خانم با صدايي بسيار آرام گفت آقا اندازه دوهزار تومان گوشت بدين!همراه شو عزيز
دلم گرفته شايد از خود سوال كنيد چرا ولي فقط مي تونم بهتون بگم از خوشي نيست. عيد هم 13 روزش رفت عيدي كه خوش بودن در اون هزينه سرسام آوري مي خواهد ومرفهين بي درد در اون حسابي خوشند چند روز پيش رفتم قصابي گوشت بخرم با قصاي سلام عليك دارم وهمين طوري كه داشتيم تعارف هاي صد من يه غاز رد و بدل مي كرديم خانمي حدودا25 ساله داخل مغازه شد وقصاب گفت بفرمايين که خانم با صدايي بسيار آرام گفت آقا اندازه 2000(دوهزار تومان) گوشت بدين من هم نگاهم به اين خانم افتاد چي بگم خانمي بيست وخورده ساله نشان مي داد كه غم وغصه اين روزگار ونداري صورتش را پژمرده وزرد رنگ كرده بودو شادي در با صورتش كاملا غريبه بود اعصابم خورد شده بود وهزاران سوال در ذهنم عقب وجلو ميشد كه با صداي قصاب كه گفت بيا اين گوشتت خانم نگاهم به دست قصاب جلب شد ومتوجه حدودا 250 گرم گوشت در داخل پلاستيك فريزر كه روي از روي ترازو برداشته شد گشتم چي بگم گوشتي با وزني حدود 250 گرم كه يك سوم آن چربي و دنبه بود . خداييش در آ» لحظه نزديك بود قائم بزنم زير گوش قصاب و با ديوار يكيش كنم ولي خودم را كنترل كردم و بعد كه اين خانم از مغازه بيرون رفت با ناراحتي به قصاب كه اصلا از اين صحنه ككش هم نگزيده بود گفتم ....آقا اين بنده خدا معلوم بود كه يا پول نداشته يا براي گذران روزهاي ديگر زندگي بايد حساب شده خريد مي كرده و اين انصاف نبود كه اين رسم تان را براي اين زن هم عمل كني ( منظور از رسم تان اين است كه هر يك كيلو گوشت اگر قصاب منصف باشد حدودا 300 گرمش چربي و دنبه باشد)دراين هنگام آقاي قصاب با نگاهي كه معلوم بود خيلي بهش برخورده گفت داش وحيد در روز از اين موردا خيلي زياد داريم و اگه بخواهم دلسوزي كنم بايد بيست روزه در مغازه ام را تخته كنم در ثاني من كاسبم و دولت كه نيستم و وظيفه اي براي دستگيري محرومين درست است كه دارم اما در اندازه و وسع خودم نه بيشتر كه زن و بچه هاي خودم بهشون سخت بگذره وچراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است وبدبختانه يه مسئله اي هم هست كه اگر الان يك كيلو گوشت مجاني به اين خانم ميدادم تو و دو نفر ديگه كه مي ديدين هزارتا فكر ناجور مي كردين و پيش خودتون مي گفتين اين كلك هدف داره كه به اين خانمه كمك كرد آخه درد فقط درد اقتصادي كه نيست درد بعضي بي فرهنگي و بدبيني به هم و خاله زنك بازي هاي ها جلوي دست و پاي آدما مي بنده الان شايد بگي داره توجيه مي كنه اين هم يكي ديگه از نگاه ما كه اكثرا عادت كرديم به نيمه خالي ليوان باشه هست و يك هو با صداي بلند گفت وحيد حواست به منه ومن هم كه تو فكر پيدا كردن جواب براي سوالات در ذهنم مثلا اينكه چرا يكي مياد نزديك ميدون هفده شهريور چنان ساختمان برج مانندي مي سازه وروي پشت بامش هم كاملا با شيشه جاي زيبايي براي استراحت ميسازه كه از اطراف كه شبا نگاه ميكني نورهاي رنگ و وارنگ بكار رفته در اون چشم ادم را به خودش جلب ميكنه ويكي همون نزديكي ها مياد و250 گرم گوشت ميخره بودم يك دفعه حول كردم و اومدم يك چيزي بگم كه يعني حواسم به شماست كه قاطي كردم ونا اختيار گفتم بله بله همراه شو اي عزيز (حالا شما كه دارين اين مطلب را مي خونين مثل حرف قصابه نشين كه مي گفت به نيمه خالي ليوان نگاه مي كنيم و از اين نوشته هاي من به خودتون بگين سياسي نوشته) خلاصه اينا كه گفتم آقاي قصاب گفت اين جمله چقدر برام آشناست آهان آهان قبل عيدي رفته بودم تهران كه رو كاغذا البته بعضي كاغذا نوشته بود همراه شو عزيز كه حرفشا قطع كردم وگفتم مرد حسابي كجاي كاري اين خواننده جديده فاميلش نامجو ست و به جاي خوندن عربده ميكشه وپيش خودش حتما فكر مي كنه حماسي مي خونه هم يه ترانه اي خونده كه توي چهار دقيقه چهل بار هي ميگه همراه شو عزيز .خلاصه ديدم قصاب باشي هم غريزه روشن فكري بازيش درش گل كرده و مي خواد شروع كنه به تجزيه تحليل هايي كه من دو زاريم افتاد كه در اون لحظه كاملا شكمش سيره (آخه ساعت يك بعد از ظهر شده بود ومن فلك زده قلم به دست روزنامه نگار هم كه بس از اين چيزا نوشتم وشنيدم وگفتم ديگه حوصله اي براي شنيدن تجزيه و تحليل هاي اين مدلي از قصاب باشي وچه صراف باشي را ندارم يك دفعه گفتم شرمنده بايد برم چون ميخوام برم بانك قسط هام را بدم وقتشون گذشته و بانك هم نيم ساعت ديگه مي بنده و قالا كندم و جستم البته نه از مدل يه بار جستي ملخك دو بار...... بلكه از مدل جستن هاي خودمون شايد هم نوع خبرنگارانه باشي خلاصه كوتاش كنم (پاچه شلوار مطرب باشي را كه نمي گم ،نوشته هام و اين جريان را مي گم از ماجرا پرت نشو عزيز).باور كنيد حالا كه دارم اينا را مي نويسم نه سخنم با شخصي است نه با حزبي فقط منظورم اينه ومي خواهم بگم كه بياييم جملات و شعارها را رها كنيم و به جاي گفتن اين حرفا كه همراه شو عزيز و....بگيم ول كن عزيز وهمه همه دست در دست هم گذاريم وميهن خود كنيم آباد وبا كمك خدا و رهبر عزيزمان و رييس جمهور خاكي ومردم مان و مردم غيور و واقعا منصف و كم توقع و خوبمان منهاي مرفهين بي دردي او هم اونهايي شان كه فقط فكر جيبشان هستند ايران امروز را با كه در بهترين شرايط براي رسيدن به پله هاي پيشرفت علمي است را با اتحاد و يكدلي از مشكلات اقتصادي برهانيم و كمك كنيم كشورمان را كه از بيماري اقتصادي نشات گرفته از گذشته تا حال است را با همت مسئولين ودولت از اين بيماري نجات دهيم و دولتمان را مدد نماييم و از سنگ اندازي مخالفين نظام و ايران و ايراني با هر تواني كه داريم جلوگيري كنيم تا دولتي كه مخواهد دست به يك جراحي بزرگ اقتصادي بزند بتواند به خوبي اين كار سخت را به سر منزل مقصود برساند.
