وضوح مي‌بينيم فقط كافي است كمي دقت كنيم، كالاهاي گونه‌گون وارداتي از ميوه گرفته تا لوازم آرايشي، صنايعي كه تنها به مونتاژ قطعات دلخوش كرده‌اند، عادات مصرفي كه بسيار تغيير كرده و نوسانات در قيمت‌هاي كالاهايي كه تا ديروز چندان در سبد هزينه خانوار به چشم نمي‌آمدند. بديهي است دولت وظيفه خود مي‌داند رضايت حداكثري شهروندان را برآورده كند و چاره‌اي جز تامين آن از منابع خارجي ندارد و چاره‌ساز اين مشكل قطعا پول نفت است. اما تا چه زماني؟
ذخاير نفتي ايران به نيمه دوم عمر خود رسيده‌اند و ما شاهد افت توليد چاه‌هاي نفتي هستيم. بنابراين براي حفظ ظرفيت موجود بايستي به ميزان كافي گاز به مخازن نفتي تزريق شود اما با توجه به اصرار بسيار در زمينه صادرات گاز در واقع اين مهم به فراموشي سپرده شده است و در رقابت با همسايگان بر سر صادرات افتاده‌ايم.
از سوي ديگر با توجه به نرخ رشد مصرف انرژي در كشور بنابر نظر كارشناسان نهايتا تا افق چشم‌انداز بيست‌ ساله كشور يعني سال 1404 ايران نفت براي صادر كردن خواهد داشت. و از اين تاريخ منابع اوليه انرژي توليدي، تنها كفاف مصرف داخلي را مي‌دهد. به عبارت بهتر آرزوي ديرينه اقتصاد غير وابسته به نفت برآورده مي‌شود و درآمدهاي اين ذخاير زيرزميني براي هميشه از سبد درآمدي اقتصاد ايران حذف خواهد شد اما در مورد تبعات آن نمي‌توان خيلي خوشبين بود.
امروز هر جامعه‌اي فرداي آن را مي‌سازد، امروز است كه سرخوشانه از ازدياد درآمد به وارد كردن هر كالايي كه امكان خريدن داشته باشد مي‌پردازيم. تعرفه‌هاي كالاهاي مصرفي، را كاهش مي‌دهيم تا مصرف‌كننده ايراني سرشار از لذت داشتن آنها شود، صنايع داخلي را در گردابي از مشكلات رها مي‌كنيم از كمبود مواد اوليه به علت عدم ارتباط با دنياي خارج گرفته تا بالارفتن هزينه‌هاي توليد و او را در يك رقابت نابرابر محكوم به شكست مي‌كنيم. بدون نگاه به فردايي كه پولي براي وارد كردن اين همه اجناس رنگارنگ نيست. آري وحشتي عميق در كمين اقتصاد ايران است و ما سرمست از درآمدهاي امروز، تنها به فكر هزينه كردن آنها هستيم و مصرف آن را به سوال اول جامعه تبديل كرده‌ايم.
براي تنها يك هفته درآمد نفت را از اقتصاد ايران بگيريد، به نظر شما چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين مساله براي آينده ايران با حفظ روند موجود امري محتوم است. سال‌ها پيش در مقاله‌اي با عنوان "مسجد سليمان امروز، آينده ايران بدون نفت" در ماهنامه ايران فردا به تغييرات رخ داده در اولين شهر نفتي ايران بعد از پايان ذخايرش پرداخته شده بود. به سرنوشت شهري كه امروز در چنبره مشكلات گرفتار آمده، شايد بتوان براي آينده ايران بدون نفت هم تصوري داشت.
صنايع ايران عمدتا با يارانه انرژي است كه توانسته‌اند برپاي خود بايستند، حمل و نقل جاده‌اي كشور به مدد گازوئيل ارزان روزگار مي‌گذراند. فقط در همين دوبخش حمايت حاصل از نفت را حذف كنيم، اقتصاد ايران در گرفتاري‌هاي عميقي فرو خواهد رفت.
اكنون و در گذر اين سال‌هاي پرهياهو آنچه به نظر مي‌رسد جامعه ايران نياز به توجه جدي‌تر به آن دارد، آينده‌ي بدون نفت در اقتصاد ايران است.

سپرده‌های قرض‌الحسنه: سپرده گذاری به امیدیك هوایه تازه‌تر
 ‌
 
کافی است در روز برای لحظاتی تلویزيون تماشا کرده باشید، تا ببینید حجم تبلیغات تلویزیونی در خصوص جایزه‌های قرض‌الحسنه بانک‌ها و قرض‌الحسنه‌ها چه قدر زیاد است. بخصوص بعد از ایام عید و نزدیک شدن به پایان مهلت ثبت نام در یکی از قرض‌الحسنه‌ها، این تبلیغات به شدت دیده می‌شوند.
چند سال پیش بود که مسابقات تلویزیونی متنوع و زیادی در شبکه‌های مختلف به وجود آمدند. مسابقاتی که در اوج به وجود آمدنشان، هزینه‌های هنگفتی برای جوایز برندگان متحمل می‌شدند و امروز هم مسابقات تلویزیونی فراوانی وجود دارند البته با جوایز کمتر و کم‌ارزش‌تر. اما هنوز به نسبت بسیار زیادی وجود دارند.
مکالمه دو نفر در خصوص کار با یکدیگر:
نفر اول: فلانی خوب پول در‌مياره‌ها
دومی: آره، اما کارش یه ایرادی داره.
اولی: چه ایرادی؟
دومی: کارش این جوری نیست که یک دفعه‌ای پول زیادی گیرش بیاد. حقوقش خوبه، اما کار خوب دلالیه. کم کار می‌کنی و یک دفعه پول درمیاري.
چرا مردم به سوی شرکت در این قرض‌الحسنه‌ها پیش می‌روند؟ یعنی شرایط اقتصادی در کشور برای پس‌اندازهای کوچک به چه شکلی است که موجب شده برای مردم بیرزد که در این آزمایشگاه‌های بخت‌آزمایی شرکت کنند؟
برای این مساله می‌توان دلایلی نظیر بی‌کاری، عدم وجود راه‌های مطمئنی برای پولدار شدن با برنامه‌ریزی، وجود فرهنگ بدون کار پول درآوردن، وجود منابع رانتی فراوان، وجود سیستم پاداش‌دهی اجتماعی- اقتصادی و اجتماعی که به ضابطه و توانمندی‌های افراد ارج نمی‌نهد و به رابطه یا شانس افراد بستگی دارد. نبود بازار سرمایه یا بازاری که پس‌اندازهای کوچک را جمع‌آوری و به آنان سود بدهند، و دارای تنوع باشد تا عموم مردم را پوشش و ریسک را کاهش دهد.
اما در این مقاله به این مساله می‌خواهم تمرکز کنم که سپرده‌گذاری قرض‌الحسنه به امید برنده شدن جایزه‌های بزرگ یک کار عقلایی است و می‌توان ثابت کرد که این کار با توجه به شرایط اقتصادی کشور، احتمال ارزش اقتصادی برای افرد خواهد داشت.
آیا تا به حال شده به این مساله فکر کنید که چرا جوایز بانک‌ها مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفته است؟ اگر یک حساب سرانگشتی کنیم، شدت استقبال را می‌توانیم حدس بزنیم. تنها در یکی از تبلیغات تلویزیونی بیش از یک میلیارد جایزه تبلیغ می‌شود. مسوولان سیستم‌های قرض‌الحسنه بانک‌ها نیز اعتقاد دارند که مبالغ جوایز از 2 تا 5 درصد از مبلغ سپرده‌ها تامین می‌شود. حال اگر فرض کنیم در بانک مزبور، مبلغ فوق 5 درصد باشد، یعنی بیش از یک میلیارد تومان جایزه‌ای که تعلق می‌گیرد تنها 5 درصد از کل سپرده‌های قرض‌الحسنه این بانک است. بنابراین حداقل 20 میلیارد تومان مبلغ سپرده‌های این بانک به صورت قرض‌الحسنه می‌باشد. با توجه به اینکه برای این نوع حساب، سود سپرده در نظر گرفته نمی‌شود، بنابراین اغلب کسانی در این بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند که دارای سرمایه‌های کوچک باشند. بنابراین متوجه خواهیم شد تعداد افرادی که سرمایه‌های خردشان را در این بانک به صورت قرض‌الحسنه گذاشته‌اند، بسیار زیاد خواهند شد. در حالی که ما فقط یک بانک را بررسی کردیم. اگر همه بانک‌ها و البته خود سیستم‌های قرض‌الحسنه را در نظر بگیریم، خواهیم دید که میزان استقبال از حساب قرض‌الحسنه چه مقدار باورنكردنی خواهد شد.
حال باید دید چرا سیستم‌های قرض‌الحسنه در ایران به میزان بسیار زیادی مورد توجه قرار می‌گیرند؟ به نظر من جواب بسیار ساده است: چون می‌ارزد. در مورد اینکه چرا می‌ارزد توضیح خواهم داد.
اصولا در بررسی‌های اقتصادی متوجه می‌شویم که همه رفتار اقتصادی افراد به این دلیل است که آن فعالیت یا رفتار می‌ارزد. یعنی یا سود را حداکثر می‌کند یا ضرر را حداقل. بنابراین موضوع استقبال از قرض‌الحسنه‌ها در همین چارچوب قابل تحلیل است. یعنی برای اغلب کسانی که اقدام به اين کار می‌کند می‌ارزد که چنین کاری کنند. وگرنه می‌توانند پولشان را در جاهای دیگری بسپارند. اما ترجیح آنها به سپرده‌گذاری به صورت حساب قرض‌الحسنه که سود هم به آن تعلق نمی‌گیرد، حاکی از این است که چنین کاری برای آنان از لحاظ اقتصادی منطقی است.
حال باید عواملی را بررسی کنیم که نشان می‌دهد این فعالیت برای مردم از لحاظ اقتصادی منطقی است. یعنی این فعالیت به صورت عقلایی انجام می‌گیرد.
برای این کار باید بازار کار و وضعیت تورم بخصوص در مورد مسکن و بازار مالی را بررسی مختصری کنیم.
بازار کار
در سال 83 نرخ بيكاري 3/12 درصد بوده است. اين در حالي است كه بيكاري جوانان در آن سال 2/262 درصد بوده. طبق برنامه‌ي چهارم، تا انتهاي برنامه چهارم بايد نرخ بيكاري به 4/8 درصد برسد. بر همين اساس، در هر سال اجراي برنامه چهارم توسعه، به طور ميانگين بايد 900 هزار شغل ايجاد مي‌شد تا با ايجاد اشتغال براي چهار و نيم ميليون نفر، نرخ بيكاري به 4/8 درصد برسد.
آنچه در اين سال‌ها حايز اهميت است، شكل‌گيري جمعيت 36 ميليوني زير 25 سال است كه تا پايان قرن شمسي حاضر، بر همه‌ي اركان اقتصادي و اجتماعي به ويژه بازار كار كشور اثر خواهد گذاشت.
در حالی که آمار و ارقام رسمی بخصوص در دو سال اخیر در خصوص بیکاری به صورت محافظه‌کارانه‌ای ارايه می‌شود، اما باز هم وضعیت نگران‌کننده است. ایران از جمله کشورهایی است که نرخ بیکاری در آن دو رقمی است. و هدف برنامه چهارم رساندن این نرخ به 4/8 درصد است که به نظر بسیاری از کارشناسان در صورتی که آمار بیکاری به شکل درستی تهیه و ارايه شود، توان رسیدن به این نرخ بیکاری وجود ندارد.
بخصوص اگر نرخ بیکاری برای افراد تحصیل‌کرده در نظر گرفته شود، نرخ بیکاری تحصیل‌کردگان در سال 1383 بیش از نرخ بیکاری عمومی کشور بوده است. و با توجه به این که تغییر مثبت و محسوسی در سیستم آموزشی به وجود نیامده است، به نظر می‌آید نرخ بیکاری تحصیل‌کردگان همچنان بیشتر از بیکاری عمومی باشد. با توجه به اینکه تعداد تحصیل‌کردگان به صورت فزاینده‌ای در حال افزایش است، به نظر می‌آید وضعیت اشتغال برای تحصیل‌کردگان دشوارتر می‌نماید. چه بسیار تحصیل‌کردگانی که در شغل‌هایی غیر از تخصص خود مشغول به کار شده‌اند و چه بسیار تحصیل‌کردگانی که به خاطر نبود کار مناسب به مسافرکشی روی آورده‌اند. با توجه به جداول فوق و تحلیل فوق، صرف پیدا کردن کار آبرومندی حتی اگر هم شرایط مناسب کاری و حقوق و مزایای مناسبی نداشته باشد، توسط افراد پذیرفته می‌شود.
در ضمن بسیاری از کسانی که در آمار و ارقام به عنوان بیکار تلقی نمی‌شوند، (کسانی که در هفته بیش از 1 ساعت کار می‌کنند)، دارای درآمد بسیار کمی هستند. درآمدی که نمی‌تواند هزینه‌های افراد را پوشش دهد و موجب می‌شود پدیده چند شغلی به وجود بیاید. بنابراین بسیاری با شب و روز کار کردن، صرفا توقع دارند، مخارج روزمره خود را تامین کنند.
تورم
وضعیت تورم نیز یکی از مسايلی است که موجب شده قدرت خرید بسیاری از دهک‌های پایین درآمدی کم شود. افزایش 5 یا 6 درصدی کارگران و کارمندان در کنار تورم دورقمی (در سال 86 بیش از 18 درصد) موجب شده که بسیاری نسبت به قدرت خرید خود در آینده نگران باشند.
در کنار تورم دو رقمی (که ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که دارای تورم دو رقمی است) افزایش با شتاب فراوان مسکن را باید مورد توجه قرار داد. در ایران در دهه‌های اخیر همواره زمین و مسکن افزایش قیمت داشته‌اند. البته سرعت افزایش قیمت در سال‌های اخیر به شدت فزونی یافته، به گونه‌ای که در تهران در یک سال گذشته بیش از 100 درصد افزایش قیمت مسکن وجود داشت. بنابراین با وجود حتی درآمدهای نسبتا خوب به صورت معین و ماهانه نیز حداقل باید 10 یا 15 سالی فرد صرفا کل درآمدش را پس‌انداز کند تا بتواند با توجه به قیمت‌های الان، مسکنی تهیه کند. در حالی که وی به خوبی می‌داند، مسکن در حال افزایش قیمت می‌باشد. تقریبا امیدی برای افرادی که دارای درآمدهای کمتر از سطح عالی هستند، برای خرید خانه کمتر از 20 سال وجود ندارد. در حالی که داشتن خانه مستقل آرزوی منطقی هر فردی است.
بازار مالی
بازار مالی در هر کشوری به منظور جمع‌آوری پس‌اندازها بخصوص پس‌اندازهای خرد و هدایت این منابع در جهت تولید و سرمایه‌گذاری‌های مولد فعالیت می‌کنند. بازارهای مالی طبیعتا باید دارای سبدهای متفاوتي برای افراد با خصوصیات مختلف باشند. مثلا هم برای افراد ریسک‌پذیر و هم ریسک‌گریز. این تنوع موجب می‌شود که اغلب سرمایه‌های خرد در بازارهای مالی و حتی به شکل پورتفولیوی متنوعی از دارایی‌ها به کار گرفته شوند. در این صورت به غیر از تامین منابع مالی سرمایه‌گذاری‌ها، سپرده‌گذاران در بازارهای مالی نیز، سود مورد علاقه خود را می‌برند.
اما در ایران بازارهای مالی نتوانسته‌اند گسترش یابند. بازار بورس بعد از دوران رونقش در 4 و 5 سال پیش به شدت سیر نزولی داشته است و بعد از آن که بسیاری از سرمایه‌گذاران خرد در این بازار در این چند سال اخیر ضرر کردند، استقبال از آن کمتر شد. بازارهای مالی دیگری هم وجود ندارند مگر بانک‌ها.

حال با توجه به این مسايل گفته شده، و این میل ذاتی در بشر که دوست دارد هر چه سریع‌تر از امکانات بیشتری استفاده کند و لذت ببرد، (و یا حتی زندگی بکند) آیا به کسانی که سرمایه‌های خرد خودشان را در سپرده‌های قرض‌الحسنه می‌سپارند، نباید حق بدهیم؟
در حقیقت سیستم پاداش‌دهی اقتصادی و اجتماعی در ایران به شکلی است که سرمایه‌های خرد را در جهت فعالیت‌های سوداگرانه سوق می‌دهد.
شاید این سوال پرسیده شود که چرا به سپرده‌گذاری به شکل قرض‌الحسنه فعالیت سوداگرانه می‌گویم؟ مشخص است: زیرا آنان به خاطر برنده شدن احتمالی جایزه بزرگ آن پول‌هایشان را در این قسمت می‌گذارند.
زیرا هیچ راه دیگری برای اینکه بتوانند در زمان نسبتا معقولی حداقل سرپناهی برای خود دست و پا کنند، وجود ندارد.
در حقیقت مردم به صورت ناخودآگاه یک محاسبه انجام می‌دهند و به این نتیجه می‌رسند که سپرده‌گذاری در سپرده قرض‌الحسنه می‌ارزد. آن محاسبه هم این است که احتمال برنده شدن در جایزه بزرگ این سپرده‌ها، که مبلغ بسیار هنگفتی برای فرد است، با اینکه عدد بسیار کوچکی است، اما صفر نیست. اما با توجه به شرایط اقتصادی رسیدن به چنین مبلغی در کمتر از یک سال، و با سرمایه خرد، صفر است. هیچ فعالیت اقتصادی قانونی وجود ندارد که فرد در آن بتواند در زمان نسبتا کوتاهی (کمتر از 5 سال) منابع مالی مناسبی برای تشکیل زندگی مستقل برای جوانان و یا زندگی در سطح بالاتر و ارتقای اجتماعی برای مسن‌ترها، در اختیار فرد بگذارد.
حتی با وجود اینکه سال‌های فراونی برای اغلب افراد وجود داشته که در سیستم قرض‌الحسنه برنده جایزه‌ای هم نشده‌اند، اما باز هم قسمتی از پولشان را به این شکل باقی می‌گذارند. زیرا احتمال برنده شدن هیچ موقع صفر مطلق نیست و نسبت به شرایطی که رسیدن به چنین پولی صفر مطلق است، می‌ارزد.
در حالی که در کشورهای پیشرفته، فرمول‌های قانونی و راهکارهای اقتصادی برای افرادی که می‌خواهند وضعیت‌شان را بهتر از وضع موجود کنند، وجود دارد. لذا با انجام آن فعالیت‌ها توسط اکثر مردم، اقتصاد کشورشان هم رشد و توسعه می‌یابد و هم فرد ارتقای اقتصادی و اجتماعی پیدا می‌کند.
سيستم پاداش‌دهي اجتماعي و اقتصادي در كشورهاي توسعه يافته به صورتي است كه كارهاي مولد را تشويق مي‌كنند. اما در ايران اين سيستم در جهت سوداگري و يك شبه پولدار شدن سوق مي‌يابد.
با توجه به مباحث گفته شده، باید منتظر توسعه و رشد هر چه بیشتر سپرده‌های قرض‌الحسنه‌ در کشور باشیم. تا سال‌های زیادی در آینده، تبلیغات متنوع و پرهزینه بانک‌ها و رقابت با هم در جذب این سپرده‌ها را شاهد خواهیم بود. و همچنان بیشترین تبلیغی که تا سال‌های آتی در صفحه رنگارنگ تلویزیون شاهد خواهیم بود، تبلیغات جوایز سپرده‌هاي قرض‌الحسنه‌ خواهد بود
روياهايي كه مي‌آيند
هيچ كدام از ما نمي‌توانيم انكار كنيم كه حداقل براي يك بار به بردن يكي از جوايزي كه در تبليغات فراگير تلويزيوني پيوسته در حال ديدن و شنيدن هستيم فكر نكرده‌ايم. خانه مسكوني‌، ‌اتومبيل، ‌سفر زيارتي و اسكناس در متراژهاي مختلف، در كل روياهايي بسيار زيبا كه براي لحظه‌اي هم شده ما را از دردسرهاي زندگي رها و در حقيقتي دور غرق مي‌كند؛ بعيد است در برابر وسوسه ارسال پيامك براي برنامه‌هاي قرعه‌كشي تلويزيون مقاومت كرده باشيم. حتما پيش‌آمده كالايي را با انگيزه شركت در قرعه‌كشي آن بخريم و بسياري ديگر از اين موقعيت‌ها كه در طول روزها و هفته‌ها بارها براي ما به وجود آمده است. به راستي چرا همه منتظر هستيم؟
در دوران تعطيلات نوروز امسال حجم اين نوع از تبليغات به طرز باورنكردني افزايش يافته بود و در روزهاي بعد از آن طبق معمول موجي از اعتراض‌ها و حقيقت‌نمايي‌ها به راه افتاده است. همه به دنبال راه‌حل هستند و محكوم كردن سيستم بانكي به سودجويي، تقبيح تشكيل بنگاه بخت آزمايي و…، اما تنها سيستم بانكي به اين روحيه بخت‌آزمايي در كشور دامن مي‌زند؟
جوايز قرض‌الحسنه و افراط بانك‌ها در آن تنها به برجسته كردن روحيه منفي شكل گرفته در جامعه كمك كرد، چرا كه اين عادت مدت‌هاست در ميان ما شكل گرفته است و هر دوره‌اي به رنگي و شكلي خود را نشان مي‌دهد. نمونه‌هاي آن حداقل در يك دهه‌ي اخير كم نيستند. رفتاري كه همه ما هنگام بحث پيرامون آن دلايل براي محكوم كردنش كم نداريم، اما به هنگام پيش آمدن فرصت براي آزمودن شانس، كم پيش مي‌آيد كه از‌ آن صرف‌نظر كنيم.
هر‌ ايده‌اي كه مرتبط با اتفاق پولدار شدن يك ‌شبه، آن هم از راه قانوني‌ باشد، به مذاق هر انساني خوش مي‌آيد و ايراني و غير ايراني ندارد و تنها نبايد ايرانيان را به اين واسطه تقبيح كرد. امري بديهي است كه هر كس دوست دارد با كمترين تلاش به بيشترين پول برسد. اما مشكل جايي است كه اين مساله در رفتارهاي مردم يك جامعه نهادينه شود. امري كه متاسفانه به نظر مي‌رسد در ميان ما جا افتاده است و آن را پذيرفته‌ايم.
در مورد دلايل شكل‌گيري اين رفتار بسيار شنيده‌ايم و بر اساس بسياري از قضاوت‌ها به نظر مي‌رسد متهم رديف اول مردم هستند كه روحيه راحت‌طلبي دارند و بدون كار كردن مي‌خواهند به پول زياد برسند. در اينجا فرصت بررسي اين قضاوت‌ها نيست و قصد اين است به علت‌ها پرداخته شود، نه معلول‌ها كه رفتار مردمان هر جامعه‌اي معلولي از رفتار حاكمان آن جامعه است.
از ميان تمام علت‌ها تاثيرگذارترين، قطعا تبليغات رسانه ملي است، فراگيرترين ابزار اطلاع‌رساني در جامعه ايران. بحث را در دو سطح ادامه مي‌دهم، يكي شكل‌دهي روحيه مصرف‌گرايي در جامعه و دوم دامن زدن به روياهاي مربوط به پولدار شدن يك شبه در ميان اقشار جامعه از طريق پخش مداوم آگهي‌هاي جوايز قرعه‌كشي مختلف و برپايي مسابقه پيش‌بيني‌ نتايج فوتبال كه در نوع خود بسيار تامل برانگيز است.
اثبات تغييرات در روند برنامه‌سازي در تلويزيون چندان سخت نيست، براي مثال كافي است نگاهي به سريال‌هاي دهه 60 و سال‌هاي آغازين دهه هفتاد بيندازيم و با كمي دقت، منازل مورد استفاده در آنها را با سريال‌هاي امروزي مقايسه كنيم. اگر سطح زندگي مردم در اين فاصله تا اين حد متحول شده بحثي نيست، اما به نظر مي‌رسد تنها در ظواهر سريال‌هاست كه تغيير صورت گرفته، چرا كه حتي خانواده‌هاي درگير با مشكلات شديد مالي هم در خانه‌هاي پر زرق و برق زندگي مي‌كنند. اين مساله به تنهايي نقش قابل توجهي در شكل‌گيري عادت مصرفي جامعه داشته است. چرا كه بيننده‌ي اين سريال حداقل حق خود را زندگي در آن شرايط مي‌داند. اين خواسته و عدم دسترسي به آن در دنياي واقعي،‌ زمينه را براي پناه آوردن به رويا فراهم‌ مي‌آورد. اينجاست كه نقش تبليغات چند رنگ و وعده‌هاي مربوط به برنده شدن واضح مي‌شود. از همين زاويه است كه منِ ايراني آمال و آرزوي خود را بر برنده شدن كليد يك واحد مسكوني يا يك اتومبيل استوار مي‌سازم. در اين ميانه حق با كيست؟ در جامعه ما عادت متهم كردن همديگر به رويه‌اي همگاني تبديل شده است. هر كدام از ما ديگري را در پيش‌آمد حوادث ناخوشايند متهم مي‌كنيم. اما اينجا ما بر همين رويه ايستادگي نمي‌كنيم و به دنبال مطرح كردن يك كاستي در جامعه و يافتن راهي براي حل آن هستيم. همه اينها را مي‌توان در چرخه‌اي از علت‌ها جست‌وجو كرد كه بي‌شك بخش عمده‌اي از آنها در حلقه ناكارآمدي‌هاي اقتصادي و سودجويي افراد قابل توضيح است.
با روياها چه كنيم؟
رويا هميشه هم بد نيست. عاملي است براي رها شدن از درگيري‌هاي روزمره، براي ساده انديشيدن پيرامون مسايل و دوري جستن از واقعيت‌ها، بياييد با ديد مثبت به هرآنچه گفته شد بينديشيم.
در سريال‌هاي تلويزيون براي اين همواره خانه‌هاي پر زرق و برق براي لوكيشن انتخاب مي‌شود كه نشانه‌اي باشد بر پيشرفت زندگي در جامعه ايراني و رفاه شهروندان آن كه عموما مشكلاتشان محدود به مسايل خانوادگي است تا مشكلات متعدد اقتصادي، بيننده هم با ديدن اين تصاوير احساس رضايت مي‌كند و تلاش خواهد كرد خود نيز به اين سطح رفاه دست يابد تا مشكلاتش تا اين حد تنزل يابد. از سوي ديگر رسانه ملي با دريافت هزينه‌هاي بالا براي تبليغات، از يك طرف مسايل مالي خود را مرتفع مي‌كند و از سوي ديگر موجبات رشد اقتصادي را از طريق فعاليت‌هاي بانك‌ها و... فراهم‌ مي‌كند. از همه مهمتر گروه اندكي هم از موهبت برنده شدن برخوردار بوده و موجبات شادي‌شان فراهم مي‌شود.
اما اين همه‌ي واقعيت است؟ مي‌شود همه چيز را با همين ديد مثبت تحليل كرد؟ اين‌ها سوالاتي است كه مي‌توان در برابر اين استدلال‌ها و مشابهات آنها مطرح كرد. فقط كافي است كمي واقع‌بين باشيم تا بدون نياز به هيچ محاسبه‌اي، وضعيت نابسامان موجود در زمينه شكل‌گيري روحيه بخت‌آ‍زمايي در جامعه را مشاهده كنيم. رفتاري كه تبعات آن در بلندمدت غير قابل جبران به نظر مي‌رسد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 2:57  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

خبرهای جدید در قدم کنار حاشیه ها

علاقمندى سفارت‏هاى خارجى به خبرنگاران ايرانى

انتقادات تند برخى رسانه‏هاى غربى ازجمله انگليس درماجراى انتخابات رياست جمهورى كه تنش‏هايى را براى سفراى برخى كشورها درتهران بخاطر عدم توانايى پيش بينى انتخابات ايران، به همراه داشت بخش رايزنى تعدادى ازاين سفارتخانه‏ها را براى ارايه تحليلهاى نزديك به واقعيت وادار به نزديكى رسانه‏اى نموده است. به گزارش البرز طى يك ماه گذشته تعدادى از سفارتخانه‏هاى كشورهاى مختلف آمريكايى و اروپايى با برقرارى تماس با فعالين رسانه‏اى كشور سعى در تقويت همكارى با آنها نموده‏اند. سفارتخانه‏هاى كشورهاى آمريكايى شمالى، اروپاى غربى وآسياى شرقى از جمله اين نمايندگيهاى خارجى هستند كه اخيرا ديدارهايى با خبرنگاران وروزنامه نگاران ايرانى داشته اند.


جاسوسى در پس يك پروژه دانشجويى

يكى از اساتيد دانشگاه آزاد بروجن پروژه‏اى در ارتباط با يك برنامه كامپيوترى به يكى از دانشجويان سفارش داده كه برنامه مزبور فراتر از يك پروژه دانشگاهى بوده است.

اين خبر حاكى است برخى از اطلاعات درخواستى‏استاد جنبه جاسوسى داشته و با بررسى‏هاى به عمل آمده مشخص گرديد سه نفر از بستگان نزديك اين فرد از عناصر فعال منافقين در خارج از كشور بوده اند. اين شخص، اطلاعات را به خارج از كشور انتقال مى‏داده است.


مدعيان دروغين اصلاح‏طلبى مدام از احتمال حمله آمريكا به ايران سخن مى‏رانند

چندى است كه برخى از مدعيان دروغين اصلاح‏طلبى مدام از احتمال حمله آمريكا به ايران سخن مى‏رانند و در مطبوعات خود در اين باره ياوه مى‏سرايند و مى‏نويسند:در شرايطى كه هر آن احتمال عملى شدن حمله نظامى آمريكا به ايران مى‏رود اصرار و پافشارى بر مواضعى چون انرژى هسته‏اى و ادامه پروژه‏هاى غنى‏سازى اورانيوم در حكم بازى با آتش است كه به دست دشمن بهانه مى‏دهد.

اگر چه دست كم گرفتن دشمن و اهمال درباره احتمال حمله آمريكا به كشور امرى غيرعاقلانه است اما واكنش‏هاى منفعلانه نيز، عملى است ناصواب و در حقيقت، نوعى خودكشى از ترس مرگ است...و اما ادعاهاى افراطيون جبهه دوم خرداد تا چه ميزان با واقعيت همخوانى دارد. در اين باره اشاره به نكاتى ضرورى است:

1- آمريكا هر كارى كه عليه ايران توانسته انجام بدهد، انجام داده است. از تحريم اقتصادى گرفته تا به راه انداختن جنگ تحميلى و توطئه‏هايى نظير فرقه‏گرايى و تجزيه‏طلبى. تجارب اين ساليان نشان داده كه هر وقت آمريكا در راه‏اندازى اقدامى عليه ايران ناتوان بوده، مهمترين دليل آن ناتوانى آمريكا در آن اقدام بوده و لاغير.

2- اين ادعا كه اگر از فناورى اتمى يا از ديگر مواضعمان دست بشوييم با مهربانى آمريكا رو به رو مى‏شويم كاملا غلط است چرا كه در اين سى سال هر وقت از منافع‏مان به بهانه تنش زدايى صرف نظر كرديم، با حركت گستاخانه‏تر شيطان بزرگ مواجه شديم و بالعكس هر جا كه محكم ايستاديم آمريكا را مجبور به عقب‏نشينى كرديم.

3- شايد تصور عده‏اى اين باشد كه جمهورى اسلامى از چهارطرف در محاصره آمريكاست، چرا كه يانكى‏ها در تمام كشورهاى همسايه ما پايگاه نظامى دارند. اين ادعا اگرچه ظاهرا درست به نظر مى‏رسد اما در وراى خود اتفاقا بيانگر ضعف آمريكاست، چرا كه على رغم حضور فيزيكى سربازان آمريكايى، دمكراسى آمريكايى هيچ محبوبيتى در ميان مردم خاورميانه و همچنين آسيا ندارد و تازه، مهمترين خواست اين ملت‏ها اين است كه اشغالگران سرزمينشان را ترك كنند. پس على رغم ظاهر كار آمريكا نه فقط قادر به محاصره جمهورى اسلامى نشده، بلكه باعث از دياد نفرت ملت‏ها از خودش شده است و آسيب‏پذيرى شكننده خود را با در تيررس قرار دادن سربازانش مضاعف كرده است.

4- آمريكا به خوبى از قدرت بالاى نظامى ايران و همچنين از ميزان محبوبيت نظام مقدس جمهورى اسلامى نزد افكار عمومى باخبر است و سر همين به خوبى مى‏داند در صورت حمله به ايران دچار چه فلاكتى خواهد شد.

***

البته از بوزينه يانكى‏ها هيچ كارى بعيد نيست. و استبعادى ندارد كه بوش حماقت كند و عليه ايران دست به گزينه نظامى بزند. اين رويارويى آزمون مناسبى جهت وزن‏كشى ميزان صلابت و ايمان ملت‏هار مواجهه با هيمنه پوشالى شيطاطين غرب و در رأس آن نظام منحط ايالات متحده خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 7:44  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

احمدى نژاد، نصرالله و اسد رهبران محبوب جهان عرب

احمدى نژاد، نصرالله و اسد رهبران محبوب جهان عرب
يك نظرسنجى انجام شده در چند كشور عربى حاكى از آن است كه محمود احمدى نژاد رييس جمهورى ايران، بشار اسد رييس جمهورى سوريه و سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان سه رهبر محبوب در جهان عرب هستند. شبكه خبرى بى. بى. سى با اعلام اين مطلب افزود: ۸۳ درصد از شركت كنندگان در اين نظرسنجى گفته اند ديدگاهى منفى نسبت به امريكا دارند. در اين نظرسنجى كه توسط موسسه زاگبى، دانشگاه مريلند و موسسه تحقيقاتى بروكينگز در واشنگتن انجام شده، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان ، بشار اسد رئيس جمهور سوريه و محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران سه رهبر محبوب جهان عرب شناخته شدند. مطالعه مذكور در كشورهاى عربستان سعودى، اردن، لبنان، امارات متحده عربى، مراكش و مصر انجام شده است. برخلاف نتايج نظرسنجى مشابهى كه سال ۲۰۰۶ صورت گرفته بود، اين بار اكثر پاسخ دهندگان به اين نظرسنجى گفته اند كه ايران بدنبال استفاده صلح آميز از انرژى اتمى است. در مطالعه امسال ۶۷ درصد گفته اند ايران حق دستيابى به انرژى هسته اى دارد و فشارهاى بين المللى بايد متوقف شود. اين گزارش مى افزايد: مقايسه پاسخ هاى داده شده به اين سوال به تفكيك كشورها حاكى از آن است كه در عربستان سعودى بيشترين حمايت (۷۳ درصد) از برنامه هاى اتمى ايران ديده مى شود. اين نظرسنجى در مارس ۲۰۰۸ انجام شده و در آن ۴۰۴۶ نفر شركت كرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 13:39  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  | 

آیادراين سال شاهدجراحي اقتصادي و به دنبالش حراج اقتصادي خواهيم بود

آیادراين سال شاهدجراحي اقتصادي و به دنبالش حراج اقتصادي خواهيم بود

رئيس جمهور درسال جديد از جراحي اقتصادي سخن گفت اما حال چگونه وبه چه شكل حتما خودشان و كارشناسان مربوطه از روند انجامش آگاهند.اما آيا مي توانيم در اين سال شاهد جراحي اقتصادي و به دنبالش حراج اقتصادي باشيم. منظورم از حراج اقتصادي همان ارزاني و فراواني اجناس وكالاهاي مختلف است.به نظر بنده اقتصاد ما ازساليان گذشته دچار بيماري گشت كه مدتي عوارضش بنا به اقتصاد جهاني وشرايط مختلف افول ودوباره مدتي اوج مي گرفت والبته اقتصاد دولتي ونظام يارانه اي واتكا عمده بودجه كشور به طلاي سياه يا همان نفت وتغيير مديريتها كه گاهي سبب تغيير سياستهاي يك سازمان يا حتي وزارتخانه يا در بعد كوچكترش يك اداره در فلان شهر كشور مي شد وناهماهنگي هايي را از دو دهه پيش تا به حال موجب مي گشت كه حتي بعضي عادتهاي مديريتي از سطح پايين گرفه تا بالاتر رسومي را در روندهاي مديريتي در مجموعه ها نهادينه نهادينه نمايد و اين اقتصاد بيمار را مدام نالان تر كند والبته تعبير آقاي احمدي نژاد براي اين اقتصاد بيمار و تورم فزاينده كه به جراحي بزرگ اقتصادي اشاره كردند كاملا صحيح مي باشد وبه نظرم تنها چاره بهبود بخشيدن به وضع اقتصاد كشور همين جراحي بزرگ اقتصادي در ابعاد مختلف آن مي باشد اما سوال ايجاست كه چگونه و به چه شكل وبا چه راهكار وابزارهايي مي شود اين كار بزرگ كه مي توان آنرا در صورت تحقق يافتن به جهادي بس بزرگ در اين زمينه عنوان كرد را به ثمر ونتيجه رساند.

شما خوانندگان محترم در اينباره چه نظري داريد وبه نظرتان چگونه مي توان اين كار عظيم را به ثمردهي رساند.نظراتتان را با كليك بر روي كلمه نظر دهيد براي اين وبلاگ ارسال و آنرا در قسمت مربوطه درج نماييد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 2:56  توسط وحیداعظمی(ژورنالیست)  |