پشت پرده خاتمی با میرحسین موسوی-هدف چیست؟
درچندروز اخیر سیدمحمدخاتمی درجمع مردم ایلام گفت:به همه اصلاح طلبان ونیز کسانی که ممکن است جز اصلاح طلبان هم نباشند ولی دلشان میخواهد در وضع کنونی تحولی ایجادشود وضمن احترام به همه کسانی که کاندیداتوری خود را اعلام کردند یا اعلام خواهند کرد میگویم به یاری خداوند یک نفر از میان من و جناب میرحسین موسوی نامزد خواهد شد و اعتقا دارم که اگر انتخابات به صورت آزاد برگزار شود و واقعا رای مردم مورد حرمت قرار گیرد بدون تردید وضع به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد حتی کسانی که امروز سر کار هستند نیز اگر بخواهند دوباره بیایند ناگزیرند شعارهای خود را تغییر دهند .در فضای آزاد وبه موجب قانون آنچه مورد احترام باید باشد رای مردم است ودر این صورت نتیجه هرچه باشد مبارک است.
به هر صورت محمدخاتمی در ایلام تا حدودی فضای مبهم انتخاباتی در مورد حضور یا عدم حضورش را روشنتر ساخت و چند قدمی به جلو حرکت نمود اما باید با دید صحیح این حرکت خاتمی را آنالیز نمود و هدف اورا از این اقدام حلاجی کرد.به نظر بنده این حرکت خاتمی در دو مساله در شرایط فعلی میتواند خلاصه شود،اول اینکه خاتمی هنوز قصد نداشت به صورت شفاف و روشن حضور یا عدم حضورش را اعلام نماید و از سوی دیگر می دید که با سکوتی که پیشه کرده اگر در درون خودش قصد اعلام حضور در ماه های آینده را داشته باشد کم کم دارد با مشکلی روبرو میشود وآن اینکه در دایره یاران و احزاب موافقش به علت این سکوت و ترس آنان از اینکه در مدت کوتاهی به انتخابات خاتمی اعلام عدم حضور نماید سستی و بی انگیزگی به سید در حال ایجاد شدن است وشائبه عدم حضور او با سکوتی که پیشه کرده چون موریانه ای به جان احزاب ویاران موافق افتاده است والقائات رقیبان در مصاحبه ها ورسانه ها این شک را در حال دامن زدن است و این سردرگمی حاصل از عدم اعلام نهایی خاتمی دارد سببی میشود تا آنهایی که دل به حضور سید خوش کرده اند به سمت ناامیدی از حضور وی حرکت نمایند و در پشت پرده به افراد دیگری از همفکران و هم حزبی ها دل خوش کنند و با آنان محرمانه به گفتگو بنشینند و این گفتگوها ودیدارها تا زمانی که خاتمی میخواهد اعلام حضور کند کار را برای بعضی یاران و احزاب تمام کرده باشد و آنان را مایل به حضور غیر خاتمی کرده باشد و آنان تا اعلام خاتمی به راهی رفته باشند که برگشت از آن یا ناممکن و یا زمان بر و هزینه بر باشد و سبب تشتت و تفرقه و چند صدایی در بین اصلاح طلبان و مجاهدین انقلاب و بعضی محافظه کاران بشود و در احتمال دوم اگر خاتمی در وجود خودش قصد حضور نیافتن در انتخابات را داشته باشد می دید که این سکوت ممکن است سبب شود که کاندیدی را که مورد علاقه وحمایت او است در زمانی که معرفی نماید چون یاران و احزاب موافقش دل به خاتمی خوش کرده اند زمان کافی را برای هماهنگ سازی سیاست هایشان و اقدامات تبلیغاتی نداشته باشند و سید در نزد دوستان و حامیان محکوم به تعلل شود،از این رو خاتمی در ایلام در اقدامی جالب از میان خود و میرحسین یکی را به عنوان کاندیدا مطرح ساخت که در آینده اعلام خواهد نمود و با این کار وحدت در اردوگاه حامیان خویش را حفظ نمود و برگ وسیاستی جدید را برای رقیب رو نمود.
خاتمی برای حضورش دو دیدار را مد نظر داشت ودارد یکی دیدار با میرحسین موسوی و دوم دیدار با رهبری عالی نظام ،که در دیدار اول که صورت گرفت میخواست ببیند که آیا در صورت حضورش میرحسین به رقابت با او چون کروبی خواهد پرداخت یا خیر و اینکه چه خود حضور یابد و میرحسین حمایت نماید و چه میرحسین حضور یابد و او حامی باشد اصلاح طلبانی را که به جهت نزدیکی مجاهدین انقلاب ومشارکت به خاتمی از او خرده میگیرند را نیز با خود همراه سازد و همچنین با حضور میرحسین یا به عنوان حامی ویا کاندیدا رای بعضی محافظه کاران سنتی را نیز به خود جلب نماید و حتی به این امید که بعضی اصولگرایان را نیز با خویش همراه سازد چون در زمان نخست وزیری میرحسین یکی از شعارهایش عدالت طلبی بود و همچنین از آنجا که شعار دوم موسوی معیشت بوده وهست و کروبی هم از این شعار در انتخابات پیشین استفاده جست و در این انتخابات هم بی شک آن را مطرح خواهد ساخت آرایی از کروبی به این سمت کشیده شود و در ضمن با این حرکت خاتمی کروبی در اردوگاه اصلاح طلبان تنها خواهد ماند .
البته در صورتی که میر حسین کاندید شود و خاتمی نقش حامی اورا داشته باشد معایب و حسن هایی وجود دارد یک حسن آن برای اصلاح طلبان و خاتمی این است که از آنجا که میر حسین با خط امام ربط دارد جریانات مدعی اصلاحات که از هم سویی و نزدیکی خاتمی به مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت ناخرسندند و از انجا که خودشان حزب وگروهی دارند و از این رو نمی توانند به کروبی بگروند زیرا به منزله هضم در اعتمادملی خواهدبود رو به میرحسین اورند و چهره ای کاریزماتیک برای خودشان داشته باشند و از ربط موسوی به خط امام و صدرانقلاب نوعی حاشیه امنیت و اعتبار درون ساختاری برای خود فراهم سازند.خاتمی این تهدید را با این اقدام به فرصت بدل کرد.
دومین حسن این اعلام خاتمی از دید موافقان حضور موسوی این است که حضور میرحسین سبب خلع سلاح احمدی نژاد خواهد شد زیرا رییس جمهور وقت همواره سیاست های هشت سال دولت سازندگی و هشت سال دولت اصلاحات را نقد ونفی کرده و هرگز درباره دولتی که میرحسین نخست وزیر آن بود و مورد تایید امام نیز قرارداشت سخنی نگفته است وهم اینکه موسوی میتواند بخشهایی از اصولگرایان را نیز جذب و جلب نماید چون بعضی میرحسین را به اصولگرایی وعدالت طلبی شهره می دانند و جالبتر اینکه هم میتوان گفت میرحسین در میان نسل جدید که خاطره ای از ایام جنگ ندارند و یا نبوده ویا خردسال بوده اند چهره ای جدید ودر میان قدیمی ترها چهره ای آشنا و حتی کهنه کار خوانده میشود.البته میتوان بر این مساله هم صحه گذاشت که بسیاری از مردم ایران سیاستمداری را که سالها از قدرت به خواست خود کنار رفته و در پی به دست آوردن قدرت نبوده را چنانچه پس از سالیان سال به میدان بازگردد می پسندند و سیاستمداری را که مستمر در مسندامور بوده را به عهلت اینکه انسان میل به تجربه های جدید دارد بی میل میشوند که برای نمونه میتوان به انتخابات سال 84 و آقای هاشمی اشاره کرد البته این میل نشان دهنده عدم کارایی سیاستمدار نیست و بسیار سیاستمداران موفق و زحمت کش بوده اند که استمرار حضور آنها در مسندهای اجرایی برایشان در انتخابات به نقطه منفی تبدیل شده است وحتی در ورزش کشتی و یا فوتبال مردم ما گاهی شعار یاد باد ان روزگاران سرمیدهند و یاد از چهره های قدیمی که سالهاست در میدان نیستند میکنند و بعضی اصلاح طلبان اعتقاد دارند احساس نوستالژیک مردم میتواند آنها را به میرحسین که چهره قدیمی است متمایل نماید.
دلیل دیگر برای اصلاح طلبان اینکه مهم ترین خواسته های مردم حل مشکلات اقتصادی و تورم وبیکاری است وتمایل به شعارهای اصلاحات سیاسی و دموکراسی که خاتمی از آن می آید فروکاسته و نان به آزادی متقدم است و از آنجا که میرحسین به عدالت طلبی شناخته شده تر است بر خاتمی چربش دارد.
یکی از امیدهای دیگر اصلاح طلبان میتواند این باشد که حضور مهندس موسوی اصولگرایان را دچار شکاف و شقاق نماید و اینکه امیدوارند با حضور وی افرادی چون محسن رضایی و محمد خوش چهره و عمادافروغ از وی حمایت نمایند و محافظه کاران سنتی را که درسال64 هنگامی که رییس جمهور وقت با تاکید وتوصیه امام میرحسین را به نخست وزیری معرفی کرد و99 نفر از محافظه کاران رای اعتمادندادند و توجیه نمودند که نظر امام ارشادی بوده نه مولوی را دچار مشکل کند همچنین اصلاح طلبان میتوانند این باور را هم داشته باشند که از انجا که هم اینک اصلاح طلبان را به فاصله گیری از خط و ارمانهای امام معرفی میکنند با حضور میرحسین اصولگرایان دیگر نتوانند خود را فقط اصولگرا بنامند و از خط امام سخن گویند که میرحسین خود نماد این دوست .البته این گمانه ها را به افکاری که میتواند در پس این ماجرا در ذهن اصلاح طلبان باشد عنوان داشتم و به نظر من این حرکت به یک بازی سیاسی از سوی اصلاح طلبان بیشتر می نماید.
از سایر امتیازات موسوی در دید اصلاح طلبان میتوان به این موارد هم اشاره کرد:نظر خاتمی درباره او و اینکه در زمان جنگ با امکانات محدودی که وجود داشت توزیع به نسبت عادلانه ای میان اقشار مردم صورت می پذیرفت و هم اینکه میرحسین رییس دولت مورد تایید امام بود .
البته دیدگاه مخالفان در برابر حضور مهندس موسوی این است که:او به اندازه خاتمی طرفدار دموکراسی و خصوصی سازی و نهادهای مدنی و تنش زدایی نیست و نسبت او با احزاب اصلاح طلب کاملا شفاف نیست و همچنین نسل تازه او را به خوبی نمی شناسد که البته به نظر بنده این مساله و تازه بودن او در نزد نسل جدید گاهی هم میتواند به یک امتیاز مثبت بدل شود و این بستگی به نوع برخورد وشعارهای وی در تبلیغات انتخاباتی اش اگر حضور یابد دارد و همچنین مردم میرحسین را به شعارهای عدالت طلبانه و معیشتی میشناسند که هر دو این شعارها نماینگان و کاندیداهای مخصوص خود را دارد که معیشت همان کروبی است و شعار عدالت احمدی نژاد که این مساله میتواند از رای میرحسین بکاهد چون این شعارها مدعیان محکمتر خود را دارد البته معیشت هم شعار احمدی نژاد میباشد که در کنار عدالت او آن را به زبا می آورد.
در آخر باید بگویم خاتمی اگر قصد داشته باشد که نیاید با معرفی میرحسین میخواسته سرمایه اجتماعی خودش را در میان اصلاح طلبان حفظ کند چون اگر خاتمی نیاید و میرحسین حضور یابد و پیروز هم بشود جایگاه خاتمی حفظ وتقویت هم میشود وبسیاری پیروزی میرحسین را از آن خاتمی به جهت حمایتش از او میخوانند و هم اینکه سید هدایت معنوی را برعهده میگیرد و از از مواهب و تبعات مثبت قدرت و دولت به دلیل حمایتش از موسوی برخوردار میگردد بدون اینکه مستقیما در گود باشد و آفاتی متوجه او نمی شود و خاتمی که مسئولی بی قدرت وبه قول خودش تدارکاتچی در هشت سال ریاست جمهوری اش بود و آن را تجربه کرد با حمایت از میرحسین و پیروزی اش میتواند طعم قدرت بدون مسئولیت را بچشد که به گمانم این نوعش برای خاتمی شیرین تر است که قدرت داشته باشد ولی مسئولیتی متوجه اش نباشد و مسئولیت پذیر نباشد و مسئول کاستی ها نباشد و در صورت دوم اگر میرحسین قافیه را به رییس جمهور وقت ببازد باز این موسوی است که به حاشیه میرود وبا توجه به اینکه موسوی بیست سال حاشیه نشینی را انتخاب کرده بود برایش سخت و غیرقابل تحمل نخواهد بود که اینبار انتخابات او را به حاشیه براند و چند سال دیگر هم به بیست سال افزوده گردد و او باز هم به نقاشی بپردازدو هم اینکه موسوی هیچگاه خود را به محک انتخابات نگذاشته بود که حالا نگران این باشد که مثلا چند ده میلیون پشتوانه رایهای گذشته اش از بین برود در حالی که خاتمی دوست ندارد چند ده میلیون رایی را که در دو انتخابات به دست اورد و برایش اعتباری شد به خطر بگذارد و از دست بدهد که در صورت از دست دادن و بازنده بودن انتخابات خاتمی و اصلاح طلبان کاملا در قدرت سیاسی ایران به انزوا خواهند رفت و پایگاه خود را از دست خواهند داد اما اگر موسوی بیاید و شکست هم بخورد سرمایه اجتماعی خاتمی باز هم حفظ میشد که خاتمی دوست ندارد این سرمایه را از دست بدهد حتی به نظر بنده اگر یک طرف هم به خاطر مردم باشد این ریسک را نخواهد کرد مگر خیالش از رای آوردنش راحت باشد که این نوع نگاه در نظر مردم پسندیده نیست و نخواهد بود و کار برای مردم ریسک ندارد و اگر نیت مردم باشند سیاست مدار نباید از اینکه ممکن است رای نیاورد و جایگاهش کمتر شود بترسد که خدمت به مکردم این حرفها و اگر واماها را ندارد.
بنده آنسان که هر نویسنده ای در درون خویش تعلق به سیاستهای سیاست مداری در کشورش دارد چنین هستم اما خداوند را بر خویش گواه داشته ام که در نوشتارم علاقه قلبی ام تاثیر نداشته باشد و آنچه را که به نظرم درست میباشد را بدون اثرگذاری میل و علاقه ام تحلیل و حلاجی نمایم و در آینده تحلیلهای بیشتری خواهم داشت باسپاس از شما خوانندگان محترم.
استفاده از این مطلب با ذکر نام نویسنده و یا آدرس تارنگار بلامانع میباشد.
وحیداعظمی
